گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
34
فلسطین رخ داد و تجربههای اندوهبار و پرباری به دنبال داشت. اینجاست که به تأثیرگذاری این عنصر بر شکلگیری جنبش محرومان و همچنین، بر انتخابها و ابعاد آن پی میبریم تا جایی که در منشور جنبش تأکید شده است که مسئله ملت فلسطین در دل و جان این جنبش جا دارد.
باید محنت لبنان را که خود، از پیامدهای وجود اسرائیل است، از مهمترین عوامل اثرگذار در ضرورت یافتنِ پیدایش این جنبش و عدالتخواهی و رشد آن دانست.
نکته آخر اینکه، پس از شکلگیری جنبشهای انقلابی و ایمانی در گوشه و کنار جهان و بهویژه در جهان عرب و دنیای اسلام و آگاهی همه لبنانیان از تاریخ این جنبشها و دستاوردهای آن، بهویژه پس از آنکه جنبشهای مارکسیستی در اثر تحولات جهانی، رونق انقلابی و ترقیخواهانه ارزشی خود را از دست داد و پس از آنکه این جنبشها تقریباً در یکسوم جهان حکومت را در دست گرفتند و پس از تجربه جنبشهای انقلابی و ایمانی، از ملی و آزادیبخش گرفته تا اجتماعی و سیاسی، همگی، با انواع و تحولاتی که داشتهاند، تأثیرهای بزرگی بر لبنانیان و بهویژه محرومان گذاشتهاند.
از سویی پس از گذشت نیم قرن از تجربه انقلابهای جهانی مارکسیستی و جنبشهای عربیِ برگرفته از آن، عملاً روشن شده است که این تجربهها با سرزمین و تاریخ ما سازگار نیست و انسان ما را به انقلابی واقعی به معنای درست آن تبدیل نمیکند و از این روست که اینگونه انقلابها در این مدت هیچ خدمت ملی، چه از نظر سیاسی و چه از نظر اجتماعی، به مردم ارائه نکرده و در برابر اسرائیل نهتنها هیچ موضع حقیقی به سود عرب نگرفته، که گاه مواضع دیگران را نیز سست کرده و به نحوی در عقبنشینی اعراب در برابر اسرائیل نقش داشته است.
امّا درب��ره موضع این جنبشها در محنت ملی لبنان، در جلسات ارزیابی وقایع جنگ لبنان مرحله به مرحله آن را بررسی کردیم و خواهیم کرد.
نکته دوم. ایدئولوژیای که جنبش ما بر آن استوار است و اصول آن را از تجربه تاریخی آن الهام گرفته، تأکید میکند که رهبری شایسته و کار تشکیلاتی، دو عنصر اساسی در موفقیت هر جنبشی در جهان است.
ما دریافتهایم که درجه مسئولیتپذیری رهبر به حد شهادت هم میرسد، همچنانکه حساسیت و دقت تجربه تاریخی در گزینش رهبر را نیز درک کردهایم تا جایی که میتوان گفت رهبری، واقعیتی تکوینی است و در گرو انتخاب و تعیین نیست. در آینده برخی از ویژگیهای رهبری جنبش را در مرحله پایهگذاری آن بررسی خواهیم کرد.
نکته سوم. امّا اکنون به اصل کار تشکیلاتی و ضرورت آن برای موفقیت انقلاب میپردازیم. هر فردی هرچند نابغه باشد، تواناییها و شایستگیهای محدودی دارد. کار تشکیلاتی، افراد را به یکدیگر اضافه نمیکند، زیرا این کار نیز تواناییها و شایستگیها را از حد مشخص خود خارج نمیکند. با شایستگیها و تواناییهای محدود، انقلاب به موفقیت نمیرسد، زیرا تواناییهای کسانی که از وضع اجتماعی موجود سود میبرند و نیز امکانات و مصالح آنان، که به نوبه خود عناصر و تواناییهای دیگری را برایشان فراهم میکند، فراتر از تواناییهای افرا�� است، هرچند این افراد بسیار باشند. افزون بر آنکه در اختیار داشتن زمام امور و همچنین، پیمانهای موجود میان عناصر مسلط بر ملتها، همواره معادله
