معیشت مردم زندگی کند. حضرت علی(ع) میفرماید: «أأبیت مبطناً و حولی بطون غرثی و اکباد حرّی و لعل بالحجاز أو الیمامة من لا طمع له بالقرص و لاعهد له بالشبع.» پیشتر آنچه را بر این مسئله تأکید میکند، ذکر کردیم.
مسئولیت هنگامی که رهبر در کانون حکومت قرار دارد با سرپرستی آغاز میشود؛ و در غیر این صورت، رهبر باید با فداکاری و تلاش و همه راههای ممکن حتی با شهادت از منافع مردم صیانت کند. اصل ثابتی مسلمان نمیداند کسی را که به امور امت اهتمام ندارد. پیامبر میفرماید: «آنکه صبح کند و به امور مسلمین اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست.» این مسئولیت به رهبر و کسی که در خدمت دیگران است، اختصاص ندارد؛ بلکه هر انسانی به اندازه آگاهی و امکاناتش مسئولیت دارد:«کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.» مسئولیت آگاهان یا به اصطلاح مسئولیتِ فرهیختگان و مسئولیتِ اعضا�� ارشد، اصلاح اوضاع مردم است.
4. منابع شناخت اسلام و احکام آن
منابع تشریع عبارت است از قرآن و سنت پیامبر که همان قول و فعل و اقرار اوست، و اجماع و عقل. این اصول چهارگانه بهطور کلی میان همه مسلمین مشترک است. پس تفاوتها در کجاست؟ تشیع با استناد بر احادیث ائمه معصوم متمایز میشود و در مقابل، اهلسنت بر اقوال همه اصحاب رسول استناد میکنند. چگونه درمییابیم که چیزی حلال یا حرام یا واجب یا صحیح یا باطل است؟ قرآن و سنت و عقل و اجماع منابع مورد اتفاق همه مسلماناناند و در عین حال، شیعه علاوه بر آنها، اقوال ائمه و اهلسنت اقوال صحابه را معتبر میدانند. البته، این دو منبع آخر همپوشانی هم دارند، زیرا ما به قول بخش بزرگی از صحابه عمل میکنیم و آنان نیز به بخشی از اقوال ائمه عمل میکنند.
وجود ائمه در نسلهای پشت سر هم - دوازده نسل از ائمه- منابع بسیار غنی و تجارب ارزشمند و دقیقی در دورههای فرهنگی و اعتقادی مختلف و دشوار تقدیم کرده است.
چنانکه گفتیم جامعه اسلام آغاز به گسترش کرد و تمدنها و فرهنگهای جهانی از یونان و اسکندریه و عراق و ایران وارد جامعه اسلامی شدند. در این هنگام میان آنان تعامل اتفاق افتاد و گریزی از رهبری فرهنگی نبود. این مسئله موجب شد که باب اجتهاد نزد شیعیان باز بماند، در حالی که مفتوح بودن باب اجت��اد در نزد دیگر مسلمین به سبب کمیِ منابع، خطر بزرگی داشت. صحابه تنها دو نسل بودند و هنگام نیاز مبرم غایب بودند، یعنی آن زمان که جامعه اسلامی با جوامعی که صاحب فرهنگها و تمدنهای ریشهدار بودند، مواجه شد و مسلمانان خود را در برابر پرسشها و دیدگاههای جدید یافتند، بهرغم دیدگاههای جدید، شیعیان امام معصوم داشتند. به سخن دیگر، منبع و مصدر تشریع موجود بود.
امّا غیرشیعه امام نداشتند و صحابه نیز از دنیا رفته بودند و همه صحابه از یک نسل بیش نبودند. چه باید کرد؟ به قیاس اعتماد کردند: حکمی شبیه حکمی دیگر است و موضوعی شبیه موضوعی دیگر. قیاس را به کار بردند و پس از قیاس نیز به مصالح مرسله استناد کردند. با این همه، نیاز به کشف حکم همچنان باقی ماند. این نیاز مجتهدان را وامیدارد تا آنچه برای تشریع سودمند است، به کار گیرند. به بیان دیگر، حکم کردن مانند تشریع احکام و عالم دینی
