گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 486

نمی‏پذیرد که کسانی [صرفاً] متخصص دین و کسانی [صرفاً] متخصص دنیا باشند. هر انسانی در کارهای خود هم دینی است هم دنیایی،‏ خواه من یا هر روحانی دیگری که باشد. بنابراین، همان‌گونه که نماز در مسجد جایز است، در خانه نیز جایز است و همان‌گونه که روحانی می‏تواند نماز میت بخواند، هر فرد عادی دیگری نیز می‏تواند بخواند. هر شهروندی می‏تواند به همه این امور بپردازد و اینکه در این‌گونه مسائل به روحانی مراجعه می‏شود، تنها به خاطر کارشناس بودن اوست.
پدر شکری: بله، ولی اگر دولت لبنان بخواهد طرح کلی جدیدی برای همه لبنانی‌ها پیاده کند و این طرح دارای ��روط مورد نظر اسلام باشد و دادگاه‏های مدنی مسئول فرآیند ازدواج باشند و ثبت ازدواج نیز در دادگاه‏های مدنی باشد نه دادگاه‏های شرعی، آیا شما با آن موافقت می‏کنید؟
پدر حلو: برای مثال، دولت قانون ارث را درمورد مسیحیان اجرا می‏کند ولی درمورد مسلمانان نه؛ زیرا این قانون با شریعت اسلام ناسازگار است. فرض کنیم دولت بگوید این‌ها مبانی عامی است که من به عنوان دولت برای قضاوت کردن در یک ازدواج به آن‌ها استناد می‏کنم، مانند مدنی بودن ازدواج و امور دیگری که دولت قبول دارد ولی ما مسیحیان قبول نداریم، مانند مسئله طلاق.
اگر دو نفر بخواهند ازدواج کنند، باید نزد نماینده دولت بروند و به سؤالات او پاسخ دهند و پاسخ‏های خود را ثبت کنند. اگر آن دو مسیحی باشند و با یکدیگر توافق کرده باشند، پس از آن به کلیسا می‏روند و اگر مؤمن نباشند، به همان ازدواج مدنی که دولت درباره آن قضاوت می‏کند، بسنده می‏کنند. اگر دو نفر بخواهند در برابر یک دولت و بنابر قانون آن ازدواج کنند، آیا اسلام می‏پذیرد که تابع قانون دولت باشند؟
امام صدر: حقیقت ازدواج همان است که قبلاً توضیح دادیم. اما ثبت ازدواج در دادگاه به این علت است که این دادگاه تخصصی و بخشی از حکومت است و توافق زن و مرد برای مراجعه به دادگاه مدنی به معنای آن است که دادگاهی غیر از دادگاه شرعی را دارای صلاحیت می‏دانند.
به‌طور کلی در بحث قضا در اسلام، حاکم باید عادل و آگاه به مسائل شرعی باشد و مراجعه به شخصی که شرایط اختصاصی را ندارد، با قواعد قضایی اسلام ناسازگار است. مثلاً در ترکیه و ایران ازدواج را عالم دینی ثبت نمی‏کند، بلکه محضردار این کار را انجام می‏دهد، اما دعاوی و شکایات، مربوط به دستگاه قضایی است و قاضی در اسلام باید شرایط معینی داشته باشد و این شرایط با خواست دولت تغییر نمی‏کند.
یک جوان: تکلیف شخصی که ایمان ندارد چیست؟
امام صدر: او نیز باید به دادگاه‏های شرعی مراجعه کند... اجازه بدهید جوانان، این بحثی جدی است. تکلیف شخصی که دادگاه‏های مدنی را به رسمیت نمی‏شناسد چیست؟ اگر من امروز با شخصی اختلاف پیدا کنم، آیا باید به دادگاه بروم با وجود اینکه آن را به رسمیت نمی‏شناسم؟
جوانان: بله، بله.
امام صدر: بله، ولی به این علت که من شهروندی هستم که از حاکمیت دولت بهره می‏برم. درمورد ازدواج نیز همین‌طور است و زن و شوهر باید ازدواج خود را در دادگاه شرعی که بخشی از حکومت است، ثبت کنند. مشکلی که در معنای ازدواج مدنی وجود
دارد در این است که مقام صالح برای قضاوت درباره مشکلاتی که در ازدواج پیش می‏آید، کیست؟ این بحث مربوط به مبنای کلی قضاوت است که باید شرایطی معین داشته باشد و همان‌گونه که در حدیثی از پیامبر آمده است، تنها پیامبر یا جانشین پیامبر یا وصی یا شهید در این جایگاه می‏نشیند.
پدر حلو: نمی‏دانم، ظاهراً در مبنا اندکی اختلاف وجود دارد. مسیح در انجیل گفته است: آنچه مربوط به قیصر است، به قیصر دهید و آنچه مربوط به خداست، به خدا. اگر ما بتوانیم این دو را به شیوه‏ای غیرمذهبی (سکولار) از یکدیگر جدا کنیم، دیگر مخالفت با دین به حساب نمی‌آید و عقل طبیعی بر آن حکم می‌کند.
از سوی دیگر من شنیده‏ام که از نظر اسلام دین و دولت از یکدیگر جدا نیستند. با وجود چنین مبنایی ما درون حلقه‌ای بسته می‏چرخیم؟
امام صدر: اگر ما آنچه را مربوط به قیصر است، به فرمان خدا به قیصر بدهیم، این کار ایمان به خداوند است.
پدر حلو: فراموش نکنید که قیصر اله است.
پدر دوبری لاتور: چنین به نظر می‏آید که برخی می‏خواهند ازدواج مدنی را بر همگان تحمیل کنند ولی در چنین کشوری که مبتنی بر پایه‏های فرقه‏ای است، باید منافع فرق و مقتضای ادیان را مراعات کنیم. اگر فردی بخواهد از فرقه‌‏گرایی کاملاً دور شود و به هیچ دینی نیز انتساب نداشته باشد، مانعی ندارد که درمورد او ازدواج مدنی را به رسمیت بشناسیم؛ با توجه به اینکه ازدواج دینی نیز به رسمیت شناخته می‏شود.
از آنجا که دولت لبنان ازدواج مدنی را در صورتی که در خارج انجام شده باشد، به رسمیت می‏شناسد، نمی‏دانم چرا باید بسیاری از م��دم ناچار باشند برای دستیابی به یک ازدواج رسمی به خارج سفر کنند و چرا این ازدواج در خود لبنان پایه‏گذاری نمی‏شود؟
پدر شکری: پیشنهاد می‏کنم این بحث را به پایان ببریم. در این جلسه دریافتیم که افراد حاضر در اینجا در این‌باره اتفاق نظر ندارند. مسیحیان وجود ازدواج مدنی در کنار ازدواج دینی را می‏پسندند ولی برخی از مسلمانان هنوز با این نگرش مخالف‌اند. به نظر من میان ما تعارض وجود ندارد، بلکه تمایز وجود دارد و باید بار دیگر گردهم آییم تا ابهامات باقی‌مانده را روشن کنیم.
پدر حلو: دوست دارم به این نکته اشاره کنم که من شخصاً ازدواج مدنی را تأیید نمی‏‏کنم، ولی در عرصه دینی تناقضی میان دین مسیحیت و ازدواج مدنی نمی‏بینم.
امام صدر: به اطلاع حاضران و شرکت‏کنندگان می‏رسانم که اگر می‏خواهند این بحث را دنبال کنند، من آماده بحث و گفت‌وگو در این زمینه، نه‌تنها از راه گفت‌وگو بلکه از راه مکاتبه نیز هستم. امیدوارم مطالبی که منتشر می‏کنید، در اختیار من قرار دهید.