گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 482

و این نوع عقد باشد، نمی‏تواند گزینه دیگری انتخاب کند.
امام صدر: تقاضا می‏کنم جو جلسه علمی باشد.
مذهب جعفری ازدواج موقت (متعه) را قبول دارد و بر این باور است که این ازدواج در زمان پیامبر بنابر اسباب و عوامل فقهی موجود در آن زمان وجود داشته است. ازدواج موقت در حقیقت همان ازدواج کامل است که همه شروط و اجزا را به جز شرط دائمی بودن، دارد. ازدواج عقدی خاص با رضایت طرفین برای ایجاد صیغه‌ای خاص و با شروط معین است و مسئله دائمی بودن عقد پس از آن مطرح می‏شود. یعنی اگر عقد را به حال خود بگذاریم، تا ابد پایدار می‏ماند در حالی که متعه ازدواجی است که زمان آن محدود و مشخص شده است.
این ویژگی با ضرورت ایجاد تبصره‏ای در ضمن عقد برای امکان ایجاد فرصتی برای رهایی از سختی‌‏های ناشی از آن سازگاری دارد. امروزه تحولات شدید اجتماعی، وضع اجتماعی زن و مرد را تغییر داده است. چه بسا مرد و زن در ابتدای ازدواج با یکدیگر تفاهم داشته باشند ولی پس از مهاجرت به شهر و تحصیل و تأثیرپذیری از فرهنگ آن و پس از به دنیا آمدن فرزندان، به علل گوناگون می‏بینند زندگی آن‌ها دیگر تحمل‌کردنی نیست. انسان معاصر باید راه چاره‏ای برای این وضعیت پیدا کند و این همان عامل اساسی است که مردم را به سوی ازدواج مدنی سوق می‏دهد و گاه موجب می‏شود مرد معاصر بگوید: انسان وقتی ازدواج می‏کند مانند کسی است که وارد قفسی طلایی می‏ِشود. چرا چنین احساسی به وجود آمده است در حالی که ازدواج باید مایه آرامش و راحتی و همکاری باشد؟ این احساس نشان‌دهنده آن است که تحولات عمیقی در انسان‏ها و زندگی جامعه رخ داده است و همین تحولات موجب اختلاف دیدگاه‏ها و مواضع می‏شود.
متعه ازدواجی است با زمان مشخص و در شروط، اجرای صیغه، وجود نفقه، انتساب فرزندان و عده داشتن، هیچ تفاوتی با ازدواج دائمی ندارد، ولی آنچه درباره برخوردهای مردم می‏شنوید و در کتاب‌ها می‏خوانید، در واقع عملکرد بد و سوء‌استفاده از قانون برای منافع فردی است. و این امری است که نسبت به همه قوانین مدنی و غیرمدنی شاهد آن هستیم.
عقد ازدواج میان زن و مرد مانند هر عقد دیگری با رضایت و توافق میان دو طرف آغاز می‌شود ولی پس از تحقق عقد، جنبه‌ای مقدس پیدا می‌کند و شریعت نیز آن را نظام‌مند می‌کند. بنابراین، شریعت توافق شخصی میان دو طرف را مبنا قرار می‌دهد.
مهریه نوعی هدیه است است نه نوعی بها(ثمن). شرع می‌گوید :«بد یُمنی زن به بالا بودن مهریه اوست.» شرع با همه توان با هرچیزی که فرایند ازدواج را به تأخیر بیندازد، مبارزه می‌کند و می‌کوشد از سنگینی شرط‌های ازدواج بکاهد. آنچه امروز درمورد مهریه رواج یافته است، عادت‌های قبیله‌ای است. مهریه 50 یا 5000، ربطی به شریعت ندارد. این‌ها عادت‌هایی است که به این مسئله تحمیل شده است.
بنابراین، مهریه هدیه است و ذکر کردن آن در عقد از ارکان اصلی عقد به شمار نمی‌آید و اگر در عقد ذکر نشود، نمی‌توان عقد را نادرست به حساب آورد.
امیدوارم مطالبی که گفتم، این مسئله را برای جوانان کاملاً روشن کرده باشد.
یک دانشجوی دختر: جناب شیخ می گویند مهریه بهای بکارت است. آیا این درست است؟