گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 451

پیروز شوی، دچار سستی و خودباختگی نشو و از مرگ نترس. مرگ پدیده‌ای ترسناک نیست، بلکه زینت و زیبایی زندگی است. مرگ مسابقه‌ای است که زندگی شما را آکنده از نور و درخشندگی و عزت و سربلندی و اعمال نیک می‌کند.
«خط مرگ بر [گردن] فرزندان آدم همچون خط گردنبند بر گردن دختران است و من بسیار مشتاق دیدار نیاکانم [یعنی مشتاق مرگ] هستم، آن‌گونه که یعقوب مشتاق یوسف بود.» بنابر این نگرش دین، مرگ راهی برای حیات، انگیزه‌ای برای کار و فعالیت و هشداری برای آراستن عمر و اصلاح امور است.
برادران! مناسبت درگذشت این بانوی گران‌قدر به ما درس می‌دهد تا جایگاه زن در اسلام و نقش او در تربیت خانواده را بشناسیم. آیا در قاموس و فرهنگ ما زن موجودی ضعیف و کم‌عقل و ناتوان است؟ آیا [در دوران جنگ] زن با شنیدن صدای تفنگ فرار می‌کرد؟ آیا از تمرین و آموزش فرار می‌کرد؟ هرگز! الگوی زنان ما زینب است که در برابر پیکر بدن برادرش امام حسین‌(ع) ایستاد و در برابر چشم دشمنان و هزاران نفر از کینه‌توزان و بدخواهانی که ایستاده بودند تا گریه دختر علی را تماشا کنند، کسانی که ایستاده بودند تا با دیدن خواری و ذلت زینب، عقیله بنی هاشم، دلشان خنک شود، کسانی که ایستاده بودند تا بر مصیبت اهل بیت شادی کنند، چراکه آنان مردانشان را کشته و زنانشان را اسیر کرده بودند، در چنین اوضاعی زینب کنار پیکر پاره پاره امام حسین‌(ع) ایستاد و آن را بلند کرد و گفت: «خدایا این قربانی را از ما بپذیر.»
زن در اسلام این چنین است و این‌گونه فریاد برمی‌آورد، نه اینکه در هنگام جهاد آه و واویلا سردهد. زنی که در زمان جنگ از برابر دشمن می‌گریزد، زنی که اراده و شجاعت و روحیه دلاوری شوهرش را سست و کم‌رنگ می‌کند، مؤمن نیست. چنین زنی آن زنی نیست که اسلام از آن خشنود است.
حضرت زینب‌(س) وقتی نزد ابن زیاد حیله‌گر خائن پیروز در جنگ رفت، به او سلام نکرد. زینب را در دارالاماره که در زمان پدرش در آن همچون شاهزاده بود -‌و حاشا که زینب شاهزاده باشد- گرداندند.
ابن زیاد پرسید: این زن متکبر کیست؟ گفتند: زینب دختر علی‌(ع) است. ابن زیاد خطاب به او گفت: (به سخن شماتت‌آمیز و انتقام‌جویانه او بنگرید) ای زینب! کاری را که خدا با برادر و خویشان تو کرد، چگونه دیدی؟ زینب‌(س) گفت: به خدا سوگند جز زیبایی ندیدم. آنان مردانی بودند که خداوند کشته شدن را برایشان مقدر کرده بود و آنان به سوی مرگ شتافتند و روزی خداوند تو و آنان را جمع خواهد کرد و مورد بازخواست قرار خواهی گرفت. پس بنگر در آن روز رستگاری برای چه کسی است. مادرت به عزایت بنشیند ای پسر مرجانه.
ابن زیاد گفت: سپاس خدایی را که شما را رسوا ساخت و کشت و دروغ بودن افسانه شما را آشکار کرد.
زینب با عزت تمام به او پاسخ داد: همانا کافر رسوا می‌شود و منافق زیان‌کار. گفت: مرگ برای ما امری عادی است و شهادت کرامتی از سوی خداوند برای ماست.
این نگرش زینت زندگی است. اگر از مرگ بترسیم، پریشان و ضعیف و ناشکیبا می‌شویم. اما اگر قوی و نیرومند باشیم و مرد و زن پیرو زینب‌(س) باشیم، پیرو حسین‌(ع) باشیم، می‌گوییم: «مرگ را جز