در حقیقت نمیتوانم منظور سؤال را بفهمم. اگر منظور از «تعرّی» همین موجی است که آن را برهنگی مینامیم، طبیعتاً ما درباره این موضوع بحث کردیم و گفتیم اسلام میخواهد زن و مرد پیش از آنکه زن و مرد باشند، انسان باشند. اسلام میخواهد انسانیت زن و انسانیت مرد را بهطور ثابت حفظ کند. برای آنکه انسانیت زن را حفظ کند و در همه موارد و همه ابعاد و همه حالات، از طغیان جنبه زنانگی بر زن جلوگیری کند، بر او واجب کرده است که در سخن گفتن و راه رفتن خود، تحریکگری نکند و زیباییهای خود را بپوشاند.
از برهنگی چه چیزی به دست میآید؟ طبیعتاً جنبه زنانگی بر زن چیره میشود و زن به تابلویی هنری تبدیل میشود. این حالت اولاً موجب پایین آمدن شایستگی زن و نادیده گرفتن توانمندیهای گسترده او و محدود شدن شایستگی او به جذابیت و مسائل جنسی میشود.
ثانیاً، سبب کاهش عمر مفید زن میشود، زیرا زن تنها در دوره معینی از عمر خود جذاب است و قبل و بعد از این دوره چنین نیست.
ثالثاً، موجب کاهش فرصتهای زن است، زیرا زن برای آنکه جذاب باشد، باید مراقب لباس و مو و آرایش و چگونگی راه ر��تن و خوردن و شیر دادن و کیفیت غذا و خواب و بسیاری دیگر از موارد باشد. همه اینها وقت زن را میگیرد.
نکته آخر اینکه تحریکگری پایههای خانواده را سست میکند، زیرا مردی که مسائل جنسی نقش مهمی در زندگی او دارد، وقتی برهنگی و تحریکگری را میبیند، میل جنسی او به همسرش ضعیف میشود و در نتیجه روابطشان سست میشود و مشکلات و سختیها افزایش مییابد. ما بهروشنی با این مشکل روبهرو هستیم. بسیاری از کسانی که چیزی در اینباره نمیدانند، میتوانند به دادگاههای شرعی مراجعه کنند یا نزد روحانیان بروند تا با دشواریهای بسیاری که در اثر مشکلات اخلاقی ناشی از ارتباط نامشروع و تحریک جنسی به صورت پیوسته پدید میآید، آشنا شوند. این چیزی است که من از سؤال و از عبارت تعرّی فهمیدم.
سؤال دهم: چرا در نماز مرد باید جلوِ زن بایستد؟ علت آن چیست؟
این سؤال درباره یک حکم عبادی است. درمورد اینگونه مسائل دشوار است که بتوانیم علت اصلی را تعیین کنیم، چراکه در دین، مسائل غیبی و ماورایی نیز وجود دارد. هرچند استدلال و فلسفه نیز در آن هست، ولی غیبباوری و تعبد نیز در آن وجود دارد.
برای آنکه نماز صحیح باشد، یا باید مرد جلوتر از زن بایستد یا بین آن دو پرده یا حایلی باشد یا فاصلهای چند متری بین آنها باشد. شاید این حکم بیانگر حمایت از زن است، زیرا مرد قویتر و تنومندتر است و از این رو، در صفهای جلو میایستد. در واقع صفهای نماز جماعت آنگونه که قرآن کریم فرموده یا در تفسیر آن آمده است، تشبیه یا تمرینی برای صفوف جنگ است. « ﴿ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ ﴾ .»[494] صفهای جماعت تمرینی برای صفهای نبرد است و از این روست که محل نماز امام جماعت را «محراب» مینامند. محراب یعنی وسیله جنگ (حرب). محل نماز امام محراب نامیده میشود. در تفسیر آیه « ﴿ یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا ﴾
[494]. «خدا دوست دارد کسانی را که در راه او در صفی، همانند دیواری که اجزایش را با سرب به هم پیوند داده باشند، میجنگند.» (صف، 4)
