گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 424

چه در عصر پیامبر و چه پس از آن، جاودانه است. اگر یک آیه به قرآن افزوده شود، یعنی آیه‌ای که کلام خدا نباشد، این تحدی نقض می���شود، زیرا انسان توانسته است مانند قرآن را بیاورد. هرگونه تغییری در قرآن پدید آید، ساختار قرآن بر هم می‌خورد و تحدی، نقض می‌شود.
بنابراین، ما نه از نظر عقلی و نه از نظر متون دینی، نمی‌توانیم ادعای تحریف در قرآن را بپذیریم. قرآنی که اکنون در دست ماست، همان قرآنی است که خدا نازل کرده است و هیچ کاستی یا فزونی یا تحریفی در آن رخ نداده است. حتی ترتیب آیات نیز به هم نخورده است. درست است که نخستین آیه‌ای که نازل شد، آیه « ﴿ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ‌ »[493] بود ولی وحی یا پیامبر دستور داد آن آیه در فلان جا قرار بگیرد و فلان آیه قبل یا بعد از آن. بنابراین، قرآن کریم از لحاظ متن و معنا و ترتیب آیات و تعداد جزءها و حزب‌ها همان قرآنی است که نازل شده است، بدون هیچ کاستی یا فزونی در آن.
سؤال هشتم: آیا دادن قرص جلوگیری از بارداری به همسر، با رضایت او حرام است؟ آیا دادن این قرص ها با زور یا بدون اطلاع او گناه است؟
اساساً کنترل جمعیت در اسلام حرام نیست. البته در مسیحیت حرام است، ولی مسیحیت معاصر در آن خدشه کرده است. سال گذشته بیانیه مفصلی از سوی جناب پاپ درباره حرمت کنترل جمعیت صادر شد.
ولی در اسلام، نه در گذشته و نه در حال هیچ دلیلی برای حرمت کنترل جمعیت وجود نداشته و هیچ فقیهی در هیچ جای زمین به آن فتوا نداده است. در گذشته فقها شیوه ابتدایی جلوگیری از بارداری را «عزل» می‌نامیدند، یعنی منی بیرون از رحم ریخته شود. می‌گفتند: «عزل» کردن نوعی کنترل جمعیت است که با موافقت همسر (زن) جایز است. این بدان معناست که جمعیت خانواده با توافق همسران مشخص می‌شود نه غیر آن.
بنابراین، جلوگیری از بارداری و کنترل جمعیت اگر با رضایت همسران باشد، جایز است، ولی مجبور کردن همسر (زن) جایز نیست. دولت نیز نمی‌تواند همسران را مجبور کند، زیرا این شیوه، شیوه تن‌پرورانه حاکمان برای حل مشکلات اجتماعی از راه کم کردن جمعیت کشور است. تنها همسران حق دارند جمعیت خانواده را کاهش دهند. خوردن قرص‌های جلوگیری از بارداری نیز تابع این قاعده کلی است.
اما حدیث شریف که می‌گوید: «ازدواج کنید و صاحب فرزند شوید، چراکه در روز قیامت به شما بر دیگر امت‌ها افتخار می‌کنم ولو به جنین سقط شده.» این حدیث از باب تشویق و ایجاد انگیزه است و به معنای وجوب آن نیست. گذشته از آنکه منظور پیامبر آن است که به افراد تربیت‌یافته امت خود افتخار می‌کند، نه به انبوه بی‌شمار انسان‌ها.
بنابراین، کسی که می‌تواند فرزندانش را درست تربیت کند، باید نسل خود را افزایش دهد، ولی کسی که نمی‌تواند تربیت کند و توانایی اداره آن‌ها را ندارد، می‌تواند با موافقت همسرش، تعداد فرزندان را کاهش دهد.
سؤال نهم: بسیاری از مردم می پندارند برهنگی (تعرّی) امری طبیعی است و اختلاط زن و مرد اشکالی ندارد. برهنگی گسترده یا محدود چه پیامدهایی داشته و دارد؟

[493]. «بخوان به نام پروردگارت که بیافرید.» (علق، 1)