گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
414
همدلی و همکاری را امکانپذیر میکند. زیرا همه در یک سطح هستند.
نکته دوم. این احساس که همه آدمیان از یک جنس هستند، سبب میشود که هیچ کس احساس نکند در میان انسانها کسی سایه خدا در زمین است. هیچیک از انسانها معصوم نیستند. هیچیک از انسانها مصون از اشتباه نیستند. در میان انسانها فرادست و فرودست وجود ندارد؛ آنگونه که در نظامهای کهن یونانی عقیده داشتند. در نظامهای کهن یونان بر این باور بودند که گروهی از نجیبزادگان و روحانیان و حاکمان، فرادست هستند و سایر مردم در مرتبه پایینتری قرار دارند. تا مدتی پیش در هند عقیده داشتند برخی انسانها مطرود و نجس هستند. برخی از انسانها را فرادست میدانستند و برخی را فرودست.
وقتی انسان دریابد که خداوند انسانها را در طبقات گوناگون نیافریده است، بلکه همه یکشکل و یکسان هستند، در این صورت همان احساس را پیدا میکند که دیگران دارند و در نتیجه، وقتی کسی خطا کرد، او را میبخشد، با دیگران مشورت میکند، خیرخواهی دیگران را میپذیرد... همه اینها نتیجه این باور فکری است که او نیز یکی از همین انسانهاست.
علت پدید آمدن دیکتاتوریها در جهان چیست؟ چاپلوسی کردن برای افراد زورگو سبب میشود آنها احساس کنند از عنصری دیگر غیر از عنصر سایر انسانها هستند. در نتیجه، انتقاد و راهنمایی را برنمیتابد و دوست دارد مردم برای او چاپلوسی کنند. تذکر و خیرخواهی را نمیپذیرد، زیرا خود را فرستادهای از سوی خدا برای نجات انسانهای رنجیده میپندارد. همه دیکتاتورها اینطور خیال میکنند. فکر نکنید آنها بی سبب میخواهند مردم را آزار دهند. دیکتاتور خود را در آنچه میکند، برحق میداند. این احساس که او تافتهای جدابافته از مردم است، چنین فضای پرتنشی را میان مردم ایجاد میکند. بنابراین، ایمان به خدای یگانه، شکلگیری جامعه و همکاری میان انسانها را آسان میکند و این احساس را بهراحتی در آنها پدید میآورد که اگر فاقد چیزی است که دیگران دارند، نیازمند است که دست یاری خود را به سوی دیگران دراز کند. ولی اگر چنین تصور کند که از عنصری دیگر است، چنین نیازی را احساس نمیکند و در نتیجه خیرخواهی دیگران را نمیپذیرد و همکاری با دیگران برایش دشوار است.
نکته سوم. از سوی دیگر، ما به خدای یگانه ایمان داریم: خدایی که شکستناپذیر و حکیم و دانا و کاردان و دادگر و بخشنده و مهربان و زیبا و تواناست. ما اعتقاد داریم که این صفات در ذات خداوند است و خدا انسان را آفریده و از روح خود و از وجود خود و از صفاتی که دارد، به او عطا کرده است. همانطور که در مثال گفتم، انسان وقتی به ساختمانی نگاه میکند، مهارت و توانایی معماری را که آن را ساخته است، در آن میبیند.
بنابراین، وقتی ایمان میآوریم که خداوند صفات والایی دارد، ایمان میآوریم که انسان بر اساس خیر و حق و عدالت و زیبایی و رحمت و صلح و مهربانی آفریده شده است، در این صورت من ذاتاً پاک هستم و شما هم ذاتاً پاک هستید و از سوی دیگر، من در ذاتم بینیاز نیستم و شما نیز در ذات خود بینیاز نیستید. ما بندگان خدا هستیم و از این رو، ذات و سرشت و وجدان ما پاک است. این احساس، اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران را در انسان تقویت میکند و او را
