گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 413

زیرا همان‌طور که می‌دانید، آفریدگار، آفریدگان را در پرتو ساختار وجودی خود می‌آفریند. یک معمار هنرمند و زبردست، هنر و دقت خود را در ساختمان‌سازی نشان می دهد. مدیر مدرسه، مدرسه را بر اساس صفات و خصوصیات خود اداره می‌کند و اگر فردی منظم باشد، مدرسه نیز با نظم اداره می‌شود وگرنه، نه. شخصیت مدیر مؤسسه بر کل مؤسسه بازتاب می‌یابد.
خدا وقتی انسان را آفرید، از ذات خود و از روح خود و از وجود خود و از هنر خود به او بخشید. « ﴿ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ .»[475] خدا وقتی انسان را آفرید، آفرینش خود را استوار ساخت: « ﴿ الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی‌ * وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدَی‌ .»[476] انسان را آفرید و آفرینش خود را استوار ساخت.
بنابراین، تا زمانی که خدای من و خدای شما یکی است، من و شما نیز یکی هستیم. این‌طور نیست که من از خاک باشم و شما از طلا؛ شما از گوهر باشید و من از زغال؛ سفید از یک چیز آفریده شده باشد و سیاه از چیز دیگر؛ بی‌نیاز از یک چیز آفریده شده باشد و نیازمند از چیزی دیگر. این‌طور نیست که عضو یک خاندان از آسمان آمده باشد و دیگران از چیزی دیگر آفریده شده باشند. نه! همه ما از خدایی واحد آفریده شده‌ایم.
دین برای تأکید بر این حقیقت گفته است: همه انسان‌ها از یک پدر آفریده شده‌اند، تا راه را بر هرگونه تبعیض نژادی یا خانوادگی یا طایفه‌ای یا قومی یا منطقه‌ای یا شخصی و هرگونه خودخواهی ببندد. دین برای آنکه راه را بر این‌گونه برخوردها ببندد، می‌گوید: «همه انسان‌ها همچون دندانه‌های شانه با یکدیگر برابرند.» هیچ کس بر دیگری امتیاز یا برتری ندارد. در اثر این نگرش وقتی من احساس کردم که همه، آفریده خدایی واحد و فرزندان پدری واحد هستیم، راه برای همکاری و ایجاد جوامع هموار می‌شود. چگونه؟
وقتی من احساس کنم که از عنصری مثل عنصر شما هستم، همکاری کردن با شما برای من آسان می‌شود، ولی اگر در درون خود احساس کنم که من از جنسی دیگر هستم، همکاری کردن برایم دشوار می‌شود. با خودتان بیندیشید... منشأ همه انزواطلبی‌ها و همکاری نکردن‌ها این است که فکر می‌کنیم با دیگران فرق داریم: این شکل من نیست. این در سطح من نیست... این هم‌پایه من نیست... و در نتیجه، با هیچ کس همکاری نمی‌کنیم. از این رو، دین در همه همکاری‌ها (که شروع آن همکاری میان افراد یک خانواده است) بر این نکته تأکید می‌کند که خداست که « ﴿ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً .»[477] زن نیز از جنس خود شماست نه از جنسی دیگر. فکر نکنید شما از چیزی آفریده شده‌اید و زن از چیزی دیگر. نه، او از خود شماست. « ﴿ وَ خَلَقَ ��ِنْهَا زَوْجَهَا .»[478] وقتی من در برخورد با همسرم، همسایه‌ام، هم‌وطنانم و دیگر انسان‌ها احساس کنم که همگی از یک جنس هستیم، همکاری کردن با آن‌ها برایم آسان می‌شود. این نگرش هرگونه مانع و سدی میان اعضای یک جامعه را از بین می‌برد و

[475]. «آن‌گاه از آن نطفه، لخته خونی آفریدیم و از آن لخته خون، پاره گوشتی و از آن پاره گوشت، استخوان‌ها آفریدیم و استخوان‌ها را به گوشت پوشانیدیم، بار دیگر او را آفرینشی دیگر دادیم. درخور تعظیم است خداوند، آن بهترین آفرینندگان.» (مؤمنون، 14)
[476]. «آن‌که آفرید و درست اندام آفرید و آن‌که اندازه معین کرد سپس راه نمود.» (اعلی، 2-3)
[477]. «برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید.» (روم، 21)
[478]. «و از آن یک تن همسر او را بیافرید.» (نساء، 1)