تو ای انسان! تا زمانی که در دنیایی زندگی میکنی که بر پایه حق و خیر و عدالت و نظم بنا شده است، هیچ هرج و مرج و ستم و تبعیض و انحراف و تباهی در آن وجود ندارد، بلکه هرچیزی اندازهای دارد: «﴿قَد جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شیئ قَدراً.﴾»[473] ما در آفرینش هیچچیز کوتاهی نکردیم، بلکه هرچیزی به دقیقترین شکلِ ممکن است. ما هستی را اینگونه آفریدیم.
بنابراین، خداوند برای ما جهانی منظم و مبتنی بر حق و عدالت آفریده و سپس از ما خواسته است جامعهای تشکیل دهیم و تفکری در پیش بگیریم و از اندازه درنگذریم.
این نوع تربیت که از دگرگون کردن هستی آغاز میکند و سپس جامعه را دگرگون می کند و پس از آن در تربیت کردن نفس آدمی تحول میآفریند و در نهایت او را به کاری فرمان میدهد یا از کاری بازمیدارد، این نوع تربیت، ژرفترین و تأثیرگذارترین نوع تربیت است. تربیت دینی چنین است: ابتدا تصویری از کل آفرینش ارائه میکند و سپس [در مسائل تربیتی] عمیق وارد میشود و کارهای انسان را با آن مقایسه میکند. علت تفاوت میان ایمان و عل�� همین است.
علم و ایمان از یک سرچشمهاند، با این تفاوت که در ایمان نوعی امنیت و آرامش وجود دارد، همچنانکه از واژه ایمان نیز معنای آرامش درون و اطمینان خاطر در برابر همه هستی به دست میآید. بر این اساس است که تفکر دینی در دل انسانها ریشه میدواند و تأثیرگذاری آن در نفس انسان، بسیار بیشتر است.
این مقدمه را مطرح کردم تا بگویم دین میکوشد از رهگذر آموزههایی که به آنها اشاره خواهم کرد، به فهم و درک انسان نسبت به هرچیز عمق ببخشد. همچنین میکوشد فهم انسان نسبت به شهروندی و شکلگیری جامعه را عمیقتر کند تا انسان به ضرورت زندگی اجتماعی پی ببرد و مسئولیتهای اجتماعی خود را انجام دهد و محیطی صالح و شایسته بیافریند. اینها مقدمه بحث بود و اکنون وارد اصل سخنرانی میشویم.
تأثیر دین در شکل گیری جوامع چیست؟
همانطور که میدانید، دین از سه بخش تشکیل شده است: ایمان، اخلاق و آموزهها، یعنی احکام. هر دینی دارای این سه بخش است. ایمان یعنی ایمان آوردن به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران. اخلاق یعنی آنچه خداوند مرا به آن مکلف کرده و فرمان داده است، مانند خوشرفتاری و خوشزبانی و خوشدلی و دوست داشتن دیگران و فروتنی و مانند آن.
احکام عبارت است از حلال و حرام و واجب و مستحب و آنچه جایز است یا جایز نیست و یا درست است ��ا فاسد. بنابراین، دین سه عرصه دارد: عرصه ایمان، عرصه اخلاق و عرصه آموزهها و احکام.
این مباحث را بهطور کوتاه بررسی میکنیم: مثلاً در عرصه ایمان، ما به خداوند ایمان داریم و بر این عقیدهایم که آفریدگار جهان یکی است. ایمان داریم که آفریدگار همه انسانها یکی است. روی این نکته کمی درنگ میکنیم تا ببینیم نتیجه ایمان به خدا و نتیجه ایمان به خدای یگانه چیست؟
ایمان به خدا انسان را بزرگ و بلندنظر میکند. آیا بتپرستان را دیدهاید که میپندارند فلان درخت یا فلان مجسمه خدای آنان است و در برابر آن بت یا درخت یا مجسمه یا منطقه یا جنگل یا دریا یا رودخانه
[473]. «و هرچیزی را اندازهای قرار داده.» (طلاق، 3)
