نهی شما تأثیری نیرومند داشته باشد و ممکن است تأثیری نداشته باشد. شما [با زبان] او را دعوت کرده و درصدد تربیت او برآمدهاید و از او خواستهاید کاری را انجام دهد یا ترک کند.
2. گاه عمیقتر وارد میشوید و از او نمیخواهید کاری انجام دهد، بلکه تلاش میکنید او را نسبت به نگاه و فکری که دارید، متقاعد کنید. وقتی او را متقاعد کردید، انجام دادن آن کار برای او آسان میشود. شما گاه به پسرت میگویی: دروغ نگو، ممکن است حرف شما را گوش کند و ممکن است گوش نکند. ولی گاه به او میگویی: دروغ زشت است؛ دروغ سبب انحطاط نفسانی است، دروغ انسان را در درون خود خوار میکند... وقتی او متقاعد شد، دیگر برایش آسان است که دروغ نگوید. این برخورد، گامی است به سوی عمیقتر کردن تربیت. این، نوع دوم است.
3. نوع سوم تربیت این است که تلاش کنی برای فرزند یا شاگرد یا ملت خود جامعهای صالح پدید آوری تا در پرتو آن، کارها برایش آسان شود. در این صورت است که کاری که از او خواستهاید، آسان میشود. مثالی میزنم: میدانید که روزه گرفتن در ماه رمضان برای انسان آسانتر است. وقتی همه روزه میگیرند، انسان نیز بهراحتی روزه میگیرد. ولی روزهایی که دیگران روزه نیستند، اگر کسی بخواهد روزه قضا بگیرد، برایش بسیار سخت خواهد بود، زیرا در فضایی قرار دارد که دیگران روزه نیستند. بنابراین، وقتی برای فرزند یا دانشآموز محیطی مناسب و صالح پدید میآوریم، انجام دادن کاری که از او خواستهایم، برایش آسانتر از قبل میشود. این، سومین شیوه در تربیت و راهنمایی است.
4. نوع چهارم این است که به او نگرشی کلی از همه آفرینش بدهیم. دین نیز همین روش را به کار برده است. دین پیش از آنکه از شما بخواهد کارهای نیک انجام دهید و کارهای زشت را رها کنید، پیش از آنکه شروع به امر و نهی کند و پیش از آنکه درصدد متقاعد کردن شما برآید و پیش از آنکه شروع به پایهگذاری جامعه صالح برای شما کند، میخواهد به شما نگرشی درباره کل هستی بدهد.
از این روست که میبینیم در دین مطالبی درباره آفرینش و هستی وجود دارد. خدا میفرماید: «شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلاَئِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ.»[469] میگوید خدا بر پا دارنده عدل است، یعنی جهان را بر اساس حق و عدالت آفریده است: « ﴿ وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا لاَعِبِینَ * مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ ﴾ .»[470]
ای انسان! این جهان که میبینی، ما به بازیچه نیافریدهایم، بلکه آن را بر پایه حق و عدالت بنا کردهایم. در سوره الرحمان میگوید: «الرَّحْمنُ. عَلَّمَ الْقُرْآنَ. ﴿ خَلَقَ الْإِنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَیَانَ * الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَان * وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ * وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ ﴾ .»[471] وقتی آسمان را برافراشتیم و هستی را آفریدیم، ترازو را گذاشتیم. معنای «گذاشتنِ ترازو» چیست؟ یعنی اصولی برای حق و عدالت و نظم و درستی و کمال قرار دادیم.
همچنین بلافاصله پس از آیه: « ﴿ وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِیزَانَ ﴾ » میگوید: « ﴿ أَلاَّ تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ ﴾ .»[472]
[469]. «الله حکم کرد و فرشتگان و دانشمندان نیز، که هیچ خدایی بر پای دارنده عدل جز او نیست.» (آل عمران، 18)
[470]. «ما این آسمانها و آنچه را میان آنهاست، به بازیچه نیافریدهایم. آنها را بهحق آفریدهایم، ولی بیشترین نمیدانند.» (دخان، 38-39)
[471]. ��خدای رحمان، قرآن را تعلیم داد، انسان را بیافرید، به او گفتن آموخت. آفتاب و ماه به حسابی مقرر در حرکتاند. و گیاه و درخت سجدهاش میکنند. آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد.» (الرحمن، 1-7)
[472]. «تا در ترازو تجاوز مکنید.» (الرحمن، 8)
