اصلاً چرا جوانان مسئولیت نداشته باشند؟ مسئولیت چیست؟
مسئولیت با شایستگی و توانایی فرد تناسب دارد. هر اندازه شایستگیها بیشتر باشد، مسئولیت نیز بیشتر است. مگر نه اینکه توانایی جوان و فرصت جوان و نیروی جوان بیشتر است؟ از این روست که قرآن کریم میفرماید: « ﴿ وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْماً وَ عِلْماً ﴾ .»[468] یعنی هنگامی که به اوج توانایی رسید. نیروی جوان بیشتر است. فرصت او بیشتر است. فرد سالخورده نمیتواند شبانهروز کار کند، ولی جوان میتواند شبانهروز فعالیت کند. فرد سالمند معمولاً بخشی از وقت خود را صرف درمان بیماریها و استراحت کردن میکند. اگر شب بیدار باشد یا روز کار کند، بیمار میشود، ولی جوان میتواند به کار و تلاش خود ادامه دهد. تواناییاش بیشتر است، زمان بیشتری دارد، آرزوهایش بزرگتر است. انسان وقتی میخواهد برنامهریزی کند، اگر سالخورده باشد، امیدی به آینده ندارد، مگر آنکه جزو کسانی باشد که میگویند: «دیگران کاشتند ما خوردیم، ما بکاریم دیگران بخورند.» یعنی جزو آنهایی باشد که باور دارند که همچون حلقهای از جهان هستی، ادامهدهنده یک زنجیره هستند، ولی انسان عادی وقتی سنش بالا میرود، امیدی به آینده ندارد. اما جوان میتواند برای آینده برنامهریزی کند. بنابراین، هم امکانات و تواناییهای جوان بیشتر است و هم بردباری او در سختیها.
نمیدانم آیا جوانان با من موافق هستند یا نه؟ من معتقدم بردباری جوان حتی در برابر هوا و هوس و شهوتها نیز بیشتر است. مثالی برایتان میزنم. به نظر من جوان به غذای بیشتری نیاز دارد. جوان بیشتر غذا میخورد، زیرا بدن او به غذای بیشتری نیاز دارد، ولی در عین حال توانایی او برای روزه گرفتن نیز بیشتر است. اینطور نیست؟ فرد سالمند نمیتواند زیاد روزه بگیرد، چون بیمار و ضعیف میشود. گویا این حالت انعطافپذیری در جوان بیشتر است، جوان همانگونه که تمایلات بیشتری دارد، توانایی او برای ایستادن در برابر تمایلات نیز بیشتر است.
اینکه توانایی جوان و آمادگی روانی او بیشتر است، به خاطر آن است که رسوبات و وابستگیها و شدت محافظهکاری جوان نسبت به وضع موجود کمتر است. حال که دریافتیم جوان مجال بیشتری برای کار کردن دارد، پس به چه دلیل میگوییم جوان مسئول نیست؟ نه خیر، بلکه جوان اولین کسی است که مسئول است. دین از جوانان توقع دارد و از آنان میخواهد که شروع به ایفای رسالت و ادای امانت کنند و برای تربیت و پیشرفت بکوشند. جوانان پیشگام افراد مسئول هستند و منطق دین همین است، زیرا از نظر دین، همه تواناییهای انسان، امانتی است که خدا به او سپرده است.
از این رو، مباحث دور از ذهن را مطرح نمیکنم، بلکه تنها به جنبههای تربیتی میپردازم و از اینکه بخشی از سخنانم را با مثال توضیح میدهم، پوزش میخواهم.
اگر می خواهید فرزندتان یا فرد دیگری را به کاری معین عادت دهید:
1. ممکن است به او بگویید: نکن! یعنی از پسر یا دوست یا شاگرد خود میخواهید که کاری را انجام ندهد یا رفتار خاصی را ترک کند. ممکن است این
[468]. «و چون بالیدن یافت، حکمت و دانشش ارزانی داشتیم.» (یوسف، 22)
