گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 397

اصلاح وضع موجود

بسم‌الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین.
در هفته‌های گذشته، به مناسبت سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)، آن مقدار که ممکن بود، از سیره آن حضرت صحبت کردیم.
امروز که در بین این مناسبت مبارک و میمون و مناسبتی دیگر قرار گرفته‌ایم، یعنی سالروز ولادت حضرت زهرا(س) و سالروز ولادت حضرت امیر مؤمنان(ع) که در پیش روی ماست، به خودمان رجوع می‌کنیم و می‌بینیم چقدر توانستیم از این مناسبتی که گذشت، در زندگی روزمره خودمان استفاده کنیم.
وقتی به وضعیت خودمان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که از هیچ لحاظ رضایت‌بخش نیست؛ چه از لحاظ فردی،‌ چه از لحاظ خانوادگی و چه از لحاظ ملی و اجتماعی. باید دنبال علت آن بگردیم. چرا وضعیت ما راضی‌کننده ��یست؟ آیا ما کمتر از امت‌ها و اقوام و کشورهایی هستیم که وضعیتشان بهبود پیدا کرده است و توانسته‌اند وضعیت اجتماعی‌ و اخلاقی و تربیتی‌شان را ارتقا بدهند؟ آیا ما از جوامعی که با عزت زندگی کرده‌اند و می‌کنند، چیزی کم داریم؟ آیا ما در مسائل خانوادگی‌مان نسبت به سایر خانواده‌ها که یک زندگی خوب و خوش دارند، کمتریم؟ آیا جنس و نژاد ما با نژاد سایر مردم متفاوت است؟ ما معتقدیم که مردم با یکدیگر هیچ فرقی ندارند، برای اینکه دین ما، به‌صراحت می‌گوید که مردم، مثل دندانه‌های شانه، با هم برابرند و هیچ کس از دیگری برتر نیست. همه مثل هم‌اند و همه می‌توانند خوب باشند یا نباشند. دین ما می‌گوید: اختلاف امت‌ها و مردم و گروه‌ها با یکدیگر ریشه‌ای و ذاتی نیست، نه سفیدپوست از سیاه‌پوست برتر است و نه سیاه‌پوست از سفیدپوست. همه ما بنده‌های خداییم و در برابر او مساوی هستیم.
دین ما به ما یاد می‌دهد که همه انسان‌ها و همه خانواده‌ها و همه جوامع و گروه‌ها با یکدیگر برابرند. پس چرا وضع ما هم‌سطح با وضع دیگران نیست؟ چرا هرکدام از ما، هر قدر هم که کار می‌کند و زحمت می‌کشد، باز محروم است؟ چرا جوامع و کشور‌های ما عقب‌مانده هستند؟
این سؤال‌ها همیشه هست و چه‌ بسا منجر به شک و تردید هم بشود. چه بسا بعضی از کسانی که وضعیت شرق و غرب را با یکدیگر م��ایسه می‌کنند، این سؤال برایشان مطرح شود که آیا اسلام عامل عقب‌ماندگی ماست؟ آیا مذهب تشیع ما را در این وضعیت نگه داشته است؟ این‌ها سؤال‌هایی است که مطرح می‌شود.
باید این امور را بررسی کنیم، شاید به نتیجه‌ای هرچند جزئی برسیم. اگر قدم اول را برداریم، امید هست که راه را بشناسیم و با پیمودن آن به نتایج‌ مشخصی برسیم.
در این برهه از زمان و در پرتو درس‌هایی که از سیره حضرت زهرا(س) آموختیم و از سیره امیرمؤمنان(ع) خواهیم آموخت، باید از خودمان سؤال کنیم که چگونه حضرت زهرا(س) «سرور زنان جهان» شد؟ چطور به این مقام عظیم و شامخ رسید؟ آیا حضرت در زندگی‌‌اش وابسته و متکی به غیر بود و می‌گفت: «من که پدرم خاتم پیامبران است، به کار و تلاش کردن نیازی ندارم؟» آیا می‌گفت: «من نیازی