سخنان خدا به دست میآید، چیزهایی را برداشت کنیم که ما را در زندگی و جوامعمان در هر عصر و هر زمانی، راهبری کند.
برخی از نمونههای قرآنی را برایتان میگویم تا ببینید ما در گذشته چطور آنها را تفسیر میکردیم و امروزه چگونه آنها را تفسیر میکنیم. در قرآن کریم آمده است: « ﴿ فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ ﴾ .»[451] قرآن میگوید: فرد گمراه و منحرف در سینه خود احساس تنگی میکند، در نفس کشیدن احساس سختی میکند همانند کسی که در آسمان بالا میرود. این آیه در گذشته چطور تفسیر میشد؟ انسان وقتی از کوه بالا میرود، در سینه خود احساس تنگی میکند. اینطور نیست؟ نفس کشیدن او دشوار میشود و هر اندازه شیب کوه تندتر باشد این تنگی در سینه انسان بیشتر میشود، چه رسد به اینکه بخواهد بهطور عمودی در آسمان بالا برود، روشن است که نفس تنگی او بیشتر و بیشتر میشود. معنای آیه روشن است. اینطور نیست؟ ولی امروز چگونه میتوانیم این آیه را تفسیر کنیم؟ میتوانیم این آیه را این��طور تفسیر کنیم که انسان برای تنفس به اکسیژن نیاز دارد. این گاز در اطراف زمین به اندازه کافی وجود دارد. هر اندازه از سطح زمین بالاتر رویم، میزان اکسیژن کاهش مییابد و انسان در سینه خود احساس تنگی میکند تا به نقطهای برسد که نتواند نفس بکشد، زیرا اکسیژن دیگر وجود ندارد. بنابراین، مانعی نیست که این آیه را چنین بفهمیم که احساس نفس تنگی، برای کسی که در آسمان بالا میرود، به خاطر کم شدن اکسیژن و ناممکن شدن تنفس است. چنین تفسیری روا ست یا نه؟ ولی این تفسیر به سطح بالاتری از فرهنگ و آگاهی نیاز دارد که امروزه به آن دست یافتهایم. ما چیزی را تغییر ندادیم و عوض نکردیم، بلکه نکته جدیدی از کتاب برداشت کردیم. اگر این سخن، از یک انسان عادی بود و میگفت: «چنانکه گویی به زحمت در آسمان بالا میرود» ما امروزه چنین تفسیری نمیکردیم. چرا؟ زیرا فرد عادی نمیدانست که در اطراف زمین اکسیژن هست، ولی بالاتر از آن وجود ندارد. ولی وقتی گوینده، خدا باشد، میتوانیم بگوییم خدا میداند که بالا اکسیژن نیست و پایین اکسیژن هست.
نمونهای دیگر برای فهم پیشین و فهم جدید: « ﴿ وَالسَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْد وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴾ .»[452]
امروز میدانیم که آسمانها و کرات آسمانی در حال گسترش هستند، یعنی افزون بر کرات آسمانی موجود، کرات جدیدی نیز پدید میآیند. ما چه زمانی این حقیقت را دریافتیم؟ از حدود هفتاد سال پیش که دانستیم در پهنه هستی گازهای سدیم وجود دارد و کرات جدیدی را تشکیل میدهد؛ یعنی این گازها جامد میشوند و در اثر آن کراتی جدید شکل میگیرد. بنابراین، آسمان و کرات آسمانی در حال افزایش هستند. قرآن بهطور شگفتانگیزی به این حقیقت اشاره کرده است: « ﴿ وانا لموسعون ﴾ » یعنی ما هماکنون گسترش میدهیم... بدینترتیب، معنای تازهای از آیه میفهمیم.
برویم سراغ برخی نکات تاریخی. در قرآن کریم سورهای درباره داستان موسی و فرعون و غرق شدن فرعون و مانند آن وجود دارد. ما قرآن را میخواندیم، ولی شگفتیهایی را که در واژگان قرآن نهفته است،
[451]. «هرکس را که خدا خواهد که هدایت کند، دلش را برای اسلام میگشاید و هرکس را که خواهد گمراه کند، قلبش را فرومیبندد که گویی میخواهد که به آسمان فرارود.» (انعام، 125)
[452]. «و آسمان را به نیرو برافراشتیم و حقا که ما گسترشدهنده و تواناییم.» (ذاریات، 47)
