گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
391
به آن اعتنا نمیکند، ولی انسانی که درباره سخنان خود و درباره منظور خود از کلمات، میاندیشد [سخن او اهمیت دارد] زیرا عمیقتر است. به همین دلیل است که میبینیم درمورد معنا و تفسیر قوانین و متن معاهدات و توافقنامهها چقدر بحث و مناقشه میکنند. چرا؟ زیرا ک��انی که قانون یا توافقنامه را تدوین کردهاند از سطح [علم و آگاهی] بالاتری برخوردارند و از این رو، شما میتوانید در سخن آنها بیشتر دقت کنید، زیرا سخن آنها عمیقتر است.
بنابراین، هر اندازه سطح سواد و فرهنگ گوینده بالاتر باشد، شما حق دارید از سخنان او معنای بیشتری بفهمید.
اینها مقدمه بحث بود و الان به نتیجهگیری میپردازیم.
در اعتقاد ما، قرآن، کلام خداوند است و هیچ حد و مرزی برای دانش و کمالات خدا وجود ندارد. اینطور نیست؟ در اعتقاد ما خداوند آفریدگار جهان است و از همه پدیدهها و همه حقایق آگاه است. بنابراین، اینطور نیست که خدا به قرن نخست اختصاص داشته باشد، نه قرن بیستم. او آنچه را بشر در قرن اول میدانست، میداند، همچنانکه آنچه را بشر پیش از میلاد مسیح میدانست و آنچه را که پس از قرن بیستم خواهد دانست. علم و کلام خدا هیچ حد و مرزی ندارد.
اینجاست که به این نکته کلیدی میرسیم که تفسیر کلام خدا هیچ حد و مرزی ندارد. یعنی وقتی تو آیهای از قرآن یا حکمی از احکام الهی را میشنوی، اگر در قرن اول زندگی کنی، میتوانی از آیه در حد فرهنگ و آگاهی قرن اول برداشت کنی. و اگر فرهنگ و آگاهی تو بالاتر رود، میتوانی در حد فرهنگ و آگاهی قرن دوم یا سوم یا چهارم یا بیستم یا صدم بفهمی و در این میان دانش خدا هیچ حد و مرزی ندارد.
بنابراین، شما این حق را دارید که عمیقتر بیندیشید. آیه قرآن مثل شاخه گل است. سخن خدا امری مربوط به این جهان و مانند دریاست که هر اندازه بیشتر در آن فرو روی، چیزهای تازهتری مییابی.
طبیعتِ سخن خدا اینگونه است. بر این اساس، شما میتوانید در عرصه هستی درباره سه عنصر کاوش کنید: انسان، جهان و دین یا قرآن. همانطور که پیشرفت، یعنی تعامل انسان با جهان و خواندن چیزی تازه از [کتاب] هستی. به همین ترتیب، انسان میتواند از دین، مطالب و پیشرفتهای جدید دریابد. همانطور که هر روز میتوانی صفحه یا درجه یا مرحلهای جدید از جهان را بفهمی و در آن درنگ کنی و پیشرفت کنی -که پیشرفت نیز همین است-میتوانی هر روز چیز تازهای را بررسی کنی و مطالب تازهتری را بفهمی و بفهمی و بفهمی.
بر این اساس، انسان میتواند از دین و از قرآن استفاده کند زیرا قرآن سخن خداست. اگر سخن غیر خدا بود این ویژگی در آن وجود نداشت، زیرا سخن غیر خدا بیانگر فرهنگ و آگاهی عصر گوینده است و از حد آن فراتر نمیرود. اما سخن خدا، فرهنگی بی حد و مرز دارد و هر روز میتوانی چیز تازهای کشف کنی و چیز تازهای بفهمی که با پیشرفت زمان و تحول جوامع سازگار باشد. چارچوب اصلی دین ثابت و مشخص است ولی پیشرفت و تحول، در شیوه تفکر و تفسیر است. بنابراین، سخن خدا دگرگونناپذیر است، ولی پیشرفت درمورد آن امکانپذیر است. دگرگونی غیر از پیشرفت است. همانگونه که جامعه پیشرفت میکند، میتوانیم از احکام دینی که از
