گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 344

دعا (بخش اول)

( بسم‌الله الرحمن الرحیم )
الحمدلله رب العالمین و الصلاة والسلام علی سیدنا محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین.
در سلسله بحث‌هایی که درباره حضرت فاطمه زهرا(س) مطرح شد، گفتیم که حضرت، طبق روایت مشهور، خیلی دعا می‌کرد، به‌گونه‌ای که بعضی از شب‌ها را تا صبح بیدار می‌ماند و برای مؤمنان و همسایگان و خویشان و گرفتاران و گنهکاران پشیمان امت پیامبر(ص) دعا می‌کرد. ولی برای خودش اصلاً دعایی نمی‌کرد. همچنین گفتیم که حضرت ساعات آخر روز جمعه را غنیمت می‌شمرد و مقید بود که این لحظات را از دست ندهد و تا غروب به دعا و نیایش می‌پرداخت.
به مناسبت این روز بابرکت که روز جمعه است و یک روز مانده به سالروز وفات حضرت زهرا(س) -‌برای اینکه بر اساس روایت مشهور حضرت در پانزدهم جمادی‌الاولی وفات کرد- تصمیم گرفتم که در این روز به احترام این بانوی پاک، درباره دعا صحبت کنم. به‌خصوص برای جوانان ما که در فکر آینده خود هستند.
پدران و مادران، بدون تردید روزهای باقی‌مانده عمر خودشان را غنیمت می‌شمرند و از دعا حداکثر استفاده را می‌کنند، ولی نیاز جوانان به شناخت حقایق دینی، به مراتب بیشتر است، به‌ویژه حقایقی که با گذشت زمان در میان امت اسلامی یا اکثر مسلمانان دستخوش تحریف شده و مفهوم حقیقی خود را از دست داده است.
عزیزان، از دعا چه تعریفی در ذهنمان داریم؟ مفهومی که در بین ما رایج است، این است که وقتی یکی از ما یا نزدیکانمان دچار بیماری یا گرفتاری می‌شود و یا مشکل مالی پیدا می‌کند، برای شفای بیماری و رفع گرفتاری و تنگدستی دست به دعا برمی‌دارد. طبق این مفهوم، همه یا بیشتر ما این‌طور تصور می‌کنیم که دعا جانشین اسباب عادی و طبیعی می‌شود. یعنی مثلاً برای درمان بیماری، دو راه جدا در نظر می‌گیریم: رجوع به پزشک و توسل به دعا.
بعضی از ما تصور می‌کنیم که با وجود دعا دیگر نیازی نداریم که به پزشک مراجعه کنیم در دعایمان خدا را «یا شافی» خطاب می‌کنیم و آن را این‌طور معنا می‌کنیم که خدا کار پزشک را انجام می‌دهد و جای او را پر می‌کند. یا اگر کسی دچار تنگدستی و فقر شود، برای برطرف کردن آن و غالب شدن بر سختی‌های زندگی، دو راه پیش روی خود می‌بیند: اول اینکه کار و تلاش کند و خستگی بکشد و فکر خود را به‌کار بگیرد تا بر فقر فایق آید؛ دوم اینکه بنشیند و دست به دعا بردارد و با «یا کافی» و «یا غنی» گفتن، از خدا بخواهد که او را بی‌نیاز کند و محتاج دیگران نگرداند. یا وقتی مشکل و گرفتاری و بلایی بر��یش پیش آمد، گاهی به دعا متوسل شود و گاهی به اسباب عادی روی آورد.
خلاصه اینکه طبق این تفکر رایج، دعا را عامل و وسیله مستقلی در برطرف کردن مشکلات می‌دانیم و این‌طور تصور می‌کنیم که دعا کردن ما را از کار و تلاش بی‌نیاز می‌کند. آیا این نوع تفکر درست است؟
بحث امروزمان درباره این نوع تفکر است و اینکه آیا تفکر صحیحی است یا خیر؟ این بحث مستقیماً با زندگی ما مرتبط است و اهمیت بسیاری