ابلیس بیش از ما میداند. آنچه سود دارد، عمل آدمی است:« ﴿ وَ ان لیس للإنسان الا ما سعی ﴾ »[403]
جهان، جهان تصادفات و اتفاقات و پشتگرمیها و تکیهکردنها نیست، جهان، جهان عمل است و علم و تلاش، جهان کوشش و توان و پیشرفت. پس، ای مؤمنان، ما به چه چیزی باید تکیه کنیم؟
ما هم میدانیم و هم دوست داریم. اما اگر این دانش و معرفت در عملمان متبلور نشود، سودی برای ما ندارد. از همین رو، در این روزها به شما میگویم، عبرتها و درسها بیش از آنچه ما تصور میکنیم، ما را در برگرفتهاند. هر گوشهای از زندگی ما، عبرتی است. هر نقطهای از اندیشه ما درسی است و هر گوشهای از زندگی ما عبرت و خاطرهای است. ما در مسجد نشستهایم، و ماه رمضان رو به پایان اس��. به یاد امیرالمؤمنین هستیم؛ شهید حق، شهید دین و شهید اسلام. کسی که در حقش میگویند: «از شدت عدالت در محراب عبادتش کشته شد.» آیا او به همان روشی که دیگران عمل کردند، نمیتوانست مانع مرگش شود؟ او میتوانست با اندک تلاشی به هر حکومتی که بخواهد برسد. او خود میگوید: «لَولا الّدِینُ و التُّقی، لَکُنتُ اَدهَی العَرب.» (اگر دین و تقوا نبودند، مکارترین و زیرکترین عرب بودم) این مسئله روشن است، زیرا هیچکس به جایگاه او نمیرسد و تواناییهای او را ندارد. اگر میخواست آنچه دیگران به کار میبرند، به کار گیرد، اگر نمیخواست قهرمان و اسوه دین و حق در تاریخ و برای همه نسلها و امت باشد، میتوانست آنچه دیگران انجام دادند، انجام دهد. اما حاشا که او چنین باشد، خود میگوید:«لولاحضورُ الحاضِر، وَ قیامُ الحجة بِوجودِ النّاصِرِ، وَما اخذاللّهُ عَلی العُلماءِ مِنَ اَن لا یُقارّوا علی کِظة ظالم، ولا عَلی سَغبِ مَظلوم، لألقیتُ حَبلَها عَلی غارِبِها، وَلَسقیتُ آخِرِها بِکأسِ اَوّلِها، ولأ لفیتم ان دُنیاکم هذِه اُزهَد عندی من عفطة عتر.» (اگر این بیعتکنندگان نبودند و یاران حجت بر من تمام نمینمودند، و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست میگذاشتم و پ��یانش را چون آغازش میانگاشتم و چون گذشته خود را به کناری میداشتم و میدیدید که دنیای شما را به چیزی نمیشمارم و حکومت را پشیزی ارزش نمیگذارم.)
او به دنیا اهتمامی ندارد و برای رسیدن به مقام و یا حکومت تلاشی نمیکند، مگر به اندازهای که حقی را برپا سازد و باطلی را از میان ببرد، و به اندازهای که رسالت و وظیفهاش را در زندگی ادا کند. ما امروز در برابر این درسها هستیم. امروز شما نیازی به حرف و سخن ندارید و من نیز نمیتوانم حرفی بزنم. ما میتوانیم بیندیشیم، درس بگیریم، بدانیم و تصور کنیم که در پایان فرصت هستیم و امامی که مدعی هستیم منسوب به ماست، در برابرمان قرار دارد، تا لختی بیندیشیم.
مؤمنان، تأخیر در توبه و بازگشت به خدا جایز نیست. زیرا آدمی در هر لحظهای در معرض مرگ و پایان زندگی است. خوبی و بدی برای تو و دیگری یکسان است. بسیاری از ما، هنگامی که عیب و بدی را در دیگری میبینند، خرده میگیرند و آن را میشناسند، اما وقتی عیب در خودشان است، آن را نمیشناسند و برای آن چارهاندیشی نمیکنند. میگویند «الناسُ اَعداءٌ لِلّظّالمین، لا لِلظّلم» (مردم دشمن ستمگراناند تا دشمن ستم.)
[403]. «و اینکه: برای مردم پاداشی جز آنچه خود کردهاند، نیست.» (نجم، 39)
