که دشمنان تو و دشمنان اسلام، به مدت هشتاد سال، بر این امت حکم برانند، ولی تأثیر آنان بر این امت و بر تاریخ آن و بر سرنوشت ابدی مسلمانان، کمتر از تأثیر این شب، یعنی شب نزول قرآن، خواهد بود.
وقتی میان تأثیر این شب و تأثیر هشتاد سال حکومت دشمنان رسول خدا(ص) بر این امت، از نظر تاریخی و انسانی مقایسهای بکنیم، این شب بر هزار ماه و بلکه بیشتر از آن برتری خواهد داشت.
این مفهوم در آیه دیگری نیز وجود دارد. خداوند تأکید میکند: « ﴿ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴾ .»[396] هر قدر تحریفکنندگان و فرصتطلبان دین اسلام، سعی در تحریف سخنان خداوند داشته باشند، تأثیر وجود قرآن و تأثیر این شب بر امت اسلامی بیشتر از آن خواهد بود.
بنابراین، شب قدر از دیدگاه قرآن کریم، تنها در یکی از معانی آن به کار نرفته است. این شب، شب نزول قرآن است. اما روایات صحیح تأکید میکنند که شب قدر یک شب نیست، بلکه تا وقتی امت اسلامی باقی است، استمرار دارد. اینجاست که این روایات، باب تفکر را در معانی دیگر نیز به روی ما میگشایند. البته میتوان طبق همان مفهوم اول، استمرار شب قدر را چنین توجیه کرد که منظور از آن، باقی ماندن خاطره و یاد شب قدر است. یعنی مسلمانان هر ساله شب نزول قرآن را احیا میکنند و به تعالیم آن بازمیگردند و یاد آن را در دلهای خود زنده کنند تا بتوانند وضعیت خود و حال و روز خود را محک بزنند و نقاط انحراف را کشف و آن را اصلاح کنند و افکار نو و مسائل روز و قضایای جاری را بر قرآن کریم عرضه بدارند.
میتوان معنای دیگری را از شب قدر برداشت کرد که با دعا مرتبط است. زیرا وقتی به آیات مربوط به روزه نگاه میکنیم، میبینیم که آیه دعا در لابهلای آیات روزه آمده است. آیه دعا این است:
« ﴿ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلیَستَجیبوا لِی وَلیُؤمِنُوا بِی لَعَلَّهُم یَرشُدُون ﴾ .»[397] این آیه در کنار آیات روزه آمده که تأکید میکند بر اینکه ماه رمضان ماه دعاست و روزه �� بیتوجهی به بدن و وانهادن نیازهای مادی و کنارهگیری موقت از دنیا و خواستههای زمینی با نزدیکی به خدا و روآوردن به درگاه او و استجابت دعا، رابطه تنگاتنگی دارد، و به همین سبب، پیامبر(ص) در خطبه خود به بسیار دعا کردن در این ماه سفارش کرده است.
طبیعی است که دعا، بهطور کلی، باید بجا و در محل خودش انجام بگیرد. و در جلسه گذشته درباره محل دعا صحبت کردیم و گفتیم که دعا بدیل و جانشین تلاش و فعالیت و علت مستقلی در انجام شدن کارها نیست. انسان باید در کنار دعا کار هم بکند، مگر در وقت اضطرار و ناامیدی از تلاش و اسباب عادی. در این وقت، طبق گفته قرآن میتواند به دعا هم تکیه کند: « ﴿ أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوء ﴾ .»[398] پس با دعا میتوان سرنوشت را تعیین و نیازها را برطرف کرد.
این مفهوم بهتر از مفهوم مشهور و شایع شب قدر است که میگوید، انسان در این شب، هر دعایی بکند، مستجاب میشود. این مفهوم مطابق با تعالیم
[396]. «ما قرآن را خود نازل کردهایم و خود نگهبانش هستیم.» (حجر، 9)
[397]. «چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند، پاسخ میدهم پس به ندای من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند.» (بقره، 186)
[398]. «یا آن که درمانده را چون بخواندش، پاسخ میدهد و رنج از او دور میکند.» (نمل، 62)
