گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 323

عامل در طول تاریخ، مجموعه‌ای کوچک از انسان‌ها بود که در میان گروه‌های بزرگ با طمع‌های بزرگ و در میان امواج سهمگین حمله و تجاوز قرار داشت. با این حال، طی هزار سال پایگاه شیعه و سرچشمه دوستی اهل بیت و کانون توجه شیعیان جهان مانده است. چطور پایدار مانده است؟ با نرمی و لطافت؟ با خوردن و لذت بردن؟ جبل عامل با جنگ و شمشیر و دژ باقی مانده است. آیا هیچ‌یک از شما در جبل عامل روستایی دیده‌اید که روی تپه یا به صورت دژبندی شده نباشد؟ آیا به این نکته اندیشیده‌اید؟ چرا همه روستاها روی قله کوه‌ها ساخته شده‌اند، درحالی‌که آب در دره‌ها بیشتر است. علت این است که در جبل عامل هر روستا، یک قلعه بود.
امروزه اسرائیلیان مزرعه‌های خود در مرزها را «مستعمرات» می‌نامند. منظورشان از مستعمره چیست؟ یعنی ظاهر زمین، مزرعه است و در آن بوته و گیاه و محصولات کشاورزی وجود دارد، ولی زیر مزرعه، دژ و اسلحه وجود دارد. در این مزرعه‌ها تجهیزات جدید دفاعی وجود دارد. هر روستایی دژ است. این شیوه، ابتکار آن‌ها نیست، بلکه نیاکان ما در این منطقه چنین شیوه‌ای داشتند. روستاها بر قله کوه‌ها و تپه‌ها ساخته شده بود. چرا؟ زیرا آن‌ها همواره در معرض حمله و خطر بودند، ولی هیچ‌گاه تسلیم نشدند. حتی در دوره صلیبی که صلیبیان در منطقه و به‌طور خاص در صور بیش از هر منطقه عربی دیگری باقی ماندند... صلیبیان حدود دویست سال در این کشور ماندند، ولی روستاها و کشاورزان جبل عامل تسلیم صلیبیان نشدند و جز چند روستای انگشت‌شمار دچار انحراف و تغییر نشدند. همه آن‌ها استوار ایستادند و مسئولیت‌های خود را با قدرت بر دوش کشیدند و از دین خدا و مذهب اهل بیت و شعایر دینی پاسداری کردند. بنابراین، اولین بار نیست که ما با محنت رو‌به‌رو شده‌ایم و روزهای سختی را پشت سر می‌گذاریم. ما و آن‌ها همواره با چنین جنگ‌ها و اوضاعی دست به گریبان بوده‌ایم.
بنابراین، عیب و ننگ و خیانت است که بخواهیم از مسئولیت‌ها و وظایف خود بگریزیم. ننگ و خیانت است که به مهاجرت کردن و واگذاشتن سرزمین خود برای دشمن بیندیشیم. عیب و ننگ است که بخواهیم خود را به نزاع‌های جانبی و اختلافات داخلی سرگرم کنیم و صفوفمان را یک‌پارچه و جبهه داخلی خودمان را نیرومند نکنیم. عیب است که تنبلی کنیم. طی روزهای اخیر که در بیروت بودیم، درباره مسئله اسلحه و مسلح شدن و آموزش نظامی به مردم جنوب، مذاکره می‌کردیم. چند مسئول بلندپایه به من گفتند: مردم جنوب برای مسلح شدن آمادگی ندارند. ما از آنان دعوت کردیم تا به نام «انصار» به صفوف ارتش بپیوندند، ولی هیچ کس به آنجا نرفت. من تنها توانستم حرف آنان را رد کنم و آن‌ها را به دروغ گفتن متهم کنم! گفتم چنین چیزی درست نیست. ما اگر در منطقه فرصتی برای مسلح شدن از هر راهی پیدا کنیم... م�� شخصاً نخستین کسی هستم که در کلاس‌های آموزش نظامی شرکت می‌کنم و مؤمنان را همراه خود به مسجد می‌برم تا مسجد اسلام که مسجد علی بن ابی‌طالب است، مسجد تنبلان و رفاه‌زدگان نباشد؛ مسجد مردان باشد. در همه روستاها و همه شهرها نیز همین‌طور.
در این دوره ننگ است که بخواهیم خود را کنار بکشیم یا شکست را بپذیریم یا کوچ کنیم یا تسلیم شویم یا صحنه را خالی کنیم. همه ما باید درک کنیم که خداوند این مسئولیت را بر دوش ما قرار داده