گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 317

گزندی می‏رسد، من باید احساس درد کنم و بگویم: «آخ!» مفهوم است؟ روشن است؟ ما باید این‌چنین باشیم. باید حس کنیم که جسم ما این بدنی نیست که آن را با لباس می‏پوشانیم و در اثر آن از دیگران متمایز می‏شویم. نه، این جسم من نیست. جسم و وجود من بزرگ و گسترده است و شما را نیز در بر می‏گیرد و اگر هر جزئی به درد آید، باید بگویم «آخ»؛ یعنی احساس درد کنم و درصدد برطرف کردن رنج و درد برآیم، البته اگر ممکن باشد.
این احساس همان مفهوم دعای نخست است: «مواسات و همدردی را با کسانی که روزی خود را بر آنان تنگ گرفته‏ای، روز‏ی‏ام گردان، از آن ‌رو که از فضل خود به من گشایش عطا کرده‏ای و رحمت خود را بر من گسترانده‏ای.» خدایا مرا به این افتخار بزرگ و مقام والا برسان که در آنچه دارم، با دیگران شریک باشم، به‌گونه‏ای که همچون شمع و چشمه و خورشید باشم و ثروت و اعتبار و مصالح دیگران را تنها برای خود نخواهم و دیگران را نادیده نگیرم، بلکه آنچه خود دارم، برای دیگران بخواهم و با آنان تقسیم کنم. امامان ما خود پیش از دیگران چنین می‏کرده‏اند و دستورها و آموزه‏های آن‌ها تمرین و تربیت ما را از ماه شعبان آغاز کرده است تا برای ماه مبارک رمضان آماده شویم. از امروز هر روز این دعاها را می‏خوانیم تا به یاد داشته باشیم که در ماه شعبان هستیم. روز دوشنبه و پنجشنبه هر هفته یا حداقل سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم یا حداقل چند روز از این ماه را روزه بگیریم تا آمادگی ورود به ماه رمضان و میهمانی خداوند را پیدا کنیم.
سپس دعا دو بار به ما یادآوری می‏کند، یک بار نسبت به رسول اکرم و یک بار نسبت به ما، که ای فرزند آدم، هشیار باش که شاید این ماه شعبان آخرین شعبان عمر تو باشد، شاید این رمضان آخرین رمضان عمر تو باشد. چه کسی می‏داند چه پیش خواهد آمد؟ زندگی ما به‌گونه‏ای است که نسبت به هیچ‌یک از عوامل متزلزل‌کننده و برهم‌زننده زندگی اختیار و کنترلی نداریم و هر لحظه ممکن است در معرض مرگ قرار بگیریم. این‌گونه نیست، برادران؟ کدام یک از شما تضمین می‏کند که یک ساعت بعد زنده باشد؟ کدام یک از ما تضمین می‏کند که فردا زنده باشد؟ شاید بگویید من اهمیتی نمی‏دهم و به این چیزها فکر نمی‏کنم، ولی این امری مسلّم است. البته امید به ادامه زندگی، به شما نیرو می‏دهد، ولی هیچ کس نمی‏داند آیا برای شما سانحه رانندگی پیش می‏آید یا نه. پیش از آنکه سانحه اتفاق بیفتد، شما به آن فکر نمی‏کردید. همه ما خبر حوادث را می‏َشنویم و آن‌ها را می‏بینیم، ولی فکر می‏کنیم این حوادث برای غیر ماست و اطمینان داریم که حادثه‏ای برایمان رخ نخواهد داد، تا اینکه ناگهان حادثه‏ای اتفاق می‏افتد. مرگ نیز همین‌طور است. انسان تا زمانی که زنده است، احساس نمی‏کند که مرگ در برابر اوست، ولی حادثه ناگهانی پیش‏بینی‌شدنی نیست. اگر انسان می‏توانست حوادث غیرمنتظره را پیش‏بینی کند، دیگر غیرمنتظره و ناگهانی نبودند. این‌طور نیست؟ اتفاقات ناگهانی آن‌هایی است که منتظرشان نیستیم. بنابراین، هیچ‌یک از ما اطمینان نداریم که فرصت باقی است. اسلام از ما می‏خواهد که یک لحظه از زندگی را نیز از دست ندهیم. در حدیث شگفت‏آور نبوی آمده است: «لَو أنَّ امرءاً مُؤمِناً قامَت قِیامَتُهُ وَبِیَدِهِ غَرسَـة لَغَرَسَها قَبلَ أن یَموتَ» (اگر مرگ مؤمنی فرا رسد و در دست او نهالی باشد، پیش از آنکه بمیرد، آن را می‌کارد.) یعنی اگر انسان مؤمن در مزرعه‏اش مشغول کشاورزی باشد و