« ﴿ فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی * مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَی * أَفَتُمَارُونَهُ عَلَی مَا یَرَی ﴾ .»[358] و بعد از چند آیه میگوید: « ﴿ لَقَدْ رَأَی مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَی ﴾ .»[359] در شب اسرا خداوند جسم بندهاش، محمد(ص) را شبانه از مکه تا مسجدالاقصی و از آنجا تا جاهایی که جز خودش کسی نمیداند، سیر داد تا به او وحی کند و از نشانههای بزرگ پروردگارش ببیند. این از مناسبت مبعث و اسرا و معراج.
به تناسب بحث امروز دوست دارم به نکاتی اشاره کنم، شاید سرّ تقارن این سه مناسبت در یک روز، آشکار شود.
همانطور که میدانید، مبعث نقطه آغاز و حرکت اسلام است و اسرا، یعنی انتقال پیامبر(ص) از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی. و این یعنی توسعه و گسترش و شمولیت اسلام و تصدیق دیگر پیامبران: « ﴿ لانُفَرِّقُ بَینَ أَحَد مِن رُسُلِه ﴾ .»[360] و وارث ادیان آسمانی بودن و مقدس شمردن و محترم داشتن ادیان و مرتبط دانستن آنها با یکدیگر.
بنابراین، توسعه و گسترش اسلام و تصدیق پیامبران و تأیید ادیانِ آنان، در یک روز جمع شده است. در بعضی از آیاتِ سوره اسرا بهطور صریح بر احترام اسلام نسبت به همه ادیان تأکید شده است: « ﴿ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَی وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الاخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴾ .»[361] این آیه اعتراف و تأییدی است بر اینکه همه ادیان از طرف خداست و ما بین پیامبران او هیچ فرقی نمیگذاریم.
معراج یعنی بلندنظری انسان، یعنی عروج انسان به آسمان و وصال با خدایش. این واژه، یعنی «عبدالله»، را قرآن در جریان اسرا و معراج تکرار میکند. میگوید: «بنده خود را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر دادیم»، «بنده خود را به آسمان عروج دادیم»، «خدا به بنده خود وحی کرد.» با تکرار این واژه حقیقت انسان را نشان میدهد. نمیگوید محمد(ص) بشر نیست، اگرچه او سرور همه انسانهاست. میگوید: «أسری بِعَبدِهِ.» میخواهد مسیر و روش و رسالت ما را مشخص کند و بر اینکه پیامبر(ص) رهبر ما و الگوی نمونه زندگی ماست، تأکید کند. مسیر ما از بعد مادی از این شهر به آن شهر است و از بعد آسمانی به سوی خداست. این خط و مسیر ماست. اسلام مجموعهای است از این سه عنصر، یعنی: مبعث و اسرا و معراج و با تقارن این سه، اسلام حقیقی شکل میگیرد و با نبود یکی از اینها بقیه هم معنایی نخواهند داشت. اینها خلاصهای بود از شرح و تبیین این سه مناسبت.
اما ما امروز جمع شدهایم تا معانی و پیامهای این روز را در ذهن خود مرور کنیم، در این مراسم شرکت کردهایم تا آنچه را که خطیبان و سخنرانان برای ما از معانی این روز به تصویر میکشند، تماشا کنیم. از حقایق این روز چیزهایی دیدیم و شنیدیم و حس کردیم و الآن میخواهیم با عقلمان و اعمالمان با آن همراه شویم. زندگی کردن با مبعث یعنی تکریم تعالیم اسلام و عمل به آنها. زندگی کردن با اسرا، یعنی همراهی با پیامبر(ص) در این سفر و تقدیس مبدأ
[358]. «و خدا به بنده خود هرچه باید وحی کند، وحی کرد. دل آنچه دید دروغ نشمرد. آیا در آنچه میبیند با او جدال میکنید؟» (نجم، 10ـ12)
[359]. «هر آینه پارهای از آیات بزرگ پروردگارش را بدید.» (نجم، 18)
[360]. «میان هیچیک از پیامبرانش فرقی نمینهیم.» (بقره، 285)
[361]. «کسانی که ایمان آوردند و کسانی که آیین یهودان و ترسایان و صائبان را برگزیدند، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و کاری شایسته کنند، خدا به آنها پاداش نیک میدهد و نه بیمناک میشوند و نه محزون.» (بقره، 62)
