گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 281

نقش امام غایب(عج)

( بسم‌الله الرحمن الرحیم )
[...]
میلاد حضرت صاحب‌الزمان(ع)، ما را به تفکر درباره این پدیده که شیعه در طول تاریخ آن را حفظ کرده است، وامی‏دارد. این پدیده صرفاً تفکری خاص شیعیان نیست، بلکه تفکری اسلامی و باور همه مؤمنان و همه انسان‏هاست.
امام زمان در باور و عقیده ما، همان محمد بن حسن عسکری، دوازدهمین امام از امامان شیعه است که متولد شده است. ایشا�� پس از شهادت پدرش، امامت را به عهده گرفت و بر جنازه پدر نماز خواند و از دیده‏ها غایب شد. امام زمان دو غیبت دارند: غیبت صغری که 74 سال به طول انجامید؛ یعنی وقتی عمر آن حضرت به 74 سالگی رسید، غیبت صغری پایان یافت. در دوران غیبت صغری شخصی که او را «نایب» می‏نامیدند، با مردم در ارتباط بود و نامه‏هایی را از مردم به امام و از امام به مردم می‏رساند. این نایبان چهار نفر بودند که در تاریخ مشهور هستند و مسلماً درباره آن‌ها مطالبی خوانده‏اید: عثمان بن سعید العمری، حسین بن روح، محمد بن عثمان و علی بن محمد السمری. این افراد معروف بودند و هرچند داناترین مردم نبودند، داناترین علما در برابر آن‌ها تواضع می‏کردند. مثلاً کلینی، عالم بزرگ شیعه، در برابر کسی که از نظر علمی پایین‏تر از او بود، به نشانه احترام، می‏ایستاد، زیرا آن شخص با امام در ارتباط بود.
در دوران غیبت صغری، ارتباط مردم با امام به واسطه نواب چهارگانه بود تا اینکه نامه‏ای از سوی امام رسید و آغاز غیبت کبری اعلام شد. پس از آن، امام صاحب‌الزمان غایب شد تا اینکه خداوند سبحان به او اجازه ظهور دهد.
درباره این عقیده پرسش‏های مهمی مطرح است که دوست دارم به‌طور کوتاه به آن‌ها اشاره کنم.
اولاً، آیا معقول است که در این زمان، انسانی هزار و صد سال عمر داشته باشد و بعدها بخواهد ظهور کند�� به‌ویژه با توجه به اینکه می‏دانیم انسان عادی در این عصر، بیش از صد یا صد و ده سال عمر نمی‏کند.
ثانیاً، امام غایب و ناپیدا چه نقش و تأثیری دارد؟ و ایمان به امام غایب در تاریخ ما چه نقشی ایفا کرده است؟
ثالثاً، اساس و شالوده اندیشه مهدویت (امام غایب) چیست؟ جنبه عمومی و ایدئولوژیک آن کدام است؟ جنبه فردی آن چیست؟
رابعاً، دلیل شرعی بر این تفکر چیست؟

در واقع، الآن احساس کردم که این بحث شاخه‏های بسیاری پیدا کرد و طولانی شد، ولی تا آنجا که ممکن باشد درباره آن صحبت خواهیم کرد.
بحث امام غایب یا ظهور مهدی، یا ظهور حجت یا رهایی‏بخش یک بحث دیرینه است. پیروان همه ادیان و همه ستم‌دیدگان و همه مؤمنان در انتظار کسی بوده‏اند و از نظر تاریخی این امر روشن است.
1. در حدیث آمده است: «کَیفَ بِکُم إذا فَسَدَت نِساؤُکُم وَفَسقَ شَبابُکُم؟ قالوا أوَیَکونُ ذلِکَ یا رَسولَ اللهِ؟ قال: بَل، شَرٌّ مِنهُ، کَیفَ بِکُم إذا أصبَحَ لَدیکُم المُنکَر مَعروفاً وَالمَعروف مُنکَراً؟ فَعِندَ ذلِکَ تَرَقَّبوا رَجُلاً مِن ذُرّیَتی یُوافِقُ اسمُهُ اسمی، یَملَأُ اللهُ بِهِ الأرضَ قِسطاً وَعَدلاً بَعدَ ما مُلِئَت ظُلماً وَجَوراً.» (چگونه خواهید بود آن‌گاه که زنانتان فاسد و