گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
240
خاندان حسین(ع) اینگونه بر یکدیگر سبقت میگرفتند و هرکدام از آنها با اصرار و پافشاری میخواست بدون توجه به مرگ و با شجاعت در برابر دشمن، بای��تد. این همه هدفمند بوده است، تا در تاریخ روشن شود که راه راست و اثر ایمان و معنای عزت و بزرگی چیست. امام حسین(ع) شخصاً به این مسئله بهخوبی توجه داشت: همچون ناتوانان در صحنه ظاهر نمیشد، بر فرزندان نمیگریست، و برای کشتهشدگان مویه نمیکرد و در برابر دشمنان و غمها و مصیبتها ناتوانی نشان نمیداد. این سخن معروف را درباره او شنیدهاید: «فَوَاللّهِ ما رَأیتُ مَکسوراً قَطُّ قَد قُتِلَ وَلَدُهُ وَ أهلُ بَیتِهِ، أربَطُ جأشاً وَلا أقوی جناناً مِن الحُسَینِ.» (به خدا سوگند، هرگز شکستخوردهای را ندیدهام که فرزندان و خاندانش کشته شده باشند و او مصممتر و استوارتر از حسین باشد.) در این عبارت آنچه نمایان است، اراده و استواری و روشنایی در چهره و صلابت در موضع است. پس از همه این مصیبتها، باز هم همان موضع را، بهروشنی نزد بانوان در همه اوضاع این ایام و مصیبتها، میبینیم؛ یعنی موضع قدرت و بیتوجهی و بیاعتنایی به مرگ و جراحت و تشنگی و دشمن.
آنچـه پس از دفـن اجساد سپاه عمـر سعد روی داد، بـرای ما بسنده است. لشکریان عمر سعد، اجساد ناپاک سپاه خودشان را دفن کردند و اجساد امام حسین(ع) و خاندان و یارانش بر زمین ماند. هنگامی که بر آن شدند تا از کربلا به کوفه بروند، خاندان امام حسین و زنان و مادران و خواهران را از کنار قتلگاه و ک��تهشدگان گذراندند، یعنی کوشیدند تا آنچه را در نبرد برای کشتهشدگان اتفاق افتاده بود، آشکار سازند. چرا این کار را کردند؟ برای اینکه آنچه را امام حسین(ع) بدان میاندیشید، بیثمر سازند. امام حسین میخواست در زندگی و پس از مرگش نیز با قدرت ظاهر شود، اما آنها میخواستند که حسین را پیش و پس از مرگش ناتوان نشان دهند. میخواستند زنان را در برابر اجساد بیاورند تا آنها بگریند، غمزده شوند، ناله کنند، و عجز و ضعف در آنها ظاهر شود.
این صحنه دلهرهآور را تصور کنید: زنان و فرزندان را در برابر اجساد آوردهاند. هریک از زنان، برادر یا همسر یا فرزندی در میان کشتهشدگان دارد، اما گریه نمیکند. آنها وظیفه داشتند که از زینب(س) پیروی کنند. حضرت زینب(س) سرور آنها بود، پس در همه امور از او پیروی میکردند.
تجربهای شکوهمند و تابناک و واقعهای عبرتآموز در برابر ماست و درمییابیم همانگونه که مرد میتواند حسین باشد، زن مسلمان نیز میتواند زینب باشد. اگر امام حسین نمونهای است برای قهرمانان و کمالی است برای مردان، زینب نیز نمونهای است برای زنان. آنچنانکه مرد مسلمان میتواند قهرمان و مجاهد باشد، زن مسلمان نیز میتواند قهرمان و مجاهد باشد.
پشت سر حضرت زینب میرفتند. حضرت زینب(س) در جلوی آنها به جسد پارهپاره امام حسین(ع) رسید؛ جسدی که حتی یک عضو سالم در آن دیده نمیشد، اما با این حال، جسد پوشیده از تیر و شمشیر و نیزه و سنگ بود، آنچنانکه چیزی از آن پیدا نبود. نیازی نیست تاریخ این حوادث روشن را به ما بگوید. زینب آمد و نزدیک حسین ایستاد و سنگها و نیزهها و شمشیرها را کنار زد و با دو دستش جسد امام حسین را بلند کرد و گفت: «اللَّهُمَّ تَقَبَّل مِنَّا هَذا القُربانَ.» (خداوندا، این قربانی را از ما بپذیر.)
