گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 228

پس از کشته شدن امام حسین، نشانه‌‌های پیروزی حسینی به‌تدریج آشکار شد. در اینجا باید اذعان کنیم که اوضاع تاریخی زمان امام حسین با اوضاع تاریخی ما متفاوت بود. در زمان ما به محض آنکه ارتش یک دولت استعمارگر جزیره‌‌ای کوچک در اقیانوس آرام را تصرف می‌‌کند، همه دنیا آگاه می‌‌شوند، ولی در زمان امام حسین نه رادیو بود نه تلویزیون نه مطبوعات نه خبرگزاری‌‌ها، و اطلاع یافتن از اخبار و حوادث به زمان نیاز داشت. بنابراین، جای شگفتی نیست که بنی‌امیه ده‌ها سال پس از کشتن امام حسین دوام آوردند. باید تاریخ را یک مجموعه در نظر گرفت و ترتیب حوادث و افراد را نیز به حساب آورد.
بلافاصـله پـس از پایـان نبـرد و کشـته شـدن امـام حسـین و اصحابش، انقلاب‌های کوچک آغاز شد و رفته‌رفته بزرگ شد و گسترش یافت و به حرکت درآمد و به طوفانی سهمگین تبدیل شد که بنی‌‌امیه را نابود ساخت و نشانه‌‌ها و کارها و تأثیراتی را که بر مردم گذاشته بودند، محو کرد و اهداف و برنامه‌‌های آنان را در تاریخ به فراموشی سپرد.
هنگامی که امام حسین کشته شد، زنی در سپاه ابن زیاد، سـپاه کوفه برخاست و با حالتی خاص دوید و ستون خیمه را گرفت و خطاب به مردم فریاد زد: این رسول‌خداست، این علی‌بن‌ابی‌طالب است، این فاطمه است، همه آنان در حال آمدن به اینجا هستند. او درحالی‌که این سخنان را می‌‌گفت شروع به حمله به اطرافیان خود کرد. مردانی از قومش او را گرفتند و حبس کردند. بلافاصله پس از کشته شدن امام، مواردی از این قبیل رخ داد که البته در یک کتاب تاریخی جمع‌‌آوری نشده است. هرکس کتاب‌‌های تاریخی را مطالعه کند، می‌‌تواند موارد بسیاری از این قبیل پیدا کند.
پس از آن اهل‌بیت را به کوفه و از آنجا بـه شـام بردنـد و در این مسیر از شهرهای دیگری نیز عبور کردند که دیروز به آن‌ها اشاره کردم: از کوفه به موصل و نصیبین و حماده و حمص و حلب و بعلبک و، سرانجام، به شام رسیدند. در این مسیر اتفاقات بسیاری رخ داد که دیشب به پاره‌‌ای از آن‌ها اشاره کردم. به هر شهری که می‌‌رسیدند مردم جمع می‌‌شدند و با شادی و آذین ‌بستن شهر از اسیران استقبال می‌‌کردند. سپس می‌‌پرسیدند: اینان کیستند؟ و با پاسخ‌ها و سخنان و خطبه‌‌هایی که حضرت زینب و ام‌کلثوم و امام سجاد و دیگران می‌‌خواندند، غافلگیر و پشیمان می‌‌شدند و گریه و توبه می‌‌کردند و پس از رفتن کاروان، در مکانی که سر امام حسین قرار داشت بارگاهی به نام مشهد رأس‌الحسین یا مسجد رأس‌الحسین یا مسجد‌النقطه و مانند آن می‌‌ساختند که هنوز نیز در برخی از این شهرها باقی مانده است.
در طی این مسیر نیز داستان‌‌هایی در تاریخ نقل شده است که برخی از آن‌ها جنبه اعجازگونه (غیبی) دارد. مثلاً می‌‌گویند آنانی که سر امام حسین را حمل می‌‌کردند، آن را در مکانی گذاشتند و دیدند بالای جایی که سر قرار داشت، این بیت شعر نوشته شده است:
أتَرجُو أمَّةً قَتَلَت حُسیناً
شَفاعَة جَدِّهِ یومَ الجَزاءِ

(آیا امتی که حسین را کشت به شفاعت جد او در روز جزا امید می‌برد؟)
آنان این بیت را پاک کردند و خوابیدند، ولی پس از مدتی دیدند آن بیت دوباره همان‌جا نوشته شده است. تاریخ قدیم این حوادث ر�� به شکل اعجازگونه نقل کرده است، ولی ما مجبور نیستیم آن‌ها را