گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 226

و در میان آنان شایعاتی پخش کرد، ازجمله اینکه لشکر یزید در نزدیکی کوفه است. او با شیوه ارعاب و تهدید توانست طی چند روز همه کسانی را که با مسلم‌بن‌عقیل بیعت کرده بودند، از بیعت بازگرداند. شبی مسلم‌ بن ‌عقیل - رضوان‌اللّه ‌علیه - در مسجد کوفه همراه با هزاران نفر نماز خواند، ولی پس از نماز وقتی به پشت سر خود نگاه کرد هیچ‌کس را ندید. او در آن شب سرگردان در خیابان‌‌های کوفه می‌چرخید و نمی‌‌دانست به کجا برود و به که پناه ��برد. هیچ دری را در برابر خود باز نمی‌‌دید. چنین موضع خفت‌‌بار و سستی که حتی در میان امت‌‌های عقب‌‌مانده و غیر‌متمدن و سازش‌‌پذیر نیز نمی‌‌بینیم، در میان مسلمانان رخ داد. چگونه امتی که افتخاراتی بزرگ رقم زد (که به برخی از آن‌ها اشاره کردم) به اینجا رسید؟
امام حسین خود را در برابر امتی دید که وجدانش بـه خـواب رفته است: امتی سلطه‌‌پذیر و بزدل و طمع‌کار که نمی‌‌تواند حقوق خود را به دست آورد و حاکمان هرگونه که بخواهند با آن برخورد می‌‌کنند و می‌‌توانند صد هزار نفر را که به گفته معاویه «شتر نر را از شتر ماده تشخیص نمی‌‌دهند،» برای سپاه خود جمع‌‌آوری کنند. در برابر این واقعیت تلخ، امام حسین راهی برای بیدار کردن این وجدان‌ها و بازگرداندن خون سالم به رگ‌های افراد این امت نیافت، جز اینکه بزرگ‌ترین جان‌فشانی را رقم زند. گفتیم که چگونه امام حسین بزرگ‌ترین جان‌فشانی را رقم زد: او به فدا کردن جان خود بسنده نکرد بلکه همه فرزندان و برادران و عموزادگان خویش را نیز با خود همراه ساخت و کوشید همه بنی‌‌هاشم و همه کسانی را که تحت سرپرستی او بودند، همراه خود به قتلگاه کربلا ببرد. امام حسین در نامه معروف خود به آنان نوشت: «هریک از شما با من همراه شود کشته می‌شود و هرکس همراه من نیاید به پیروزی دست نخواهد یافت.» بدین‌ترتیب، امام کوشید همه خویشان و فرزندان و یاران خود را به قتلگاه آزادی بکشاند و از سخنان امام معلوم می‌‌شود که ایشان می‌‌دانست که همه آنان کشته خواهند شد.
امام به این مقدار بسنده نکرد و همه زنان و همسران و خواهران و عموزادگان و همه زنانی را که تحت سرپرستی ایشان بودند نیز همراه خود آورد تا همان‌طور که فرموده بود خدا آنان را اسیر ببیند و آنان بتوانند رسالت حسین و مفهوم انقلاب حسین را تکمیل کنند و هنگام عبور کاروانِ اسرا از شهرها، حوادث را برای مردم بازگو کنند. امام حتی به این مقدار نیز بسنده نکرد و برای آنکه زشتی این جنایت را آشکار کند، طفل خود را نیز می‌‌آورَد و در معرض کشته شدن قرار می‌‌دهد. امام می‌‌دانست که آنان این طفل را خواهند کشت و برای خود محکومیتی سنگین به ثبت خواهند رساند. امام تلاش کرد به همگان نشان دهد که آنان چگونه از دادن آب به او و اهل‌بیتش خودداری کردند. هرچند اگر آب می‌‌دادند نیز سودی نداشت، با این حال آنان از دادن آب خودداری کردند.
بدین‌ترتیب، امام حسین(ع) شیوه‌‌ای خاص در پیش گرفت و سطح جان‌فشانی را تا بدانجا بالا برد که کسی نتواند آن را نادیده بگیرد و وجدان‌‌های خواب یا طمع‌‌کار یا سازش‌‌پذیر یا بزدلِ این امت با دیدن این حوادث به خود آیند. امت نیازمند ضربه‌‌ای شدید بود و چنین ضربه‌‌ای جز با خلق یک جان‌فشانی بزرگ شکل نمی‌‌گرفت.
این، خلاصه مباحث مقدماتی بود که قبلاً بیان کردیم. به اینجا رسیدیم که امام حسین با این شیوه