گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 222

می‌‌کنم و به آن افتخار می‌‌کنم، ولی این بدان معنا نیست که من وظایف مستقیم خود را ادا کرده‌ام. من وظایفی دارم و بدین جهت وارد میدان جنگ خواهم شد.
جنگ شوخی‌‌بردار نیست، تعارف‌‌بردار نیست، در جنگ جای مدارا و سازش نیست. باید با سر وارد میدان شوی. باید همه ما به همراه فرزندان و زنانمان وارد میدان شویم. این مسئله شوخی‌‌بردار نیست. در طول تاریخ، ما با چنین خطرهایی روبه‌رو نبوده‌‌ایم. با زبان و حرف زدن و حتی با کمک مالی نمی‌‌توانیم مسئولیت خود را ادا کنیم. باید وارد میدان جنگ شویم. باید برای رویارویی با نبردهای بزرگ آماده شویم؛ نبردهایی که جز با بسیج کردن همه توانایی‌‌ها و امکانات پایان نمی‌‌یابد. کمک می‌‌کنیم، حمایت می‌‌کنیم و، در عین حال، برای ورود به نبردهای بزرگ نیز آماده می‌‌شویم. چطور آماده شویم؟ آموزش نظامی ببینیم. اگر صدای شلیک گلوله بشنوید، چه می‌‌کنید؟ اگر روزی دشمن را در مقابل خانه خود ببینید، چه می‌‌کنید؟ آیا توانایی دفاع دارید؟ اگر خودتان توانایی دارید، زنانتان چطور؟ دخترانتان چطور؟ پسرانتان چطور؟ آیا برای ورود به جنگ آمادگی دارید؟ یا اینکه می‌‌خواهید با دادن کمک مالی از همه این حقایق تلخ رهایی یابید؟ برادر من، این کافی نیست. باید آماده شویم. باید خودمان کار با اسلحه را یاد بگیریم. باید از نظر عقلانیت، از نظر وضع جامعه، ایجاد همبستگی، ایجاد نزدیکی و همدلی میان مردم و همکاری با همه نیروهایی که در راه این نبرد فعالیت می‌‌کنند، آماده شویم، یعنی باید احساس کنیم که هدف اول در زندگی ما این جنگ است و سایر موارد در مرحله بعد قرار دارد.
زنـدگی ما باید - به گفته یکی از افراد - زندگی یک جامعه در حال جنگ‌‌ باشد. مفهوم جامعه در حال جنگ‌‌ روشن است؟ در حال حاضر زندگی ما زندگی یک جامعه آسوده و مرفه و در حال صلح است. گویا هیچ دشمنی نداریم و خطری ما را تهدید نمی‌‌کند... مراسم‌‌های شبانه برقرار است؛ وضع لباس پوشیدنمان مثل قبل است؛ زندگی عادی ما ادامه دارد... نباید این‌طور باشد، وقتی نوبت ما برسد چه می‌‌کنیم؟ معنای فرار کردن از جدیت و واقعیت این است. عده‌‌ای از ما نمی‌‌خواهند با حقیقت و عمق این جنگ روبه‌رو شوند. می‌‌خواهند روی چشم خود را بپوشانند تا چیزی نبینند.
ما باید با همه امکانات مادی و معنوی خود مقاومـت را یاری دهیم، ولی این، همه وظیفه ما نیست، بخشی از وظایف ماست. پس از آن نوبت ما می‌‌رسد. ما نیز باید آماده باشیم. هریک از ما، از من گرفته تا دیگران، از کوچک و بزرگ و زن و مرد، باید آماده شویم. باید با اسلحه، با ایمان و با هوشیاری کامل از آنچه در اطراف ما می‌‌گذرد، خود را آماده کنیم تا غافلگیر نشویم و فریب سخنان این و آن را نخوریم. باید نسبت به سرنوشت خود و نبرد خود هوشیار و از آن آگاه باشیم و آ��اده شویم. باید به همه نیروهایی که در حال تلاش و فعالیت هستند کمک کنیم. ولی همه این کمک‌‌هایی که به رزمندگان و مرزبانان می‌‌کنیم به معنای آن نیست که ما وظیفه دیگری نداریم. به کجا می‌‌رویم؟ مسائل را پیچ و تاب می‌‌دهیم تا بگوییم ما مسئول نیستیم، نه، این‌طور نیست.
من از زبان امام حسین(ع) به شما می‌‌گویم: شما مستقیماً مسئول هستید، یعنی بر خود شما واجب است که تلاش کنید و برای به دست گرفتن اسلحه آماده شوید. من، سید موسی، نیز وظیفه دارم برای