گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
217
یافت. بدینترتیب، امام تأکید کرد که هدف او از فداکاری، کسب عزت و افتخار برای اهلبیت یا خانوادهاش نیست.
گاه نیز انسان از خود فداکاری نشان میدهد تـا بـه شـهرت و اعتبار برسد. امام حسین چنین هدفی نیز نداشت، چون این نوع فداکاری نیز ناقص است: اینکه انسان خود را فدا کند تا به گفته شاعر، عمر دیگری یعنی شهرت و اعتبار کسب کند. امام حسین به این سبب وارد جنگ نشد. چرا؟ چون اگر به دنبال اعتبار و شهرت بود، برایش بهتر بود که در مدینه یا مکه کشته شود، زیرا این دو شهر مرکز تجمع مسلمانان بود. مکه قبله مسلمانان است و امام حسین در موسم حج به مکه رسید. اگر در مکه کشته میشد، همه دنیا میفهمید که حسین در راه خدا کشته و شهید شده است. امام از این راه بهتر میتوانست شهرت به دست آورد. بنابراین، امام حسین در قیام خود به دنبال هیچ سودی از مال و مقام و افتخار برای خاندان و نوادگان خود و شهرت و اعتبار نبود. این از لحاظ کیفی و معنوی.
اما از نظر مـادی نیز فـداکاریهـا درجـاتی دارنـد. گـاه انسان بخشی از نیرو و توان خود را تقدیم میکند؛ گاه همه وجود خود را تقدیم میکند و شهید میشود؛ گاه همراه با خود همه فرزندان و نوادگان خود را نیز تقدیم میکند؛ گاه همه زنان و اهلبیت خود را نیز در معرض اسارت و زندان قرار میدهد؛ و گاه همه آنچه دارد، فدا میکند.
امام حسین اینگونه فداکاری کرد، یعنی هرآنچه داشت در راه خدا و در راه خیر و حق تقدیم کرد. بنابراین، فداکاری امام حسین هم از لحاظ کمّی و هم از لحاظ کیفی به هیچ وجه نظیر ندارد. امام به هیچ وجه نمیخواست برای خود چیزی نگهدارد.
یکی از شـبهای گذشته گفتم که هـیچ نیـازی بـه فـدا کردن طفل شیرخوار نبود، ولی امام پافشاری داشت که او را نیز تقدیم کند. چرا؟ به سبب اهدافی بزرگ. همانطور که میدانید صحنه کربلا از هر سو آماج تیر و نیزه و شمشیر بود. آوردن طفل شیرخوار به این میدان و بوسیدن او و درخواست آب برای او به معنای به خطر انداختن اوست.
امام حسین(ع) به سخاوتمندانهترین شکلی که انسان می���تواند در راه خدا فداکاری کند، جانفشانی کرد و هرآنچه داشت تقدیم کرد.
اما از لحاظ اوضاع و احوالی که امت در آن به سر میبرد، در روزهای گذشته مطالبی شنیدید و امروز نیز مطالب بسیاری گفته شد. امت به نهایت تباهی و انحطاط اخلاقی و کرنش در برابر حاکمان ستمگر و دل بستن به اوهام رسیده بود و سخت نیازمند شوکی قوی بود. امام حسین(ع) با جانفشانی خود، این شوک را به امت وارد کرد. امام برای این اقدام خود وضعیت مناسب را برگزید و سخاوتمندانهترین چیزی را که میتوانست در این راه تقدیم کند، فدا کرد. برای چه؟ فقط برای خدا، نه برای خود، نه برای خانواده، و نه برای شهرت و اعتبار. تنها برای خدا و از این روست که ما میگوییم: «السلام علیک یا ثاراللّه و ابن ثاره»؛ سلام بر تو ای خون خدا و ای پسر خون خدا. خدا برتر و منزه از آن است که خون داشته باشد، چون او جسم نیست. اعتقاد ما این است. پس چرا میگوییم امام حسین «خون خدا»ست؟ این تعبیر کاملا مانند این است که میگوییم امام علی(ع) دست خداست: یداللّه. خدا دست ندارد. پس چرا با وجود آنکه خدا دست ندارد، میگوییم علی دست خداست؟ این به معنای آن است که دست امام علی(ع) جز با اراده خدا حرکت نمیکند، یعنی حرکت دست علی(ع)
