گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 177

علت واجب شدن نماز چیست؟ آیا این است که هر روز یک بار، دو بار، پنج بار یا هفته‏ای یک بار، بیشتر یا کمتر، بیاییم و حرکاتی ظاهری به نام نماز انجام دهیم و برگردیم؟ نماز این است؟ آیا حقیقت نماز و انگیزه نماز خواندن این است؟ آیا خدا به این‌گونه اعمال نیاز دارد؟ چنین چیزی با ایمان ما سازگاری ندارد. ما معتقدیم خدا از عبادت ما و از نماز و حج و روزه و زکات ما بی‏نیاز است. پس چرا نماز واجب شده است؟
خداوند نماز را واجب کرده است تا مردم را برای عبادت خدا و فروتنی در برابر او تربیت کند و تمرین دهد. نماز آن‌گونه که قرآن کریم فرموده است، از زشتی و گناه بازمی‏دارد. در حدیث آمده است که نماز معراج (وسیله عروج) مؤمن است و همچنین وسیله تقرب جستن هر پرهیزکاری به خداوند است. حال به خودمان بنگریم. آیا نمازمان ما را از زشتی و گناه بازمی‏دارد؟ آیا وقتی نماز می‏خوانیم، گرایش جدیدی در خود نسبت به دوری از گناهان می‏یابیم یا نه؟ اگر نمی‏یابیم، بدان معناست که نماز ما، معنا و جوهر و هدف خود را از دست داده است.
فاطمه(س) به این امت می‏نگرد و می‏بیند آنان نماز می‏خوانند و بسیار هم نماز می‏خوانند، ولی -‌سبحان‌الله- آیا سخن پیامبر را درباره علی بن ابی‌طالب نشنیده‏اند؟ آیا این مردم تا دیروز با پیامبر زندگی نمی‏کردند و احکام و حقوق را از زبان ایشان نمی‏شنیدند؟ آیا نشنیدند که فرمود: «الساکِتُ عَنِ الحَقِّ شَیطانٌ أخرَسٌ.» (کسی که از گفتن حق خاموش بماند، شیطانی لال است.) آیا این سخنان را از رسول خدا شنیده بودند؟ چطور اجازه دادند در برابر چشمانشان حق از ��ست اهل آن خارج شود؟ از حجـةالوداع و خطبه غدیر و فرمان پیامبر به ولایت علی، تنها چهار ماه گذشته بود. آیا فراموش کردند؟ یا خود را به بی‏اطلاعی زدند؟ یا ساکت ماندند؟ مگر نه این است که کسی که از گفتن حق خاموش بماند، شیطانی لال است؟ چرا نمازها و عبادات و شعایر دینی و حج و دیگر اعمال، آن‌ها را از رو آوردن به باطل و چشم بستن از حق باز نداشت؟ زیرا عبادت برای آنان عادت شده و معنا و روح خود را از دست داده بود. فقط نماز می‏خواندند و می‏رفتند.
فاطمه می‏گوید: ای مردم! این نماز و روزه و زکات و حج و امر به معروف و نهی از منکر، معنا و مفهوم دارد. چطور نماز می‏خوانید و به غرور و خودپسندی دچارید؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟ نماز چیزی جز عبادت و بندگی و اطاعت خداوند نیست. نماز تمرین است برای فروتنی انسان در برابر خداوند. چگونه است که ما نماز می‏خوانیم، ولی پس از یک یا دو سال یا بیشتر، هنوز احساس غرور و خودبینی داریم؟ ما نماز نمی‏خوانیم. نمازی که به غرور بینجامد، نمازی است که نفس اماره به آن فرمان می‏دهد. نمازی که خداوند به آن فرمان می‏دهد، می‏دانید چه نمازی است؟ نمازی است که قلب را روشن می‏کند و نفس را در برابر حقیقت به کرنش وامی‏دارد و انسان را فروتن و افتاده می‏کند. در نماز چه می‏کنیم؟ چند بار از خدا و نام خدا سخن می‏گوییم؟ از آغاز تا پایان ن��از، چند بار در برابر خدا تعظیم می‏کنیم؟ چند بار خود را به روی خاک می‏اندازیم و سجده می‏کنیم؟ سجده یعنی چه؟ انسان با سجده کردن می‏گوید: همه وجودم را، از طول و عرض و جسم و روح و بزرگی و وقار و خودبینی و افتخارات، در پیشگاه خداوند قرار می‏دهم. سر و پیشانی خود را که نماد سربلندی و عزت من است، در برابر خداوند بر روی خاک