گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 92

ابطال بت‌پرستی به حکم قرآن، چنین نقل می‌کند: « ﴿ هَـؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ .»[119]
ایمان به خدا در میـان آنان وجود داشت، ولـی ایمانـی تحریف شده. ما در مراسم حج، هنگام تلبیه می‌گوییم: «لَبَّیکَ لا شَریکَ لَکَ» (فرمان‌بردار توایم، هیچ شریکی نداری) ولی آن‌ها می‌گفتند: «لَبَّیکَ لا شَریکَ لَکَ الاّ شَریکاً هُوَ لَکَ تَملِکُهُ وَما مَلَکَ.» (فرمان‌بردار توایم، هیچ شریکی نداری مگر شریکی که تو برای خود برگزیده‌ای و تو مالک او و دارایی اویی.) و ��رای خدا شریک قایل می‌شدند. این‌گونه شد که ایمان به چند خدا، جای ایمان به خدای یگانه را گرفت و بسته به تفاوت اغراض و اهدافِ مردم در بت‌پرستی، تعداد خدایان نیز بیشتر شد. هر کس بتی را آن‌گونه که می‌پسندید، عبادت می‌کرد. یکی به حیوان علاقه داشت و بتی به شکل حیوان می‌ساخت. یکی به زن علاقه داشت و به همان شکل بتی درست می‌کرد. دیگری به فلان چیز علاقه داشت و به همان شکل بت درست می‌کرد. خدا که خالق و معبود آن‌ها بود، تبدیل شده بود به مخلوق. به هر شکل و صورتی که می‌خواستند، بت درست می‌کردند و آن را که مخلوق و ساخته دست خودشان بود، می‌پرستیدند.
از این رو، آیات و روایـات، تلاش در تطهیر ایـن نـوع ایمـان داشتند و به پاک‌سازی آن پرداختند. در سوره توحید بر بی‌نیازی و صمدیت خداوند تأکید شده است: « ﴿ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ * وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُواً أَحَدٌ .»[120] مردم ملائکه را دختران خدا می‌خواندند. مسیحیان جزیرةالعرب، حضرت مسیح را پسر خدا می‌دانستند. بعضی از قبایل، اقوام خدا و برخی بت‌ها، شرکا و دار و دسته او نامیده می‌شدند. سوره توحید به منظور از بین بردن این تفکر و پندار غلط نازل شد. آیات دیگری هم هست که خدا را مافوق فهم بشر معرفی می‌کند.
آنچه ساخته و مخلوق ذهن ماست، خدا نیست. در حدیث آمده است: «کُلُّ ما مَیَّزتُمُوهُ ب��أَوهامِکُم فِی أَدَقِّ مَعانیه مَخلوقٌ مَصنُوعٌ مِثلُکُم مَردودٌ اِلَیکُم.»[121] (هر تصویری که در ذهن خود ساخته‌اید، هرچند با دقیق‌ترین معانی آن، تصویری است همچون خود شما، خلق‌شده و برساخته، که به شما بازمی‌گردد.) هر فکر و معنایی که انسان در ذهن خود می‌سازد و هر علم و فلسفه و صنعتی که بدان می‌رسد، همه ساخته دست و ذهن بشر و آفریده اوست و ممکن نیست خدا باشد. بنابراین، حقیقت توحید دستخوش تحریف شده بود و عده‌ای انگشت‌شمار از مردم یکتاپرست بودند، ازجمله نیاکان پیامبر(ص) و برخی از نزدیکان او، مانند حضرت خدیجه(ع). اینان در جزیرة‌العرب به ابراهیمی (حُنَفا) شناخته می‌شدند، زیرا بر دین حنیفِ حضرت ابراهیم(ع) بودند و معبود دیگری را با خدا شریک نمی‌گرفتند. بنی هاشم، با وجود اینکه بزرگ و سید قریش محسوب می‌شدند و بر امور کعبه نظارت می‌کردند، هیچ بتی در کعبه نداشتند و این خود دلیل آن است که آنان، برخلاف دیگر قبایل، معبود دیگری غیر از خدای سبحان نمی‌پرستیدند.
سخنی که از فاطمه بنت اسد نقل شد، کاملاً روشن می‌کند که او یکتاپرست بوده و از خدا [نه از بت‌ها] خواسته تا وضع حمل را بر او آسان کند. عباس و یکی از کسانی که در مسجدالحرام حضور

[119]. «این‌ها شفیعان ما در نزد خدایند.» (یونس، 18)
[120]. «نه زاده است و نه زاده شده، و نه هیچ کس همتای اوست.» (اخلاص، 3ـ4)
[121]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 66، ص 293.