گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
11
صفحه:
88
خوشبرخورد باشم تا کسی از من نرنجد و دوستم مرا رها نکند. میخواهم همه آنچه دارم، برای خودم نگه دارم. میخواهم جایگاهم را حفظ کنم. میخواهم بر سر جای خودم بنشینم. اسلام به تو میگوید: برخیز و هجرت کن. این مکان را رها کن و به مکانی دیگر برو. اگر هجرت کنی، بیدرنگ اسلام در قلب تو متولد میشود. معیار اسلام، هجرت کردن است. اگر یک گام برداری، یک گام هجرت کردهای و اسلام [به اندازه یک گام] در جامعه تو میتابد. هجرت کردن، هم آغاز است، هم فرجام و هم بنیاد.
ما در عصر خود شاهد هجرتی آشکار بودیم: هجرت فلسطینیان. شما هرگونه میخواهید آن را تحلیل کنید و هرچه میخواهید، درباره آن بگویید. چیزی که من میفهمم این است: فلسطینیان پیش از انقلابشان و پیش از تأسیس مقاومت، خوار بودند. چرا خوار بودند؟ آیا چون تهیدست بودند؟ نه! ما میلیونرهای فلسطینی بسیاری میشناسیم. بیسواد بودند؟ نه! ملت فلسطین از همه ملتهای عرب به جز ملت لبنان با��وادتر است. پریروز گزارشی در برخی روزنامههای خارجی خواندم. میگفت: تعداد فارغالتحصیلان فلسطینی از دانشگاهها با همه دولتهای اروپایی برابری میکند و حتی از برخی از آنها بیشتر است. بنابراین، تحصیلات آنها نیز پایین نبود. ثروتشان اندک نبود. جمعیتشان هم کم نبود. پس چه کم داشتند که خوار بودند؟ ما خودمان شاهد بودیم؛ لازم نیست کسی بگوید آنها در جنوب چگونه زندگی میکردند، چطور در اردوگاهها زندگی میکردند و ما چگونه با آنها برخورد میکردیم، دولت با آنها چگونه برخورد میکرد. همه ما میدانیم. داستان روشن است؟ پنج سال، شش سال گذشت. به مجرد آنکه ملت فلسطین از تنبلی، وادادگی، تسلیم و وابستگی شدید به زندگی، به هر نحوی بیرون آمد، تحول رخ داد. امروز وضع آنان چگونه است؟ آنها هستند که وضع خاورمیانه را مشخص میکنند. چرا میگویند کسینجر و دیگران در ماجرای مذاکرات صلح شکست خوردند؟ آمریکا و شوروی و اروپا و شورای امنیت و برخی دولتهای عربی به این مأموریت امید بسته بودند تا جایی که او (کسینجر) را مرد معجزهگر نامیدند. ما در لبنان فعالیتهای کسینجر را دنبال میکردیم و رفت و آمدهای او را زیر نظر داشتیم، ولی چه کسی او را به شکست کشاند؟ فلسطینیان.
آنها علیرغم سرسختی و مسلح بودن و قدرت طرفهای مقابل، وارد سازمان ملل شدن��. سازمان ملل یعنی چه؟ یعنی مرکز دولتها. نخستین سازمان غیربینالمللی که وارد سازمان ملل شد، فلسطینیان بودند. چقدر با «ابوعمار» بحث کردند تا وقتی میخواهد وارد سالن سازمان ملل شود، هفتتیر خود را به همراه نبرد، ولی او نپذیرفت. گفت: من به زور اسلحه به اینجا آمدهام، چرا آن را از خود جدا کنم؟ بنابراین، وضع آنها دگرگون شد و نگاه ما به آنها نیز تغییر کرد. اینطور نیست برادران؟
احساس و احترام و ایمان و اعتماد ما نسبت به آنها دگرگون شد. دنیا دگرگون شد. اوضاع آنان دگرگون شد. بنابراین، هجرت کردن از حالتی به حالت دیگر سرآغاز دگرگونی است.
هجرت دیگری که شاهدش بودیم، هجرت جنگ رمضان بود. اعراب در چه وضعی بودند؟ ارتشهای عرب در چه وضعی بودند؟ جوامع عربی چطور؟ نگاه دولتهای دوست به دولتهای اسلامی چگونه بود؟ کشورهای آفریقایی و اروپایی و کل دنیا چه نگاهی داشتند؟ این نگاه دگرگون شد. از یکی
