دگرگونی شده و دیدگاههای متفاوتی درباره آن پدید آمده است.
درمورد معاد نیز باید گفت که مفهوم معاد در نگرش یهودی، مفهومی کمرنگ و بیاهمیت است و نمیتوان معاد را از جزای عمل در دنیا جدا کرد، زیرا یهودیان بر این عقیدهاند که انسان در همین دنیا پاداش یا کیفر همه اعمال را میبیند و تورات با وجود آنکه از داوری در روز رستاخیز بحث میکند، میان مجازات مدنی و مکافات دینی در آخرت فرقی نمیگذارد. از این مسئله برمیآید که انسان کمکم به داوری در روز رستاخیز رو آورده است.
از نظر مسیحیان، معاد پاداش یا کیفر روحی است، یعنی چیزی شبیه پشیمانی درونی یا آرامش وجدان. این مفهوم از مفهوم یهودی معاد پیشرفتهتر است و اثر ژرفتری دارد، ولی باز با مفهوم اسلامی آن تفاوت دارد.
در اسلام، معاد مفهومی گسترده و فراگیر دارد، زیرا دستیابی به رضوان و خشنودی خداوند است، یعنی هر جزئی از جسم و روح و فکر انسان، در تحمل مسئولیت و نتیجه اعمال او شریک است. جسم و عقل و روح، هر سه، پاداش یا کیفر میبینند و این، نتیجه و جزای یک عمل معین نیست، بلکه جزای عمل در خود عمل است. کار نیک بکن که صورت این کار نیک در روز قیامت بهطور گستردهای انعکاس مییابد: « ﴿ یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْس مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْر مُّحْضَرًا ﴾ .»[106] خیر و شر در روز قیامت تجلی پیدا میکند: « ﴿ فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة خَیْرًا یَرَهُ * وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّة شَرًّا یَرَهُ ﴾ .»[107] انسان عمل خود را و خیر و شر آن را میبیند: « ﴿ وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا ﴾ .»[108] بنابراین، مفهوم معاد از یک مفهوم ساده در یهودیت و سپس مسیحیت، به مفهومی جامع و فراگیر در اسلام تحول یافته اس��.
تکامل مفهوم رسالت
ادیان یکی هستند. این یکی بودن به معنای برابری و مساوی بودن نیست. در اجرای آنها تفاوتهایی وجود دارد، ولی این نشانه تناقض نیست، بلکه حاکی از بالندگی و رشد در تصورات است. مفهوم رسالت تکامل از چیزی به چیزی دیگر است. یهودیان تنها بر زندگی تکیه کردند. چنین انسانی مانند کسی است که در جنگل زندگی میکند و همه دلمشغولی او پرکردن شکم است، نه بیشتر و نه کمتر. سپس مسیح آمد و سطح انسان را بالاتر برد و او را به سوی آسمان و معنویات توجه داد و گفت: آمدهام تا آیین و قانون شما را کامل کنم، نه اینکه چیزی از آن بکاهم. نماز از زمانهای دور، وجود داشته، ولی جزئیات و شیوه گزاردن آن متفاوت بوده است، روزه نیز همینطور. نشانههایی وجود دارد که مردم به اعمالی شبیه حج میپرداختهاند و روایاتی وجود دارد که خمر در همه ادیان حرام بوده است. حتی در برخی از جزئیات نیز شباهتهایی میان ادیان وجود داشته است و فاصلههایی که میان آموزههای ادیان وجود دارد، نتیجه سنتها و اجتهادها و آداب و رسوم گوناگون بوده است. ولی روند اساسی ادیان، وحدت و حرکت به سوی کمال بوده است تا اینکه قرآن نازل شد.
به بیانی دقیقتر، هیچ نقصی در مفهوم کامل
[106]. «روزی که هر کس کارهای نیک و کارهای بد خود را در برابر خود حاضر بیند.» (آل عمران، 30)
[107]. «پس هر کس به وزن ذرهای نیکی کرده باشد، آن را میبیند و هر کس به وزن ذرهای بدی کرده باشد، آن را میبیند.» (زلزال، 7ـ8)
[108]. «آرزو کند که ای کاش میان او و کردار بدش فاصلهای بزرگ بود.» (آل عمران، 30)
