گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 64

و از جنگ طبقاتی در تاریخ جلوگیر�� می‌کرد، چنین صحنه‌هایی رخ نمی‌داد؛ ولی می‌بینیم تاریخ آنان [مارکسیست‌ها] پر از این صحنه‌هاست؛ دیروز، استالین و ویریام و مارکوف و امروز، عوامل و شخصیت‌های دیگر.
عکس آن نیز درست است. یعنی چه بسا انسان‌هایی که در طبقه‌های اقتصادی متفاوتی هستند، ولی در تفکر با یکدیگر تشابه دارند. رابرت اوون انگلیسی که پدر سوسیالیسم نامیده می‌شود، سرمایه‌دار و سهام‌دار بسیاری از کارخانه‌ها بود. در عین حال خود او بود که قوانینی برای محدود کردن ساعات کار و ممنوع کردن کار برای کودکان و دادنِ بخشی از حقوق کارگران به آن‌ها وضع کرد. این در حالی بود که او جزو طبقه کارگر (قشر محروم) نبود.
بنابراین، نگرش اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند اندیشه و ایدئولوژی و آیین‌نامه و خط‌مشی پدید آورد، بلکه عوامل متعددی در آن نقش دارند. تردیدی نیست که انسان تحت‌تأثیر محیط خویش است و همان‌گونه که عامل اقتصادی در انسان اثر می‌گذارد، دیگر عوامل نیز تأثیرگذار است، ازجمله درجه حرارت و میزان رطوبت هوا و نزدیکی به دریا یا دور بودن از آن و عوامل خانوادگی یا آنچه عوامل وراثتی می‌نامند.
ما نمی‌توانیم عوامل وراثتی و دعوت‌های معنوی را نادیده بگیریم. نمی‌توانیم بگوییم محمد(ص) در تاریخ جهان تأثیری نگذاشته است. هر اندازه بکوشیم تفسیری مادی از محمد(ص) و جنبش او ارا��ه کنیم، بر اساس سلیقه و تمایلات خودمان تاریخ را تفسیر کرده‌ایم، زیرا جنبش محمد(ص) جنبش اقتصادی محض نبود، بلکه جنبشی معنوی بود که در اقتصاد مکه و مدینه نیز اثر گذاشت.
نمی‌توانیم همه عوامل تأثیرگذار در حرکت تاریخ را با عامل اقتصادی محض تحلیل کنیم. عوامل دیگری نیز هست که برگرفته از آرمان‌ها، اهداف و گرایش‌های متعالی انسان است و در تشکیل جوامع گوناگون نقش دارد.
درمورد منطق نیز همین‌طور است. ما با منطق دیالکتیک و منطق قدیم که منطق ارسطو نامیده می‌شود، آشنا هستیم. دانشمندان مسلمان یکی از این دو منطق را به عنوان روش تفکر و نظریه‌پردازی به کاربرده‌اند. شما نیز می‌توانید به هریک از این دو منطق که آن را به عنوان روش تفکر پذیرفتید، تکیه کنید.
برای نمونه، یکی از اصول منطق دیالکتیک، اصل تضاد است. این اصل، وجود بالفعل دارد، در درون این وجود یا این پدیده، ضد یا عکس آن رشد می‌کند که امروزه آن را آنتی‌تز می‌نامند. آنتی‌تز برخلاف تز و به زیان آن پدید می‌آید.
به‌تدریج آنتی‌تز بر تز چیره می‌شود و آن را از بین می‌برد. بدین‌ترتیب، آنتی‌تز در جدال با تز پیروز می‌شود و اوضاع را دگرگون می‌کند.
اما آنچه در آینده حاکم می‌شود، آنتی‌تز نیست، زیرا خود آنتی‌تز نیز متحول می‌شود که آن را سنتز می‌نامیم. سنتز به کمک تغییراتی که سبب تبد��ل تز به آنتی‌تز شد، در آینده حاکم خواهد شد.
این یکی از اصول چهارگانه منطق دیالکتیک است، که اصل تضاد نامیده می‌شود.
به فلسفه اسلامی بازگردیم. البته وقتی می‌گوییم فلسفه اسلامی منظورمان فلسفه مسلمانان است، نه فلسفه اسلامی یا ایدئولوژی اسلامی، چراکه دانشمندان مسلمان دیدگاه‌هایی را در پرتو اسلام مطرح کرده‌اند.
یکی از اصول فلسفه اسلامی این است که هر