گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 18

الفیلِ. ﴿ اَلَم یَجعَلِ کَیدَهُم فی تَضلیلِ * وَ أَرسَلَ عَلَیهِم طَیراً أَبابیلَ * تَرمیهِم بِحِجارَة مِن سَجیل * فَجَعَلَهُم کَعَصف مَأکُول .»[20] جناب عبده درباره « ﴿ تَرمیهِم بِحِجارَة مِن سِجّیل » می‏گوید: منظور میکروب‏های وباست که ��ر فضا پراکنده بودند و موجب بیماری لشکر نجاشی شدند، که به قصد تخریب کعبه به مکه حمله کرده بودند. سپاه نجاشی مبتلا به وبا شدند و مردند و چون کاه جویده شده و پس‌مانده در آخور شدند. خوب، آیا می‏توان گفت منظور از پرنده در « ﴿ وَأَرسَلَ عَلَیهم طَیراً » میکروب‌های پراکنده در هواست؟ آیا می‏توان کلمه سنگ را در « ﴿ تَرمیهِم بِحِجارَة مِن سِجّیل » از مفهوم سنگ جدا کرد و به مفهوم میکروب یا بیماری تغییر داد؟ چنین کاری بسیار دشوار است. البته محمد عبده حق دارد، زیرا در زمان او غیب‌باوری به اندازه‏ای تجریدی شده بود که مردم، اسلام را به‌طور کلی از زندگی جدا کرده بودند و آن را مختص مساجد و گورستان‏ها می‏دانستند و مساجد و اماکن دینی خود را در کنار گورستان‏ها می‏ساختند و قرآن را مخصوص مردگان می‏پنداشتند.
مسلماً برخورد محمد عبده، نوعی واکنش است. ما نباید دچار واکنش و عکس‏العمل شویم. درست است که نباید برای هرچیزی تفسیر غیبی به دست داد و نباید غیب را از شهود و دنیا را از آخرت جدا دانست، ولی از سوی دیگر، نباید تنها با دید مادی به همه امور نگاه کرد. باید هر پدیده و هر مشکلی را در پرتو مفاهیم درست زندگی که پیوند بین دنیا و آخرت است، بررسی کرد. پیش از اینکه از بحث بگذرم، دوست دارم به تفسیر درست این آیات اشاره کنم تا ببینید که دارای یک مف��وم مهم و اعجازآور، ولی قرین به حیات مادی است. در تفسیر این سوره گفته‏اند هنگامی که پیامبر این آیات را برای عرب خواند، عمرش کمتر از 53 سال بود. همان‌گونه که می‏دانید این آیات در مکه نازل شده است و تولد پیامبر در همان سالی بود که واقعه اصحاب فیل رخ داده بود (عام الفیل). پس هنگامی که پیامبر این آیات را برای مردم می‏خواند، بین مردم صدها نفر از کسانی که در آن سال زندگی می‏کردند و آن ماجرا را دیده بودند، حضور داشتند. بنابراین، اگر پرندگان ابابیل در کار نبودند و کلمه طیر به همان مفهومی که عرب امی در ابتدای اسلام درک می‏کرد، نبود، بلکه میکروب‏های وبا باعث آن ماجرا شده بودند، مردم پیامبر را تکذیب می‏کردند. یعنی اگر ماجرا به شکلی که قرآن توصیف کرده است، نبود، و مثلاً وبا یا عامل دیگری در کار بود، صدها نفر از کسانی که شاهد آن ماجرا بودند، می‏گفتند: ای رسول خدا! ای محمد! سخن تو درست نیست. ما نه پرنده‏ای دیدیم، نه ابابیلی، نه پرتاب شدن سنگ‏هایی از «سجیل» و آن‌گونه که تو می‏گویی نشد. بنابراین، سکوت و تأیید مردم نشانه روشنی است بر اینکه ماجرا همان‌گونه که قرآن توصیف کرده، رخ داده است. اما اینکه چگونه چنین حادثه‏ای اتفاق افتاده است، من تصور می‏کنم هریک از ما شاهد حمله‏ موج‏ ملخ‏ها بوده‏‏ایم. وقتی میلیون‌ها ملخ کوچک هجوم می‏آورن�� و از یک باغ می‏گذرند و پس از عبور آنان می‏بینیم که هیچ اثری از آن باغ و درختانش باقی نمانده است، جای تعجب نیست « ﴿ حجارة من سجیل » یعنی سنگ‌های آمیخته با گل. این کلمه‌ای فارسی است و معرب سنگ و گل است. این پرندگان از مناطقی در نزدیکی جده

[20]. «آیا ندیده‌ای که پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟ آیا مکرشان را باطل نساخت؟ و بر سر آن‌ها پرندگانی فوج فوج فرستاد، تا آن‌ها را با سجیل سنگباران کردند و آنان را چون کاه پس‌مانده در آخور ساخت.» (فیل، 1ـ5)