الفیلِ. ﴿ اَلَم یَجعَلِ کَیدَهُم فی تَضلیلِ * وَ أَرسَلَ عَلَیهِم طَیراً أَبابیلَ * تَرمیهِم بِحِجارَة مِن سَجیل * فَجَعَلَهُم کَعَصف مَأکُول ﴾ .»[20] جناب عبده درباره « ﴿ تَرمیهِم بِحِجارَة مِن سِجّیل ﴾ » میگوید: منظور میکروبهای وباست که ��ر فضا پراکنده بودند و موجب بیماری لشکر نجاشی شدند، که به قصد تخریب کعبه به مکه حمله کرده بودند. سپاه نجاشی مبتلا به وبا شدند و مردند و چون کاه جویده شده و پسمانده در آخور شدند. خوب، آیا میتوان گفت منظور از پرنده در « ﴿ وَأَرسَلَ عَلَیهم طَیراً ﴾ » میکروبهای پراکنده در هواست؟ آیا میتوان کلمه سنگ را در « ﴿ تَرمیهِم بِحِجارَة مِن سِجّیل ﴾ » از مفهوم سنگ جدا کرد و به مفهوم میکروب یا بیماری تغییر داد؟ چنین کاری بسیار دشوار است. البته محمد عبده حق دارد، زیرا در زمان او غیبباوری به اندازهای تجریدی شده بود که مردم، اسلام را بهطور کلی از زندگی جدا کرده بودند و آن را مختص مساجد و گورستانها میدانستند و مساجد و اماکن دینی خود را در کنار گورستانها میساختند و قرآن را مخصوص مردگان میپنداشتند.
مسلماً برخورد محمد عبده، نوعی واکنش است. ما نباید دچار واکنش و عکسالعمل شویم. درست است که نباید برای هرچیزی تفسیر غیبی به دست داد و نباید غیب را از شهود و دنیا را از آخرت جدا دانست، ولی از سوی دیگر، نباید تنها با دید مادی به همه امور نگاه کرد. باید هر پدیده و هر مشکلی را در پرتو مفاهیم درست زندگی که پیوند بین دنیا و آخرت است، بررسی کرد. پیش از اینکه از بحث بگذرم، دوست دارم به تفسیر درست این آیات اشاره کنم تا ببینید که دارای یک مف��وم مهم و اعجازآور، ولی قرین به حیات مادی است. در تفسیر این سوره گفتهاند هنگامی که پیامبر این آیات را برای عرب خواند، عمرش کمتر از 53 سال بود. همانگونه که میدانید این آیات در مکه نازل شده است و تولد پیامبر در همان سالی بود که واقعه اصحاب فیل رخ داده بود (عام الفیل). پس هنگامی که پیامبر این آیات را برای مردم میخواند، بین مردم صدها نفر از کسانی که در آن سال زندگی میکردند و آن ماجرا را دیده بودند، حضور داشتند. بنابراین، اگر پرندگان ابابیل در کار نبودند و کلمه طیر به همان مفهومی که عرب امی در ابتدای اسلام درک میکرد، نبود، بلکه میکروبهای وبا باعث آن ماجرا شده بودند، مردم پیامبر را تکذیب میکردند. یعنی اگر ماجرا به شکلی که قرآن توصیف کرده است، نبود، و مثلاً وبا یا عامل دیگری در کار بود، صدها نفر از کسانی که شاهد آن ماجرا بودند، میگفتند: ای رسول خدا! ای محمد! سخن تو درست نیست. ما نه پرندهای دیدیم، نه ابابیلی، نه پرتاب شدن سنگهایی از «سجیل» و آنگونه که تو میگویی نشد. بنابراین، سکوت و تأیید مردم نشانه روشنی است بر اینکه ماجرا همانگونه که قرآن توصیف کرده، رخ داده است. اما اینکه چگونه چنین حادثهای اتفاق افتاده است، من تصور میکنم هریک از ما شاهد حمله موج ملخها بودهایم. وقتی میلیونها ملخ کوچک هجوم میآورن�� و از یک باغ میگذرند و پس از عبور آنان میبینیم که هیچ اثری از آن باغ و درختانش باقی نمانده است، جای تعجب نیست « ﴿ حجارة من سجیل ﴾ » یعنی سنگهای آمیخته با گل. این کلمهای فارسی است و معرب سنگ و گل است. این پرندگان از مناطقی در نزدیکی جده
[20]. «آیا ندیدهای که پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟ آیا مکرشان را باطل نساخت؟ و بر سر آنها پرندگانی فوج فوج فرستاد، تا آنها را با سجیل سنگباران کردند و آنان را چون کاه پسمانده در آخور ساخت.» (فیل، 1ـ5)
