گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 104

اسراء (بخش چهارم)

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آیاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ .

منزه است آن خدایی که بنده خود را شبی از مسجدالحرام به مسجدالأقصی که گرداگردش را برکت داده‌ایم، سیر داد، تا بعضی از آیات خود را به او بنماییم، هر آینه او شنوا و بیناست.

﴿ وَآتَینَا مُوسَی الْکِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًی لِبَنِی إِسْرَائِیلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلًا .

و آن کتاب را به موسی دادیم و آن را راهنمای بنی‌اسرائیل گردانیدیم که جز من کارسازی برمگزینید.

(اسراء، 2-1)

در قسمت‌های قبل به نکاتی پرداختیم که از این آیات مبارک به دست آمده بود و به این مسئله رسیدیم که انتخاب مسجدالأقصی که نقطه پایان إسرا و نقطه آغازین معراج است، به سبب اهمیت این منطقه است. گویی این منطقه نقطه‌ای است که تاریخ و جغرافیایش با هم پیوند می‌خورند. آنجا محل عبور ابراهیم، پدر پیامبران، پایان کوچ حضرت موسی، زادگاه مسیح، محل هبوط پیامبران و نخستین قبله امت محمد است. تاریخ علم نیز بر این مطلب تأکید می‌کند که این سرزمین خاستگاه علوم جدید نیز بوده است؛ علومی که تاریخ آن به آغاز تفکر انسان نمی‌رسد، بلکه فقط از دوره‌ای آغاز می‌شود که تا عصر ما ادامه یافته است. سخن من این است که خاستگاه علوم جدید، این منطقه است و از این منطقه به یونان و به منطقه سامرا، که جایگاه تمدن‌های سومری و شاخه‌هایی از آن است، و به اسکندریه و سرزمین فارس صادر شد. به همین علت می‌بینیم که این منطقه سرچشمه برکات روحی و فکری جهان است. با وجود اینکه در منطق قرآنی هر قومی دارای کتابی و رسالتی است، شاید همین تلاقی رسالت‌ها و علوم، علت جهانی بودن رسالت‌های این منطقه در برابر دیگر رسالت‌ها باشد، زیرا صادر کردن علوم به جهان نشانه‌ای از سطح زندگی م ردمان این منطقه و تمدن و رسالت جهانی آنان بوده است. سیر شبانه پیامبر به این نقطه نیز رمزی است برای جهانی بودن اسلام و در عین حال، تلاقی آن با دیگر رسالت‌ها و تمدن‌ها.

نکته دیگر این است که انتقال از قضیه سیر شبانه پیامبر به مسجدالأقصی به قضیه حضرت موسی، و اینکه او کتاب و هدایت الهی را به بنی‌اسرائیل بخشید، دلیلی آشکار بر ارتباط میان این دو مسئله است؛ ارتباطی که برای انسان غم‌انگیز و محنت‌بار است. به این سبب، قرآن کریم به‌طور آشکار حدودی را برای ارتباط مذکور بیان می‌کند، آنجا که به شرطی اشاره می‌کند که در تورات و انجیل بیان شده است و قرآن نیز از آن این‌گونه تعبیر می‌کند :« ﴿ أَلّا تَتَّخِذُوا مِن دُونِی وَکِیلاً .» سپس، قرآن این‌گونه توضیح می‌دهد و می‌گوید که بنی‌اسرائیل از نسل کسانی هستند که با حضرت نوح بر کشتی سوار شدند و از غرق‌شدنی که مکافات سرکشی‌شان بود، نجات یافتند. تجربه تلخی که خود و پدرانشان از سر