گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 57

حفظ کند و در محفوظات خویش نیز اندیشه کند تا فرهیخته و کامل شود. بنابراین، انسان برای اینکه در زمینه‌های علمی و تجاری و کشاورزی به تکامل برسد، ناگزیر از قربانی کردن است.

زندگی اجتماعی نیز همین‌گونه است انسان تنها احساس آزادی می‌کند، اما چون بخواهد خانواده تشکیل دهد یا به کمالی برسد یا پیشرفتی کند، فردی را به گروهی کوچک بدل کند یا زاد و ولد کند یا زندگی خوشبخت‌تری داشته باشد، باید از برخی آزادی‌ها چشم پوشد، به برخی قیود ملتزم شود و از آنچه دوست دارد انفاق کند، و به همین نسبت در جامعه بزرگ. آنچه درباره مسائل اجتماعی، فکری، عاطفی و مادی می‌گوییم، درباره مسائل معنوی نیز صادق است. انسان چون بخواهد کامل شود و به خداوند نزدیک، باید از خودخواهی بگذرد و انانیت خویش را کنار نهد و قید و بندهای خود را بگسلد و بت‌های خویش را کنار گذارد. یعنی انسان در زندگی روزانه خود با چیزهایی که دوست دارد، مرتبط است و اگر بخواهد به کمال برسد، باید ارتباط خویش را با این چیزها یکی پس از دیگری قطع کند تا توسعه یابد، کامل شود و به کمال، یعنی قرب الی‌اللّه برسد. این یک اصل دینی ثابت است. اما برای اینکه انسان در این اصل مبالغه نکند و بیش از حد لازم چشم نپوشد و قربانی نشود و زهد نورزد، بلافاصله آیه دوم می‌آید : « ﴿ کُلُّ الطَّعَامِ کَانَ حِلًّا لِبَنِی إِسْرَائِیلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِیلُ عَلَی نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ . ﴿ فَمَنِ افْتَرَی عَلَی اللهِ الْکَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ . ﴿ قُلْ صَدَقَ اللهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا .» اشاره این آیات به این است که چشم پوشیدن و از خود گذشتن حدودی دارد. انسان اجازه ندارد که برای اینکه ترک علایق او را به کمال می‌رساند، از هرآنچه دوست دارد، چشم بپوشد، بلکه باید آن چیزی را که می‌باید، ترک کند؛ برای رسیدن به آنچه گسترده‌تر و فراگیرتر است. منظور ترک حرام و مکروه و محظور است، نه تصوفی که قائل به ترک همه رغبت‌های انسان ولو حلال یا مباح است.

اصلی اسلامی وجود دارد که : «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اَن یَری آثارَ نِعَمِهِ علی عبده» (خداوند دوست دارد آثار نعمت‌هایش را بر بنده‌اش ببیند) و نیز «أنَّ لِلّهِ مُباحاتٌ یُحِبُّ أن یَأخُذَبِها العَبدُ» (خداوند امور مباحی دارد که دوست دارد بنده از آنان بهره گیرد.) بنابراین، انسان را از اینکه حلال را بر خود منع کند، برحذر داشته‌اند. همان‌گونه که ترک حرام خواسته شده، ممارست مباح هم خواسته شده و این حدودی است که در این آیات آمده است. در آیه اول تأکید می‌کند که نمی‌توان به کمال رسید، مگر با انفاق از آنچه دوست می‌داریم. بی‌شک، روزه نیز انفاق است از آنچه دوست داریم، انفاق از راحتی، تمایلات و انفاق به فقرا و انفاق از خواسته‌ها. این است کمال؛ صادقانه‌ترین نوع کمال. پس به راستی این آیه با روزه مؤمنان متناسب است. همان‌طور که حد و مرزهایی که در آیات دیگر قرآن مشخص شده است، در این آیه نیز مشهود است : « ﴿ وَ لا تَجعَل یَدَک مَغلُولَـةً إِلی عُنُقِک وَ لا تَبسُطها کُلَّ البَسطِ .»[87] پس اعتدال و عدالت دو اصل اسلامی جدایی‌ناپذیرند که از خدا می‌خواهیم آن‌ها را به دست آوریم و در عمل به آن‌ها موفق شویم.

والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.

[87]. «نه دست خویش از روی خست به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره بگشای.» (اسراء، 29)