گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 50

انفاق (بخش اول)

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَـة أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْر فَإِنَّ اللهَ یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَار .

هرچه را انفاق یا نذر کرده‌اید، خدا به آن آگاه است و ستمکاران را هیچ یاری و مددکاری نیست.

﴿ إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَیُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئَاتِکُمْ وَاللهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ .

اگر آشکارا صدقه دهید کاری نیکوست و اگر در نهان به بینوایان صدقه دهید، نیکوتر است و گناهان شما را می‌زداید. و خدا به کارهایی که می‌کنید آگاه است.

﴿ لَیْسَ عَلَیْکَ هُدَاهُمْ وَلَکِنَّ اللهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْر فَلِأَنْفُسِکُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللهِ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْر یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ .

هدایت یافتن آنان بر عهده تو نیست، بلکه خداست که هرکه را که بخواهد هدایت می‌کند. و هر مالی که انفاق می‌کنید، ثوابش از آنِ خود شماست و جز برای خشنودی خدا چیزی انفاق مکنید و هرچه انفاق کنید، پاداش آن به شما می‌رسد و بر شما ستم نخواهد شد.

(بقره، 272-270)

شب گذشته درباره انفاق نفس در راه خدا سخن گفتیم و اینکه این انفاق انسان را از خطر هلاکت می‌رهاند. در ادامه، درباره انفاق غیرِ نفس، مثل انفاق مال، مقام، تجربه، سلامتی یا هرچه ملک انسان است، سخن خواهیم گفت، آن‌گونه که آیه « ﴿ وَ مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقُونَ »[84] در آغاز قرآن تأکید می‌کند. گفتیم که انفاق در راه خدا انسان را از خطر به هلاکت افتادن دور می‌کند و ارتباط بین این دو را در بخش گذشته توضیح دادیم. حقیقت این است که میان این دو، انفاق غیر از انفاق نفس و دوری از هلاکت، نیز ارتباطی وجود دارد. ما چون از مال یا هرچه داریم در راه خدا انفاق کنیم، خطر هلاکت را از خود و جامعه دور کرده‌ایم. هلاکت در اینجا هلاکت اجتماعی و عقده‌هایی است که در اجتماع به وجود می‌آید. جوامع دچار عقده می‌شوند، اختلاف به وجود می‌آید و ناگهان منفجر می‌شوند. انقلاب‌ها و سختی‌ها و عقده‌های درونی در نتیجه ظلم اجتماعی و اختلاف طبقاتی به وجود می‌آید. این عقده‌ها نیز زمانی به وجود می‌آید که برخی تمام امکانات جامعه را به انحصار خود درمی‌آورند یا حقوق دیگران را غصب می‌کنند. بحران‌هایی که در جامعه رخ می‌دهد، نتیجه نگرانی‌ها و عقده‌هایی است که در طبقات سخت‌کوش رشد کرده است. این طبقات سخت‌کوش در نتیجه اوضاع اجتماعی مسلط بر جامعه از محرومیت رنج می‌برند. اما اگر طبقات مرفه تفاوت طبقاتی را احساس کنند و ضرورت کمک و انفاق و احسان را دریابند، با عمل خویش سطح

[84]. «و از آنچه روزی‌شان داده‌ایم انفاق می‌کنند.» (بقره، 4)