گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 42

آفرینش آسمان و زمین

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْکِ الَّتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِمَا یَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاء فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِنْ کُلِّ دَابَّة وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآیَات لِقَوْم یَعْقِلُونَ .

در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در آمد و شد شب و روز و در کشتی‌هایی که در دریا می‌روند و مایه سود مردم‌اند و در بارانی که خدا از آسمان فرو می‌فرستد تا زمین مرده را بدان زنده سازد و جنبندگان را در آن پراکنده کند و در حرکت بادها و ابرهای مسخر میان زمین و آسمان برای خردمندانی که درمی‌یابند، نشانه‌هاست.

﴿ وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللهِ أَنْدَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلهِ وَلَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ .

بعضی از مردم خدا را همتایانی اختیار می‌کنند و آن‌ها را چنان دوست می‌دارند که خدا را. ولی آنان که ایمان آورده‌اند، خدا را بیشتر دوست می‌دارند و آن‌گاه که این ستم‌پیشگان عذاب را بینند، دریابند که همه قدرت از آن خداست. هر آینه خدا به سختی عقوبت می‌کند.

﴿ إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ .

آن‌گاه که پیشوایان، عذاب را بنگرند و از فرمانبران خویش بیزاری جویند و پیوند میان ایشان گسسته گردد.

(بقره، 166-164)

در بخش پیش، بحث تفسیری ما درباره وصف خداوند در قرآن بود. آیاتی که خواندیم به دنبال ایجاد ایمان و تربیتِ قلب و عقل است تا آدمی در درک و دریافت و عشق خود، با خدا باشد. ایمان صرفاً با رغبت یا وراثت یا احساسات عاطفی به دست نمی‌آید. این امور ظاهر ایمان است؛ ایمانی که در زندگی انسان کنش به وجود نمی‌آورد، نه از چیزی منع می‌کند و نه چیزی را به پیش می‌برد؛ در برابر وسوسه‌ها و ناملایمات نمی‌ایستد؛ هنگام خشم یا ترس پر می‌کشد؛ در حالت پیروزی یا شکست با انسان باقی نمی‌ماند. قرآن چنین ایمانی را رد می‌کند، هرچند به ایمان ما در این عصر شباهت دارد و حتی چیزی جز آن نیست. اما ایمانی که مطلوب ادیان و اساس دعوت قرآن است، ایمانی دیگر است؛ ایمانی است که با وجود یکی شود و با زندگی درآمیزد تا جایی که انسان زندگی‌اش را از دست بدهد، ولی ایمانش را نبازد. چنین ایمانی وجود انسان را به دریایی وسیع تبدیل می‌کند و او را به کل هستی ملحق می‌کند و وجود خاص او را به شعله‌ای از شمع ازلی و پرتوی از خورشید هستی تبدیل می‌کند. چنین ایمانی انسان را به جایگاهش در هستی نزدیک می‌کند تا به دقت نقشش را در هستی بیافریند. ایمان در این مفهومش حالتی عرضی یا ع ادتی موروثی نیست یا وسیله‌ای که برای منافع شخص به کار رود؛ بلکه مبدئی است