همه موجودات تسبیح میگویند و نماز میگزارند و سجده میکنند. خورشید خدا را سجده میکند و وظیفه خود را در هستی بهطور کامل ادا میکند؛ رعد تسبیح میگوید و با این کارِ خود تأکید میکند که خدا آفریننده هستی و منزّه از هر عیب و نقصی است؛ پرندگان سجده میکنند یعنی با عمل خویش و با درست انجام دادن آن و با ادای نقش خود در زندگی به خدا متوسل میشوند، به سوی خدا میروند و نیرویشان را از او میطلبند.
در نگاه دین تمام هستی محراب بزرگی است که هر جزئی از اجزایش نمازگزار و تسبیحگوی و سجدهگزار است. چنین نگاه و بینشی انسان را در زندگی کمک میکند و او را تشویق میکند تا با کاروان ازلی و ابدی هستی به سوی خدا حرکت کند؛ اما حرکت انسان به سوی خدا به معنای دوری از وظایف او در هستی نیست. آنگونه که دریافتیم، خورشید در ادای وظیفه طبیعی و نقشش در هستی سجدهگزار و تسبیحگوی است. انسان نیز اگر نقش طبیعی خود را، که در این زندگی از او خواسته شده ایفا کند، سجدهگزار و تسبیحگوی و نمازگزار خواهد بود. البته، این بدان معنا نیست که این نماز انسان را از نمازی که ستون دین و از عبادتهاست، بینیاز میکند. آن نماز تمرین استوار کردن نقش انسان است و برای انسان مدرسهای است که در آن میآموزد چگونه در اعمال و رفتارش به خدا روی آورد. هنگامی که انسان نماز میخواند، آهنگ خدا میکند و با دلش به خدا روی میآورد و با جسمش اعمال را انجام میدهد، پس به رکوع میرود و سجده میکند و میخواند و بدینگونه میآموزد که توجه درونی و نیت پاک را با اعمال بیرونی جمع کند. بنابراین، میآموزد که حتی هنگام خرید و فروش، زمان کاشت و برداشت، زمانی که مینویسد ، سخن میگوید، میجنگد، مبارزه میکند و کشته میشود یا زمانی که فعالیتها و وظایف مختلف اجتماعی را انجام میدهد، به خدا روی آورد و قصد خدمت خلق کند. همچنین، قرآن کریم تأکید دارد که نمازِ هستی و سجده هستی و تسبیحِ هستی، جسم انسان را نیز، آنگاه که نقش خود را در هستی ایفا میکند، در بر میگیرد. آدمی چون به جهان و به نفس خود با این دیدگاه مینگرد، خود را در راه خیر مییابد که با هستی و با جسم خویش همساز است. اگر انسان برخلاف وظیفه خود در هستی و نقش حیاتی خود رفتار کند، در این جهان غریب است؛ هم با نفس خود و هم با همه هستی غریب است. پس مفهوم نماز هم نمازِ عبادی و هم تکوینی است که انسان آن را ادا میکند و راه اساسیاش را با این دو نماز در همه زندگیاش میپیماید.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.
