﴿ صَافَّات کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَه ﴾ .»[48]
بنابراین، پرندگان، تسبیح میگویند و نماز میگزارند؛ دریا تسبیح میگوید و نماز میگزارد؛ درخت نیز نمازمیگزارد و تسبیح میگوید. با این دیدگاه، میتوانی تمامی هستی پیرامون را ببینی که بندگان خداوندند، در خشیتاند، سجده میکنند، خشوع میکنند، تسبیح میگویند و نمازمیگزارند. بنابراین، خداوند در تفسیرِ ما، بزرگِ بزرگِ بزرگ است و نزدیکِ نزدیکِ نزدیک است و وجود ما را و اطراف ما را و هستی ما را در بر گرفته است. برای چه میگوید؟ و برای چه تربیت میکند؟
مفهوم «الله» در ادیان و در اسلام، مفهوم بزرگی است. ای برادران، تمامی شریعت برای خداست و برای شناخت او : « ﴿ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ ﴾ .»[49] تمامی شرایع برای این است که ما خداوند را بشناسیم و شناخت خداوند جز از راه شریعت ممکن نیست. وقتی که خداوند را بشناسیم، هر اندازه که شناخت ما بیشتر شود، نسبت ما و نزدیکی ما به خداوند بیشتر میشود و به سوی او بیشتر ارتقا مییابیم. بنابراین، شناخت خداوند عنصری اساسی در زندگی انسان است. « ﴿ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ ﴾ .»[50] یعنی : برای آنکه بشناسند. چرا میگوید و وصف میکند و به امر خدوند اهتمام میورزد؟ زیرا ما احساس میکنیم که خداوند بزرگ، او که « ﴿ والسماوات مطویات بیمینه ﴾ »، بالاتر از هرچیزی است و آفریننده هرچیزی است. این خدایی است که هرگاه احساس میکنیم که همراه ماست، قدرت ما افزایش مییابد، زیرا ما به نیرومندترین نیروها و به تواناترین توانایان متصل هستیم؛ امید ما افزایش مییابد و ناامید نمیشویم؛ آمادگی ما افزایش مییابد و کاهلی نمیکنیم؛ ایمان ما فزونی مییابد و نمیترسیم و تردید و شک به خود راه نمیدهیم. پس معرفت خداوند پایه و اساس تمامی کمال انسان است و از همین روست که در دعاها این وصفها را برای کسب معرفت و شناخت، بسیار بسیار میبینیم.
در دعای افتتاح خواندیم : «الحمدلله الذی لایهتک حجابه، و لایغلق بابه، و لایرد سائله، و لایخیب آمله... الحمدلله قاصم الجبارین، مبیر الظالمین، مدرک الهاربین، نکال الظالمین، صریخ المستصرخین، موضع حاجات الطالبین.» پس خداوند وجود ما را و هستی ما را و اعمال ما را پر کرده است. این است معنای «الله». مفهوم «الله» چنانکه برخی میخواهند بگویند، مفهومی انتزاعی نیست، و چنانکه برخی تلاش میکنند اسلام را به آن متهم کنند، مفهومی مادی نیز نیست، بلکه نسبت آن با انتزاعی بودن و نزدیک بودن، چنان است که امیرالمؤمنین(ع) وصف میکند : «داخل فی الأشیاء لا بالممازجة، و خارج عن الأشیاء لابالمزایلة.» (داخل در چیزهاست اما نه آنگونه که با آنها بیامیزد و خارج از چیزهاست اما نه آنگونه که از آنان جدا شود.) « ﴿ هو الْأَولو الْآخر والظاهر والْباطن ﴾ .» « ﴿ وَمَا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّة فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِنْ ذَلِکَ وَلَا أَکْبَرَ إِلَّا فِی کِتَاب مُبِین ﴾ .»[51]
«بِسْمِ اللهِ» یعنی ما اگر اقدام به کاری میکنیم یا در راهی تلاش میکنیم یا قدم در راهی میگذاریم،
[48]. «و نیز مرغانی که در پروازند، تسبیحگوی خدا هستند؟» (نور، 41)
[49]. «و آنان را جز این فرمان ندادند که خدا را بپرستند درحالی که در دینا و اخلاص میورزند.» (بینه، 5)
[50]. «جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریدهام.» (ذاریات، 56)
[51]. «بر پروردگار تو حتی به مقدار ذرهای در زمین و آسمانها پوشیده نیست و هرچه کوچکتر از آن یا بزرگتر از آن باشد، در کتاب مبین نوشته شده است.» (یونس، 61)
