گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 13

ای فصیحان و ای شعرا، ای بلیغان مسلمان و غیرمسلمان، اگر می‌خواهید اسلام را تکذیب کنید، اگر می‌خواهید قرآن را تکذیب کنید، خود را به زحمت نیندازید، یک سوره بیاورید. همین کافی است. اما چنین چیزی نمی‌یابیم. این مسئله دلیل بر آن است که این کتاب از جنس دیگر است و منحصر به فرد است و مثل آن چیزی نیست و کسی نمی‌تواند مانندِ آن بیاورد.

علاوه بر جنبه فصاحت و بلاغت، جنبه دومی نیز وجود دارد. قرآن از غیب خبر می‌دهد : «﴿غُلِبَتِ الرُّومُ فِی أَدنَی الأَرضِ وَ هُم مِن بَعدِ غَلَبِهِم سَیَغلِبُونَ فِی بِضعِ سِنِینَ للهِ الأَمرُ مِن قَبلُ وَ مِن بَعدُ وَ یَومَئِذ یَفرَحُ المُؤمِنُونَ»[31] این آیه در مکه نازل شد. هنگامی که قوم فارس بر مسیحیان رومی مؤمن غلبه کردند، کفار قریش در مکه خشنود شدند، زیرا آنان خود را با مسلمانان را با مسیحیان مرتبط می‌دانستند، زیراکه مسیحیان به خدا ایمان داشتند. آیه می‌گوید درست است که رومیان شکست خوردند، اما در «بِضعَ سِنین» پیروز خواهند شد؛ یعنی کمتر از نُه سال دیگر روم بر فارس پیروز خواهد شد و چنین نیز شد.

این آیه در اختیار مردم و در ذهن آنان بود و همه منتظر وقوع این معجزه بودند که قرآن از آن خبر داده بود و عملاً هم چنین شد. رومیان به مدائن، پایتخت فارس، وارد شدند و آن را اشغال کردند و با اسب‌های خود وارد کاخ‌های پادشاهان شدند : « ﴿ وَ یَومَئِذ یَفرَحُ المُؤمِنُونَ .»[32] این آیه خبر از غیب داده بود.

اگر بخواهیم معجزاتی را که در قرآن آمده بیان کنیم، سر تسلیم فرود می‌آوریم و به اعجاز قرآن اذعان می‌کنیم. این معجزات نه‌تنها هیچ منافاتی با علم جدید ندارد، بلکه آرا و نظریات قرآن و کشف‌های آن، منطبق بر جدیدترین نظریات علمی است که در عهد رسول اکرم پوشیده بود.

می‌بینیم که قرآن کریم در باب هیئت و فلکیات به هیچ وجه از هیئت بطلمیوسی و حرکت خورشید به دور زمین تأثیر نمی‌پذیرد و آن را قبول ندارد و آنچه را علم جدید می‌گوید، بیان می‌کند. در علوم و افلاک و صنعت و جامعه‌شناسی نیز چنین است که بحثی طولانی دارد و به زمان دیگری برای پرداختن به آن نیاز است.

مثالی تاریخی ذکر می‌کنم تا پس از آن به سخن خود بازگردیم و به نتیجه تربیتی این بحث طولانی بپردازیم. در سوره یوسف می‌بینیم که قرآن کریم از حاکم مصر به «عزیز» تعبیر می‌کند : «عزیز گفت»، «همسر عزیز» و «عزیز». در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که چرا قرآن کریم از فرعون مصر یا پادشاه مصر با کلمه «عزیز» تعبیر می‌کند؟ چرا نمی‌گوید پادشاه یا نمی‌گوید فرعون، چنان‌که آنان خود را به این نام می‌خواندند؟ سبب چیست؟ کسی نمی‌داند، زیرا تمدن فراعنه هزار سال پیش از پیامبر زیر خاک‌ها مدفون شد و تا هزار سال پس از پیامبر نیز پوشیده و ناشناخته ماند. کسی چیزی درباره فراعنه نمی‌دانست، مگر آنچه از طریق تورات یا برخی افسانه‌هایی که سینه به سینه نقل شده بود. همچنین، کسی نمی‌دانست چه اتفاقی در تاریخ فراعنه قدیم افتاده است. پس از هزار سال از ذکر کلمه «عزیز»، یکی از شرق‌شناسان توانست خطوط هیروگلیف مصر باستان را بخواند. سپس، توانست

[31]. «رومیان مغلوب شدند، در نزدیک این سرزمین و پس از مغلوب شدن بار دیگر غالب خواهند شد، در مدت چند سال. فرمان، فرمان خداست چه پیش از پیروزی و چه بعد از آن. در آن روز مؤمنان شادمان می‌شوند.» (روم، 2-4)

[32]. «و در آن روز مؤمنان شادمان می‌شوند.» (روم، 4)