گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 5

دین و تربیت است، نه کتاب فیزیک و شیمی یا علم طبیعی. مقصود از این آیه و آیات مشابهِ بسیارِ دیگر، دعوت انسان به تدبر و تأمل در هستی و پدیده‌ها و شگفتی‌های آن برای اهداف تربیتی و شناخت بیشتر خداوند و آثار این شناخت در زندگی است. از سوی دیگر، هدف این آیات قرار دادن راه و روشی درست در برابر آدمی است که در پی علم و کشف حقایق هستی است؛ این راه هر حقیقتی را در جایگاه خود می‌نهد و بر این مبناست که این کشفیات کلماتی از کتاب یگانه خداوند، یعنی کتاب هستی است. با این روش شناخت انسان از خداوند و خشیت او از خداوند و تواضع او در برابر خدا افزایش می‌یابد و انسان دچار طغیان و غرور نمی‌شود.

بنابر این اصل درمی‌یابیم که علوم و حقایق قرآنی و آموزه‌هایش دریایی پایان‌ناپذیر است و مطمئن می‌شویم که این کتاب آسمانی به مسائل نامحدودی توجه دارد و به انسان مسلمانی که در پی سازمان بخشیدن به زندگی خود است، نوعی جاودانگی می‌بخشد. همچنین، به راه‌حل روشن و همه‌جانبه‌ای برای مسئله پیشرفت و تحول، که در آغاز سخن بدان اشاره کردیم، می‌رسیم. اجازه دهید در معنای تحول بیندیشیم و بپرسیم که تحول چیست؟

تحول ورود عنصری جدید به حیات آدمی و یا خارج شدن عنصری دیگر از صحنه حیاتِ انسان نیست، بلکه تعاملِ پیوسته میان آدمی و هستی است.

انسان از آغاز خلقت درباره موجودات هستی می‌اندیشید و تأمل می‌کرد و موجود و یا نیرویی کشف می‌کرد، سپس آنچه را یافته بود مُسخّر خود می‌کرد و از آن بهره می‌گرفت و با آن شیوه زندگی و محیط پیرامونش را دگرگون می‌ساخت. این حرکت گامی در راه پیشرفت است که گام‌هایی دیگر نیز در پی دارد.

آدمی سطری از کتاب هستی خواند و آتش را کشف کرد و از آن بهره برد؛ شبش را روز و سرما را تبدیل به گرما کرد؛ خامش را پخته و سلاحش را وسیله‌ای کارآمدتر کرد.

سپس، به همین شیوه پیش رفت تا اینکه نفت و اتم و جاذبه زمین و الخ را کشف کرد و از همه آن‌ها فایده برد؛ پس هم دگرگون و متحول شد و هم دگرگونی و تحول ایجاد کرد.

این سرفصل‌های کتاب تحول و تعریف دقیق این حقیقت ازلی و ابدی زندگی انسان است. تحول چیزی جز تعامل میان انسان و هستی نیست، نه موجود جدیدی در کار است و نه از میان رفتن موجودی پیشین.

اگر قرآن را در کنار این دو عامل اساسی، یعنی انسان و هستی، قرار دهیم و مضمون این بحث را به یاد آوریم، به راه‌حل مسئله موردنظر می‌رسیم. و به‌روشنی تصویر کاملی پدیدار می‌شود که خداوند برای جهان اراده کرده است.

انسان مخلوقی است که پیرامونش را موجودات هستی فراگرفته‌اند. میان او و این موجودات پیوند و ارتباط برقرار است. آدمی وقتی که می‌خواهد راه درست را در زندگی خود و در رابطه‌اش با هستی و هم‌نوعانش تشخیص دهد، دین را می‌بیند و کتاب خداوند به او راه را نشان می‌دهد. پس با هستی تعامل می‌کند و متحول می‌شود. سپس، خود را در برابر روابطی تازه‌تر می‌یابد، بار دگر به کتاب خدا رجوع می‌کند و با آموزه‌های الهی هدایت می‌شود و به همین ترتیب.

این عوامل سه‌گانه در کنار هم و هماهنگ با هم به پیش می‌روند. قرآن روابط تحول‌یافته را،