گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 9
صفحه: 170

نقل‌ کرده‌ است، آنگاه‌ که‌ یهودیان‌ با هم‌ اختلاف‌ پیدا کردند، فریسیان با صدوقیان و کاهنان‌ با فریسیان‌ اختلاف‌ پیدا کردند و گروه‌های‌ مختلف‌ یهود با هم‌ تعارض‌ پیدا کردند و هر گروه‌ از آنان‌ از دشمن‌ کمک‌ خواستند تا آن‌ها را از سلطه‌ گروه‌ دیگر نجات‌ دهد. سپس‌، دشمن‌ که‌ امپراطور روم‌ شرقی‌ بود، وارد شد و هر دو‌ گروه‌ را به‌ ذلت‌ و خواری‌ کشاند. وقتی‌ انسان‌ از دشمن‌ بر ضد برادر و هم‌وطن‌ و دوست‌ خود یاری‌ بخواهد، دشمن‌ نیز فرصت‌ را غنیمت‌ می‌شمارد و هیچ‌یک‌ از گروه‌ها را رها نمی‌کند، همه‌ را با هم‌ به‌ ذلت‌ و خواری‌ می‌کشاند.

حرف‌ ما این‌ بود که‌ سلاح‌ نباید بر ضد برادر و همسایه‌ و دوست‌ و هم‌وطن‌ به‌ کار رود. سلاح‌ باید برای‌ اسرائیل، برای‌ دشمن، بر ضد تجاوزگر و لشگریان‌ شیطان‌ به‌کار گرفته‌ شود. دوستان‌ و برادران‌ باید اختلافات‌ خود را با گفت‌وگو و مذاکره‌ حل‌ کنند. هم‌وطنان‌ باید در کنار هم‌ گرد آیند و با بحث‌ و مذاکره، حاکمیت‌ دولت‌ و حاکمیت‌ اکثریت‌ را بپذیرند. اما اگر بخواهند برای‌ تحمیل‌ رأی‌ و نظر خود از سلاح‌ استفاده‌ کنند، نتایجی‌ که‌ در درازمدت‌ پدید می‌آید، پیش‌بینی‌شدنی است. گفتند: جنگ‌ لبنان نبرد طبقاتی‌ است. گفتند: جنگ‌ میان‌ لبنانیان‌ و فلسطینیان‌ است. گفتند: نبرد میان‌ مسلمانان‌ و مسیحیان‌ است. گفتند و گفتند… حرف‌هایی‌ از این‌ قبیل بسیار مطرح‌ شد. اما به‌ مرور زمان‌ مشخص‌ شد که‌ اگر مسلمان‌ بر ضد مسیحی‌ و مسیحی‌ بر ضد مسلمان‌، که‌ همه‌ اهل‌ یک‌ وطن‌‌اند، از سلاح‌ استفاده‌ کنند، به‌زودی‌ در میان‌ خودشان‌ نیز به‌ روی‌ هم‌ اسلحه‌ می‌کشند. اگر روش‌ گفت‌وگو و مذاکره‌ نادرست‌ باشد، انحراف‌ پدید می‌آید. انحراف‌ مانند زاویه است. همان‌طور که‌ جوانان‌ تحصیل‌کرده‌ می‌دانند، زاویه‌ در ابتدا یک‌ فاصله‌ ناچیز میان‌ دو خط‌ است. اما هرچه‌ آن‌ دو خط‌ امتداد پیدا کنند، فاصله‌ بین‌ آن‌ها بیشتر می‌شود.

در این‌ کشور شیوه‌ همکاری‌ نادرست‌ است‌ و نتایج‌ هم‌ همان‌ چیزی‌ می‌شود که‌ شاهدیم؛ هر روز کشتار، هر روز مصیبت، مادران‌ سیاه‌پوش، خانه‌هایی‌ خالی‌ از قدرت‌ و نیرو. این‌ها مسائلی‌ است‌ که‌ دل‌ را به‌ درد می‌آورد. آیا وقت‌ آن‌ نرسیده‌ است‌ که‌ بفهمیم‌ این‌ شیوه‌ از اساس‌ نادرست‌ است؟ پاسداری‌ از امنیت‌ و اداره‌ امور شهروندان‌ و حکمرانی، باید از آنِ‌ قدرت‌ مشروع‌ باشد و آن‌ قدرت، حکومت‌ است. دولت‌ است.

کسانی‌ که‌ خواهان‌ مناطق نفوذ شخصی‌اند، از چه‌ چیز سخن‌ می‌گویند؟ کدام‌ منطقه نفوذ شخصی؟ اگر همین‌ روش‌ ادامه‌ یابد، خدای‌ ناکرده‌ وضعیتی‌ بدتر و ناگوارتر پدید خواهد آمد. در این مناسبت، در این ماه که ماه قانون و ماه لبنان است و مناسبتی برای همگان است، بیایید امورمان را مجدداً ارزیابی کنیم تا بتوانیم راهی را که می‌رویم، تصحیح کنیم. تا مطمئن باشیم که نباید سلاح را رو به هم‌وطن به کار گیریم بلکه باید رو به دشمن بگیریم. هم‌وطنان باید به یکدیگر اعتماد داشته باشند و در کنار همدیگر بایستند و روابط محکمی داشته باشند تا بتوانند میهن خود را و امت خود را بسازند. راه‌ درست‌ این‌ است. در غیر این‌ صورت‌، راهی‌ دشوار و پرخطر در پیش‌ داریم. گمان‌ نمی‌کنم‌ که لبنانیان‌ بعد از تجریات‌ تلخی‌ که‌ داشته‌اند، به‌ راه‌ راست‌ و مسیر صحیح‌ بازنگردند؛ راه‌ همکاری، راه‌ برادری، پذیرفتن‌ حاکمیت‌ دولت، راه‌ گفت‌وگو، راه‌ مذاکره‌ و استدلال، نه‌ تحمیل‌ آرا و عقاید و مواضع‌ به‌ زور اسلحه. تفاوت‌ میان‌‌ ملت‌ با جنگل‌ همین‌ است. تفاوت‌ میان‌ وطن‌