اختلافی ندارند. اسرائیل کمربند امنیتی میخواهد و نیروهای امنیتی اسرائیل حتی در خاک اسرائیل اجازه نمیدهند که صاحبان زمین و جویندگان روزی و زندگی شرافتمندانه به فعالیت خود ادامه دهند، چه رسد به لبنان.
میدانید پس از آن اسرائیل چه میخواهد؟ آب، حتی اگر صریحاً به این موضوع اشاره نکند. پیش از آغاز انقلاب فلسطین، اسرائیل برای بردن آب از لبنان آماده شده و نقشه کشیده و اجرای این طرح را آغاز کرده بود. خواسته دیگر اسرائیل، تسلط بر مناطق استراتژیک است که پیش از این هم در موارد مختلف، پنج بار آنها را اشغال کرده بود. همان مناطقی که به گفته وزیر دفاع سابق و وزیر خارجه کنونی این کشور، «بدون آنها، مرزهای اسرائیل مطلوب نخواهد بود.»
بنابراین، واضح و آشکار است که اسرائیل اشغالگر خاک لبنان است. مهمتر از همه اینکه اشغال جنوب، علل و توجیهات دیگری هم دارد که جهانیان به سبب آن باید از اسرائیل سپاسگزار باشند. خطرناکتر از همه اینکه شورای امنیت در محکومکردن اشغال جنوب لبنان تردید دارد و این احتمال وجود دارد که یک یا چند قدرت بزرگ برای جلوگیری از این کار، از حق وتو استفاده کنند؛ همان کشورهایی که پس از جنگ جهانی دوم که در آن دهها میلیون نفر قربانی نازیسم شدند، گردهم آمدند تا امنیت بینالمللی را سامان دهند، اکنون با تأمین امنیت یکی از کوچکترین اعضای سازمان ملل از لحاظ مساحت، که در عین حال بیش از همه نیازمند امنیت و صلح است و در تمدن بشری بیشترین سهم را ایفا کرده، مخالفت میکنند، در حالی که این کشورها همگی منشور سازمان ملل متحد را پذیرفتهاند و به حراست از تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان و حفظ مرزهای بینالمللی متعهدند.
اکنون، اعراب چه میخواهند؟ چه میکنند؟ اصلاً چه خواستهاند؟ و با لبنان، و بهویژه جنوب لبنان، چه کردهاند؟ جنوب واژهای است کوچک که بر زبان میآید، اما در واقع سرزمین تمدنها، سرچشمه فرهنگها، آموزگار الفباها، خاستگاه حقوق و روابط بینالملل و سرزمین انسان و ایمان است. جنوب، سرزمین برجها و قلعههای مستحکم، مناطق مهم و استراتژیک، خاکهای حاصلخیز و 5/2 میلیارد متر مکعب آب شیرین است. بدینترتیب، جنوب لبنان به زعم اسرائیل امکان سکونت 250 هزار نفر مهاجر جدید و تجهیز یکصد هزار نیروی نظامی جدید و افزایش 20 درصدی نیروهای نظامی، اقتصادی و انسانی را برای اسرائیل فراهم میکند؛ سرزمینی که محل تلاقی تاریخ و جغرافیا و جایگاه جنگ و صلح بوده است. علاوه بر همه اینها، از نگاه اعراب، جنوب سرزمین وفاداری و مشعل فروزان قومیت عربی و عرصه همراهی با آمال و آرزوها و رنجهای اعراب از گذشته تا حال است و بدینترتیب، تبلور وفاداری اعراب بهشمار میآید.
بهراستی، سقوط جنوب برای اعراب چه معنا و مفهومی دارد؟ سقوط جنوب به معنای سقوط و تجزیه لبنان است که پراکندگی ترکشها و شرارههای حاصل از آن، همه جهان عرب و سراسر جهان، حتی ایالات متحده را نیز در بر خواهد داشت. تجزیه لبنان سرآغازی بر ورود جهان به عصر دولتهای خودمختار فرقهای خواهد بود. عصری که سردمدار آن اسرائیل است. سقوط جنوب لبنان موجب خواهد شد که ملت صلحدوست لبنان و اهالی خونگرم و آرام جنوب، به ملتی ستمدیده مبدل شوند و چهبسا،
