به سبب آنکه چندشاخه و پراکندهاند. هریک از کشورهای عربی از یکی از گروههای عضو مقاومت فلسطین حمایت مالی میکند؛ یک گروه را عراق، گروه دیگر را لیبی یا سعودی و… حمایت میکنند… اما سازمان آزادیبخش فلسطین با وجود همه این مسائل باید بتواند نیروهای خود را منضبط کند و مشکل هرج و مرج را در جنوب پایان دهد. چند روز پیش از این با مسئولان فلسطینی بهطور جدی در این باره بحث کردم و به نظر میرسد که آنان تصمیم دارند نیروهای خود را منضبط کنند. سازمان آزادیبخش فلسطین باید به دولت لبنان اجازه دهد که مسئولیت و اختیارات خود را در جنوب اعمال کند، زیرا در غیر این صورت اوضاع بسیار خطرناک خواهد شد.
آنچه اکنون در جریان است، خوف و هراس مرا برانگیخته و اگر آرامش به سرعت حاکم نشود، ارتش اسرائیل به بهانه حراست از مرزهای خود وارد عمل میشود و مقاومت فلسطین را از بین میبرد و اگر ارتش اسرائیل به پیشروی خود تا مرزهای سوریه و لبنان و ارتفاعات استراتژیک جبل الشیخ ادامه دهد، سوریه نیز با تهدید مواجه خواهد شد و در آن زمان، جنگی فراگیر در تمام لبنان به وقوع میپیوندد.
گفته می شود که اسرائیل می خواهد جنوب لبنان را ضمیمه خاک خود کند. به نظر شما آیا چنین اتفاقی ممکن است؟
اسرائیل همواره اعلام کرده که به آب رودخانه لیطانی نیاز دارد. در تمامی وزارتخانههای اسرائیل هم نقشههایی وجود دارد که در آن جنوب لبنان تا لیطانی جزء خاک اسرائیل به حساب آمده است، ولی حتی اگر اسرائیل به این منطقه حمله کند، الزاماً به معنای آن نیست که در آنجا باقی خواهد ماند. چهبسا، اشغال این منطقه به صورت برگ برندهای در مذاکرات استفاده شود، چنانکه شهرکهای یهودینشین نیز که به سرعت در سرزمینهای اشغالی در حال احداث است، چنین کارکردی دارد.
فرضیه دیگری که به مراتب نگرانی بیشتری ایجاد میکند آن است که اسرائیل بخواهد از جنوب لبنان به صورت منطقهای برای گردآوردن تمامی فلسطینیهای خارج از اسرائیل استفاده کند تا ارتش اسرائیل به سادگی قادر به کنترل آنان باشد. در برابر این عقبنشینی، ممکن است اسرائیل بخواهد نوار غزه را که از نظر آنان منطقهای مهم و استراتژیک است، برای خود نگه دارد.
آیا به نظر شما اندیشه تشکیل دولت فلسطینی در کرانه باختری و غزه، راه حل اجرایی خواهد بود؟ آیا چنین کشوری با این مساحت کم و مرزهای محدود می تواند همه فلسطینیانی را که در کشورهای عربی و به ویژه در لبنان حضور دارند، در خود جای دهد؟
اینکه کشوری درنظر گرفته شود و همه فلسطینیان در آن مستقر شوند، مهم نیست. مثلاً لبنان را درنظر بگیرید؛ شمار لبنانیان مقیم خارج لبنان دو برابر لبنانیان مقیم داخل است. آنچه برای ملتی مهم است آن است که هویت خود را بازیابد. فلسطینیان کشوری خواهند داشت و شهروندان آن به شمار خواهند آمد، حتی اگر لزوماً در آن سکونت نکنند. بدین ترتیب، دیگر برای همیشه در گوشه و کنار دنیا پناهنده نخواهند بود.
