ما با طرح اسکان فلسطینیان در لبنان مخالفیم، زیرا این طرح را مناخیم بگین، نخستوزیر دشمن، ارائه کرده است. جزئیات این طرح بیانگر آن است که اسرائیل در صدد است عده فلسطینیان ساکن کرانه باختری را کاهش دهد تا به مرور زمان آنان را در پیکره کیان صهیونیست، هضم و ناپدید کند. این طرح بدان معناست که سایر فلسطینیها در محل اقامت کنونی خود باقی بمانند و بحران و مشکلاتی بر اثر ناامیدی و سرخوردگی ایجاد کنند و اتهاماتی به یکدیگر وارد کنند و در نتیجه، با یکدیگر به نبردهای خونین برخیزند. از طرفی، این امر موجب پدید آمدن مشکلات جمعیتی، امنیتی، اجتماعی و سیاسی در کشورهای همسایه اسرائیل خواهد شد. بدینترتیب، اسرائیل برای نابودکردن فلسطین و فلسطینیان و هضمکردن فلسطینیها در داخل پیکره اسرائیل و پراکندن فلسطینیان در گوشه و کنار جهان برنامهریزی کرده است و چه بسا، به فکر ایجاد وطنی دیگر (به جای فلسطین) برای آنان باشد.
ما میدانیم که رهبران مخلص فلسطینی هیچگاه وطن دیگری را به جای فلسطین نپذیرفتهاند. مناطقی از سرزمینهای عربی و غیرعربی به آنها پیشنهاد شد، ولی مخالفت کردند. هرکس وطن دیگری را بپذیرد، به فلسطین خیانت کرده و از بازگشت به میهن و سرزمین خود کوتاه آمده است. معقول نیست که برادران مخلص و مبارز ما، طرح وطن دوم را بپذیرند. اما طرح این موضوع و ایجاد اضطراب و نگرانی، پدیدآوردن مشکلات و ارتکاب اعمال ناشایست و ناپسند که برخی عناصر مشکوک به آن دست میزنند، همگی موجب شده است که وضعیت جنوب به بحران نزدیک شود.
وقتی به خود بازمیگردیم و به مسئولیت خویش میاندیشیم، باید به یاد آوریم که توطئه ادامه دارد و همچنان برای ایجاد فتنه و بحران و درگیری در جنوب، توطئهچینی میشود. چنانکه گفتم هر گلولهای که امروز در لبنان شلیک شود، گویی اسرائیل آن را بر پیکر لبنان شلیک کرده است. دشمن از هر منفذی سوءاستفاده میکند. پس باید هوشیار باشیم. ما و همه کسانی که مخلصانه درصدد حلوفصل مسئله فلسطیناند، باید پیش از هرچیز توجه کنیم که اخلاص ما در قبال میهن چنین اقتضا میکند که اسکان فلسطینیان (در خارج از فلسطین) را نپذیریم و بر ضرورت ساماندهی روابط لبنان و فلسطین و سازماندهی حضور مسلحانه فلسطینیان در جنوب لبنان براساس توافقات انجامشده و لزوم تثبیت حاکمیت دولت لبنان در جنوب، حضور ارتش در مرزها، بازگشت مهاجران به روستاها و از سرگیری روند طبیعی زندگی در جنوب تأکید کنیم.
این اقدامات سرآغاز وفاق ملی است. وضعیت کنونی آوارگان در فصل سرما و برف و باران، با زندگی عزتمندانه فاصله دارد. دوری آنان از خانه و کاشانه خویش، حتی اگر کمکهایی هم دریافت کنند، با کرامت آنان منافات دارد. هیچیک از مسئولان لبنانی چنین وضعیتی را برای لبنانیان، که فرهنگ و تمدن و کار و تجارت را به جهانیان آموختند، نمیپذیرند. کسی که به آفریقا یا آمریکای جنوبی رفته باشد، میداند که لبنانیان تنها کسانیاند که در دل جنگلها به اماکن ناشناخته وارد میشوند و زندگی شرافتمندانهای را پایهگذاری میکنند و آمال و آرزوهای بزرگ در دل ساکنان آنجا پدید میآورند تا به محصولات جنگلها و بیشهها اکتفا نکنند. چطور ممکن است که لبنانیان با این روحیات والا، صدقهخور باشند یا از شأن و سرزمین و کار و
