آیا پس از بازگشت صلح به منطقه، همزیستی میان روستاهای جنوبی همچنان امکانپذیر است؟
البته، چون روشن است که آنچه میان روستاهای مسیحینشین و غیر آن رخ داد، موضع خود آن روستاها نبود. مثلاً وقتی افراد مسلح از خاک اسرائیل وارد عین ابل شدند، اهالی آنجا به آنها اعتراض کردند، ولی به سبب وجود افراد مسلح و فشار اسرائیل نتوانستند کاری انجام دهند. رمیش در حال حاضر در آشفتگی و نگرانی سختی به سر میبرد، قوزح و دیگر روستاها نیز همینطور. این روستاها هزار سال یا بیشتر است که با روستاهای دیگر همزیستی دارند و مشارکت حیاتی میان آنها بسیار عمیق است. از این رو، پشتوانه برای همزیستی هنوز باقی است، بهویژه وقتی برای همه طرفها روشن شود که اسرائیل، تحریککننده بوده و تنها اسرائیل بهطور مستقیم یا غیرمستقیم این روستاها را بر ضد یکدیگر برمیانگیخته است.
یعنی میتوان گفت موضع مردم جنوب بیطرفانه است؟
موضع مردم جنوب از هر جهت نمونه است. طی هزار سال موضع آنها نسبت به ادیان و مذاهب مختلف، موضعی مسالمتآمیز و باز و رسالتمندانه بوده است. در طول جنگ دوساله در لبنان، موضع جنوب خوب بود و همه رهبران جنوب و من، که یکی از افراد عادی آنها هستم، برای پیشگیری از هرگونه تنش امنیتی سخت تلاش میکردیم. ما برای بهبود وضع معیشتی در روستاهای مسیحینشین بیش از روستاهای مسلماننشین در منطقه تلاش میکردیم. بعد از آن، تحریک و تهدید و فشار برای تعامل و همکاری کردن اهالی جنوب با اسرائیل آغاز شد، ولی مردم جنوب آن را نپذیرفتند. از مجموع همه اینها میتوان گفت که موضع مردم جنوب موضعی ملی است، نه فرقهای و قومی و همانطور که بارها گفتهام، موضع جنوبْ موضعی است که همه لبنانیان را به چالش میکشاند، زیرا چه کسی میتواند در چنین وضعی به سر برد و با این حال چنین با آرامش و با اعصابی آرام به کار ادامه دهد؟
در حال حاضر شکی نیست که همین تلاشهای موجود مایه امیدواری است و ارتش لبنان وقتی وارد جنوب شود، درخواهد یافت که با وجود بحرانی که بر شهروندان جنوب گذشته است و با وجود یک دوره بیتوجهی و کوتاهی مقامات مرکزی نسبت به وضع معیشتی و اداری و بهویژه امنیتی آنان، شعور و میهنپرستی و مسئولیتپذیری آنان از مردم دیگر مناطق بیشتر است. پایبندی مردم جنوب به حاکمیت قانون بسیار زیاد است.
آیا بازگشت اخیر شما به صحنه سیاسی پس از مدتی دوری از آن، معلول افزایش خطری است که جنوب را تهدید میکند یا معلول آغاز بازگشت همبستگی و سازش به این منطقه؟
در واقع تصور نمیکنم که من لحظهای از صحنه سیاسی بیرون رفته باشم، چون من صحنهای را که در آن کار میکنم، صحنه سیاسی نمیدانم، بلکه صحنهای ملی میدانم. وقتی کشور در وضعیت خطر به سر میبرد، هر فردی در هر مرکز یا مؤسسهای باید حرکت و تلاش کند. در این سالهای اخیر، من برای کشورم احساس خطر میکنم و همواره پیش از رخ دادن حوادث، نسبت به وقوع حوادثی که رخ داد، هشدار میدادم. بنابراین، من همواره در صحنه بودهام و تا زمانی که خطر از کشورم دور شود، در آن باقی خواهم ماند.
