اوّل. سخنان امام موسی صدر
( بسم اللّه الرحمن الرحیم )
برادران و خواهرانِ دانشمند و بزرگوار، خواهر گرامی خانم دکتر شریعتی، برادر عزیز احسان، سلامٌ علیکم ورحمةالله وبرکاته.
چرا برای دکتر شریعتی جلسهای به پا میکنیم و یاد او را گرامی میداریم؟ به چه سبب جلسه عظیمی بر پا شده که مردان و زنان مبارز را در بر گرفته است؟ روحانیانِ روشنفکر در آن حاضرند و رهبران فکری از هر سو در آن گرد آمدهاند. من هماکنون رئیس دانشکده حقوق، آقای دکتر محمد فرحات، و برادر دانشمند، دکتر منیر شفیق، و رهبران فکری دیگر را در برابر خود میبینم. برای چه در اینجا جمع شدهایم و یاد دکتر شریعتی را گرامی میداریم؟ چه رابطهای بین ما و او هست و چه چیزی او را به ما مربوط میسازد؟ جواب این سؤال را در وضعِ انسانی میتوان یافت که زندگی و اوضاع و محیط خود را بررسی میکند و در افق خود نگران است. هیچیک از حقایق در زندگی این انسان و در جامعه او بلندپروازی او را راضی نمیکند. همچنان به افق مینگرد و تصمیم میگیرد تا محیط خود را تغییر دهد.
حدیثی از پیغمبر اکرم نقل شده است که میفرمایند : بیش از همه مردم پیغمبران گرفتار و ناراحتاند و صدمه میخورند. پس از آنان اوصیای پیغمبران و سپس هرکس از دیگری بهتر باشد، زحمت و رنج بیشتری خواهد داشت.[16] این حدیث شریف زحمت کسانی را نشان میدهد که تصمیم میگیرند جامعه خود را تغییر دهند. جامعه آنها ایشان را راضی نمیکند و میخواهند آن را تغییر دهند. از آنان که از وضع فعلی جامعه بهرهبرداری میکنند، عذاب میکشند و رنج میبرند. هرچه بلندپروازی و افکار آنها بلندتر باشد، صدمه بیشتری تحمل میکنند. در هر حال، ما آنگاه که به افق خود مینگریم و حقیقتِ زندگیِ روزمره خود را در لبنان و در جهان عرب و در همه جهان نگاه میکنیم، در وضع امروز خود، چیزی که بلندپروازی ما و آرزوهای ما را تأمین کند و ما را قانع سازد، نمیبینیم.
در مقابلِ این وضعِ نامساعد، مردم به چهار دسته تقسیم میشوند : دستهای در مقابل واقعیت موجود تسلیم میشوند، در آن ذوب میشوند، با آن میسازند و وضع موجود را میستایند و میکوشند برای وضع موجود فلسفه بسازند و آن را صحیح بشمارند. در نتیجه، با آن همکاری میکنند و فاسد میشوند. اینها مردم ضعیفی هستند که ما از آنها نیستیم و آنها را از خود نمیدانیم. دسته دیگر که از اینها قویترند، این وضع را نمیپذیرند ولیکن از این وضع فرار و هجرت میکنند، به جامعههای دیگر پناه میبرند، به اروپا و آمریکا و جاهای دیگر میروند. پس پناهگاه دیگری برای خود مییابند تا در آنجا زندگی کنند. این دسته از دسته اوّل قویترند، ولی باز ما آنها را نمیپذیریم و خود را از آنها نمیدانیم. دسته سوم که از دسته اوّل و دوم قویترند، تسلیم نمیشوند و فرار هم نمیکنند. سعی میکنند جامعه خود را تغییر دهند و اوضاع را به وضع مساعدی که خود میخواهند، تبدیل کنند. تصور میکنم که شما از این دسته هستید، زیرا وقتی حس میکنیم که در این جلسه که برای بزرگداشتِ مرد بزرگی که او را تربیتشده درد و رنج میشناسیم، برپا شده است، رهبر انقلاب و س رشعله روشن انقلاب، ابوعمار، شرکت میکند، ناگهان مجلس عزای ما به بزم و
[16]. منسوب به جعفربن محمد(ع)، مصباح الشریعة، چاپ اوّل : بیروت، اعلی، 1400قمری، ص183.
