بود، میگفتیم که برونرفت از این بحران از سه راه ممکن است :
اول. همبستگی و وفاق در لبنان و گرفتن موضعی واحد در قبال اعراب و جهان و به دنبال آن، پرکردن شکاف داخلی و اجرای آشتی سیاسی و تلاش مشترک برای پایان دادن به جنگ و احیای نهادهای قانونی.
دوم. اتخاذ موضع واحد عربی تا ضمانت و فشاری بر مقاومت فلسطین باشد و موجب سازمان یافتن روابط لبنانی فلسطینی و ایجاد فشارهای سیاسی و اقتصادی و تبلیغاتی بر ضد دشمنی شود که در ورای جنگ در جنوب بوده و هست.
حوادث اکتبر (جنگ رمضان) ثابت کرد که قدرت سیاسی و اقتصادی عربی برای متوقف کردن و بیرون راندن دشمن، نتایجی بهتر از قدرت نظامی دارد، هرچند قدرت نظامی نیز لازم است و نمیتوان از آن بینیاز بود. از این رو، یکپارچه بودن موضع عربی، راهحل اساسی بحران جنوب است.
امّا راه سوم، فشار سیاسی آمریکا و جهان بر اسرائیل است برای آنکه از تحریک و برانگیختن طرفهای درگیر خودداری کند و با اسلحه و بمباران و فعالیتهای اکتشافی به آنها کمک نکند.
اکنون به پاسخ سؤال میرسیم : ناظرانْ قدرتی نمادین هستند و نمیتوانند از اینکه لبنان و مردم آن بازیچه دست اسرائیل شوند، جلوگیری کنند. وقتی دولت آمریکا نسبت به این مسئله متقاعد شود، با فشار خود اوضاع را تثبیت میکند. چه ناظران بینالمللی حضور داشته باشند و یا نه.
امّا مسئله نقشههای بگین، اگر این خبر درست باشد، بیانگر طمعورزیهای تاریخی اسرائیل در جنوب لبنان است و مطلب تازهای نیست. از این رو، من تصور نمیکنم وضعیت اسرائیل در جهان بهتر شده باشد تا بتواند به این طمعها و جاهطلبیهای خود برسد. در هر حال پاسخ به این طمعها و نقشهها و مذاکرات، مطلع شدن یا نشدن از آنها نیست، بلکه دفاع و مبارزه و موضعگیری آگاهانه عربی است که معتقدم این موضعگیری از طریق ملاقات سران عرب با رئیسجمهور آمریکا، جیمی کارتر حاصل شود.
موانع گفتوگوی سیاسی در لبنان چیست؟
در واقع همبستگی سیاسی نیازمند توافقنامه شتورا نبود و پیش از آن نیز امکانپذیر بود. امّا اکنون راه برای گفتوگوی سیاسی و آشتی ملی باز است. به نظر من گفتوگوی مستقیم میان طرفها بهترین راه نیست، خواه این گفتوگو با «جبهه فراگیر» باشد یا با شخصیتها یا غیر آنها، زیرا وقتی مواضع سیاسی، جنبه مردمی پیدا میکند و مردم در راه بعضی از آنها یا همه آنها جنگیدند و کشته شدند، گفتوگو و رویارویی سیاسی به پافشاری رهبران بر مواضع و تعصب به آنها میانجامد، مگر آنکه اینان از درجهای از جانفشانی در راه خدمت به میهن بهرهمند باشند که ما در اینان سراغ نداریم. از این رو، شاید بهترین راهحل این باشد که رئیسجمهور سرکیس با طرفها و گروهها و شخصیتها مستقیماً گفتوگو کند و سپس از راه همهپرسی ملی به طرح خلاصهای از نکاتی بپردازد که موجب پیشرفت کشور است و آن را در برابر خطرهایی که به وجود آمده و خطرهایی که هنوز به وجود نیامده است، محافظت میکند و نتایج همهپرسی به منزله قانون یا فراتر از آن شود.
شاید مردم جنوب در حوادث اخیر بیش از دیگر لبنانیان آسیبدیدهاند. آنان را بیش از سه بار از
