میدانید. این تفاهم بنا بر نظر شما تا کنون به وجود نیامده است. همچنین با اینکه تفاهم عربی در کنفرانس ریاض شکل گرفت، ولی پس از برداشتهای جداگانه هریک از دولتهای عربی از آینده دولت فلسطین -که برای حل بحران خاورمیانه پیشنهاد شده است-و ارتباط یا بیارتباطی آن با دو کشور برادر همسایه، اردن و سوریه، ارکان این تفاهم سست شد. چطور میتوان در میان هجوم شنهای روان عربی به سوی لبنان و فلسطین، به ساحل نجات رسید؟
در واقع فلسطینیان، پیش از بازگشت به سرزمینشان نمیتوانند وضعیت خود را مشخص کنند و تصویر روشنی از روابط خود با اردن و سوریه ارائه دهند. به نظر من دولتهای عربی، بهویژه سوریه و اردن، هیچ تلاشی برای تحمیل وضعیت بر آنان صورت ندادهاند. خود ملک حسین به من گفت که حاضر نیست این مسئله را دنبال کند؛ یعنی اینکه اردن و فلسطین یک دولت باشند و حتی اینکه اردن و فلسطین در مذاکرات صلح در یک گروه واحد قرار داشته باشند، مگر اینکه همه دولتهای عربی تصمیم بگیرند، در قالب یک گروه، در مذاکرات ژنو شرکت کنند.
در کنفرانس ریاض این همبستگی عربی شکل گرفت و همین مسئله بود که مشکل لبنان را در مسیر حل شدن قرار داد، ولی این همبستگی دوباره به هم خورد و قطار صلح از حرکت ایستاد. باید سریعاً تحرکی لبنانی برای ایجاد این همبستگی انجام گیرد.
نقش سوریه در آینده لبنان
چرا این همبستگی به هم خورد؟
شاید به سبب اختلاف برخی دولتهای عربی بر سر نقش سوریه در لبنان آینده و شاید به سبب اسباب متعدد دیگر. مهم این است که دیپلماسی لبنانی به تحرک پیشین خود بازگردد و در آگاه ساختن رهبران عرب و بهویژه دولتهای حاضر در کمیته چهارجانبه از اوضاع، نقشی فعال ایفا کند.
مشکل بسیار بزرگتر از [توان] ماست.
سرورم، یک سؤال دیگر دارم که امیدوارم خاطر شما را مشوّش نکند. برخی مقامات جنوبی میکوشند اینگونه القا کنند که ازجمله اسباب بحرانیشدن وضع در جنوب، غیبت رهبران دینی و سیاسی محلی و بهویژه جنابعالی بود و نیز مجلس اعلای شیعیان که در دورهای از حیات جنوب، مرجع دینی و حیاتی و مبارزاتی آن به شمار میآمد. این مقامات چنین نظری را اشاعه میدهند که نقش شما به نقشی کاملاً سیاسی تبدیل شده است و شما خود را از مشکلات روزمره و عادی شیعیان و مشکلات حیاتی جنوب کنار کشیدهاید و از این رو، جنوب یاوری ندارد. در این مورد چه میگویید؟
این سؤال مایه تشویش نیست و با کمال میل و تفصیل به آن پاسخ میدهم.
اوّلاً، بحران جنوب که بحران همه لبنان است، بهخصوص با توجه به وضعیت خاص تاریخی و جغرافیایی جنوب و نیز با توجه به نزدیکی آن به اسرائیل، بحرانی بزرگ است که در اثر عوامل بینالمللی فراتر از مرزهای لبنان و بلکه مرزهای همه جهان عرب به وجود آمده است و عناصر متعدد و نیرومندی در ایجاد و استمرار آن نقش داشتهاند و همین امر، مشکل را بزرگتر از حد امکانات همه نیروهای لبنانی با هم و چه جداگانه کرده است. ادامه یافتن این بحران و فشار آن بر روان و زندگی شهروندان، آنها را در فضای ناامیدی و تلخکامی
