گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 280

می‏شود، بر این عقیده‏اید که توافق‏نامه قاهره در آینده نزدیک و به شکل مرحله‏ای به اجرا در نخواهد آمد؟

من می‏گویم اجرای مرحله‏ای توافق‏نامه‏ها، تجربه کنفرانس ریاض برای حل بحران بود، یعنی امنیت مرحله‏ای، و ثابت شد که این شیوه اجرایی نیست و تنش در جنوب، دوباره سرتاسر لبنان را دچار تنش می‏کند، زیرا جنوب هم‌مرز با اسرائیل است و از این رو، سرنوشت این مسئله تنها به دست دشمن است که طبیعتاً مانع حل بحران می‏شود. بنابراین، اگر قرار است اقدام مرحله‏ای انجام شود، باید از جنوب آغاز شود و اجرای آن در دیگر مناطقِ پیشنهاد‌شده، به تأخیر بیفتد. به همین مناسبت دوست دارم بگویم هرکس تصور می‏کند که ممکن است مشکل لبنان به زیان جنوب و یا بدون در نظر گرفتن جنوب حل شود، اشتباه بزرگی می‏کند، زیرا چنین اقدامی گذشته از آنکه با شکست روبه‌رو می‏شود، تأثیر فراوانی در معادلات سیاسی دارد و فضای نظامی را دوباره نابسامان می‏کند.

تلاش جدی برای توافق وجود ندارد

با توجه به آنچه گفتید، آیا تا زمانی که اجرای توافق‏نامه قاهره با مشکل روبه‌روست، توافق سیاسی تنها راه برون‌رفت از بحران در جنوب است؟ و آیا جناب‌عالی برای ایجاد وجه مشترکی برای ایجاد تفاهم میان گروه‏های لبنانی درگیر، تلاش می‏کنید؟

بی‏تردید ریشه مشکل لبنان که سبب شد جامعه لبنان بستری مناسب برای اجرای توطئه اسرائیلی و بین‏المللی بر ضد لبنان و فلسطینیان و سوریه و جهان عرب باشد، احساس ترس و احساس مغبون‌شدگی و پیامدهای این دو احساس بود. وضعیت در لبنان به حد بحران رسید و از لبنانیان در این وضع سوء‌استفاده شد و داوطلبانه وارد معرکه‏ای شدند که مربوط به آنان نبود. تعدادی کشته شدند و ویرانی‏های بسیاری به بار آمد و نیروهای بازدارنده برای توقف درگیری‏ها وارد عمل شدند.

تا آنجا که من می‏دانم تا کنون تلاشی جدی برای گرد هم آمدن طرف‏های درگیر صورت نگرفته است، نه به دست مقامات لبنانی و نه به دست دولت‌های عربی. تنها تماس‏ها و اقداماتی فردی به کوشش برخی عناصر و طرف‏ها انجام گرفت، ولی طبیعی بود که این‌‌گونه تلاش‏ها بی‏نتیجه بماند، زیرا مشکل بزرگ بود و جوانب و پیامدهای گوناگون و پیچیده‏ای داشت. برخی طرف‏های لبنانی خواستند فراتر از حد و اندازه خود بازی کنند. شاید بگوییم مردم از نظر سیاسی هنوز در حال و هوای جنگ به سر می‏بردند، ولی نباید فراموش کنیم که کمیته گفت‌وگوی ملی در اوج درگیری‏ها شکل گرفت و به یاد داریم که جوّ مردمی دو ماه پیش - مثلاً- بهتر از امروز بود.

بنابراین، لازم بود و هست که همه طرف‏های درگیر به‌طور گروهی یا دوجانبه جمع شوند و رئیس‌جمهور سرکیس نیز همین فکر را داشت، ولی نمی‏دانم چه چیزی مانع اجرای آن شد. این‌‌گونه دیدارها برای جستن راه‌حل است و از این رو، تلاشی است مطلوب که بی‏تردید به یافتن راه‌حل و باز شدن خطی که به آن اشاره کردم یا نزدیک شدن به این دو، می‏انجامد.

اهداف جبهه فراگیر

در ادبیات سیاسی رایج در حال حاضر، این به معنای برپایی «جبهه ملی فراگیر» است. آیا شما با برپایی آن موافقید؟ و به نظر شما چه معنایی دارد؟

از آنجا که من و همراهانم و شیعیان با همه فعالیت‌هایی که می‏کنیم، بخشی از این وطن هستیم